چهار هفته از لیگبرتر گذشته و کیفیت مسابقات قابل توجه نبوده است. بدونشک بخشی از پایینبودن کیفیت مسابقات بهخاطر نداشتن کیفیت لازم زمین است. البته این یک موضوع است، بهصورت کلی تیمهای بالای جدول ما مانند پرسپولیس، استقلال و سپاهان، بازیهای جذابی را ارائه نمیکنند. من وقتی بازیهای لیگبرتر و لیگ یک را با دقت نگاه میکنم، زمینهای مسابقات به لحاظ کیفی خوب نیستند. شاید برخی بازیها مانند بازی استقلال و فجرسپاسی هم بهخاطر کیفیت زمین دچار مشکل شود که باید این موضوع حل شود. فضایی در فوتبال ما حاکم شده که کاملا ناامن برای سرمربی تیمهاست. آنها به سراغ کارهای زودبازده میروند تا نتیجه بگیرند. مثلا وقتی گلهای بازیها را نگاه میکنیم، آمار بسیار بالایی از گلها روی ضربات ایستگاهی به ثمر میرسد. باید بهسمتی برویم که بدنه بازیها بهتر و کیفیت دلخواه ارائه شود ولی چون چنین فرصتی به مربیان داده نمیشود و آنها پس از باخت در دو مسابقه در خطر اخراج قرار میگیرند، جایگاه متزلزلی در تیم پیدا میکنند و اقتدارشان نزد بازیکنان از بین میرود. در نتیجه سرمربی فرصت نمیکند کار فنی لازم را انجام دهد و فقط بهدنبال نتیجهگرفتن است. تاثیرگذاشتن روی داور و عوامل مختلف هم برای کسب نتیجه بسیار مهم است. این واقعیتی است که مربیان ما نمیتوانند شغل خود را مورد انتظار ارائه کنند. نهتنها مربیان در فوتبال ایران امنیت ندارند و پس از باخت در 2 مسابقه هر جا که سر بکشند، اولتیماتوم میگیرند یا به آنها فحاشی میشود بلکه مدیران ما هم بهدلیل آنکه صندلیشان مستحکم نیست در خطر برکناری هستند و بسیاری از آنها نیز ورزشی نیستند. تخصص آنها موارد دیگری است و میخواهند در کوتاهترین زمان نتیجه بگیرند. به همین دلیل بهجای آنکه اقدامات آیندهساز انجام دهند، بهسمت اقدامات نتیجهساز روی میآورند. آنها میدانند در نهایت عوض میشوند و این چرخه معیوب وجود دارد. مدیری که بتواند به مربیاش فشار بیاورد و نتیجه بگیرد، مدت زمان بیشتری باقی میماند. برخی از زمینهای چمن که شبیه آسفالت شده و با پایینبودن کیفیت زمینهای چمن مصنوعی، سطح آسیبدیدگی بالا میرود. اگر چمنهای مصنوعی باکیفیت داشته باشیم و شرایط محافظت و نگهداری از آنها بهصورت کاملا اصولی انجام شود، میتوان از این چمنها استفاده کرد اما ما شرایط حفظ و نگهداری چمن طبیعی را هم بلد نیستیم و در چنین شرایطی نمیتوانیم انتظار داشته باشیم که زمینهای چمن با کیفیت باشند و با مشکل مواجه میشویم. نهادهای بالاتر باید تخصصگرایی را در اولویت قرار دهند ولی این موضوع فدای سیاسیگرایی، جناحگرایی و امنیتگرایی میشود و تخصصگرایی اصلا مهم نیست. برای همین واسطهها اختیار فوتبال را بهدست گرفتهاند و مجموعهای از کارهای مدنظرشان را انجام میدهند. مدیران هم فاقد کیفیت لازم هستند و واسطهها که فرصتطلب هستند، خواستههای خود را اجرا میکنند.