دامن زدن به تنشهای میدانی در منطقه کمکی به حل و فصل مناقشات دیپلماتیک به خصوص مذاکرات وین برای احیای برجام نخواهد کرد. وضعیت اقتصادی کشور به شدت متاثر از تحولات سیاسی، میدانی، امنیتی و دیپلماتیک است. هرگونه تحول و اقدام منفی در این حوزهها تاثیرات مخرب جدی، فوری و مستقیمی بر اقتصاد و معیشت خواهد داشت. در واقع جا دارد اکنون فضا به سمت ثبات، آرامش و تقویت گفت وگو پیش رود، نه تنش زایی؛ در همین چند روز اخیر به خصوص بعد از انتشار اطلاعیه میبینید که رسانههای کشور از زبان افراد نظامی و امنیتی مرتبا این موارد را ترویج میدهند. با پروژه یکدست شدن، قدرت عملاً در دست آنهاست، دیگر نیازی نیست در همه مسائل، مشکلات و بحرانهای جاری کشور از اقتصاد و معیشت تا جامعه، سیاست، دیپلماسی و فرهنگ ورود پیدا کرده و اظهار نظر کنند. از آن مهمتر همه تحولات را در داخل، منطقه و بیرون به آمریکا گره میزنند. این ادبیات کمکی به بهبود وضعیت در داخل کشور و تقویت گفتمان دیپلماتیک نخواهد کرد. در کجای دنیا سابقه دارد که نهادهای غیر مرتبط در همه مسائل کشور اظهار نظر کنند؟ همین رویکرد سبب می شود که توان موشکی، توان پهبادی، توان نظامی، نفوذ منطقهای و مسائلی از این دست به بهانهای برای کشورهای منطقهای و فرامنطقهای در خصوص پروندهسازی علیه ایران بدل شود و در کنار آن مذاکرات هستهای به این مسائل ارتباط پیدا کند و گره بخورد. باید مسئولانه تر، منطقی تر رفتار کرده و توجه بیشتری به مقطع حساس فعلی داشته باشیم. چون بیان برخی از توانمندیها، نه تنها منافعی برای کشور در پی ندارد، بلکه گاه زیان آور است. در یک جمله کوتاه میتوان عنوان کرد که در این چند روزه «میدان» در خدمت «دیپلماسی» نبوده است. از سوی دیگر موفقیت جمهوریخواهان در انتخابات ویرجینیا احتمال بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید را افزایش داده است، این نکته به معنای حضور قطعی و صددرصدی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴ و پیروزی او تلقی نمی شود. چون همین یانیکن هرگز در سخنرانیهای خود از ترامپ یاد نکرد و از ترامپ دعوت نکرد که شخصاً با او پویش انتخاباتی برگزار کند. یعنی جمهوریخواهان هنوز به اجماع صددرصدی روی بازگشت ترامپ به عنوان گزینه محوری این حزب در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو نرسیدهاند. اما نکته اینجاست که برای ایران پیروزی مجدد بایدن، ترامپ و هرکس دیگری در انتخابات ۲۰۲۴ مطرح نیست. برای ایران مسئله کلیدی آن است که ایالات متحده این تضمین را به ایران بدهد که قدرت اجرائی رئیس جمهور آمریکا برای مدیریت برجام به اندازهای است که شاهد کارشکنی کنگره، مجلس سنا و یا روسای جمهور بعدی آمریکا برای خروج از برجام نخواهیم بود. چون قرار نیست که هر بار با تغییر دولت در آمریکا مذاکرات مجدد در دستور کار قرار گیرد. اکنون برخی در خصوص تمام مسائل کشور اظهار نظر می کنند، در صورتی که یا به عمد و یا سهواً از تبعات منفی و مخرب اظهارنظرهای خود اطلاع دقیقی ندارند و یا به آن کمتوجهاند. توئیت علی شمخانی در تقابل با توئیت علی باقری کنی برای آغاز مذاکرات از هشتم آذر ماه تاثیراتی بر گفت وگوهای برجامی دارد. نباید فراموش کنیم این دست موضع گیریها به خصوص از جانب مقامات کلیدی کشور مانند دبیر شورای عالی امنیت ملی چه آثاری در حوزه اقتصادی و معیشتی دارد. حتی آغاز مذاکرات، ولو به شکل صوری و موقتی هم آثار مثبتی بر وضعیت بازار دارد. حال که دولت رئیسی سعی می کند وضعیت اقتصادی و معیشتی را مدیریت کند و از بار مشکلات بکاهد، چرا نباید مذاکرات در دستور کار قرار گیرد؟ چون آغاز مذاکرات فی نفسه اثر مثبتی در حوزه اقتصادی و معیشتی دارد. در حالی که اظهار نظر آقای شمخانی و اعلام پیشاپیش شکست در مذاکرات، آبی بر آتش تلاشهای ایران در مذاکرات و حل مشکلات خواهد بود. با این وصف به مواضع مثبت سیدابراهیم رئیسی در اجتماع روز پنجشنبه مردم سمنان نگاه کنید. رئیسی در آن اجتماع عنوان میدارد که «مذاکره مدنظر ما، مذاکره نتیجه محور است و ما به هیچ عنوان از خواسته بهحق ملت ایران یعنی رفع تحریمهای ظالمانه کوتاه نخواهیم آمد. همانطور که ایران پیشتر اعلام کرده است، میز مذاکره را ترک نمیکنیم.» این اظهارنظرها نشان میدهد که برخلاف برخی تحلیلها و برآوردها در داخل کشور مشکل نگاه سید ابراهیم رئیسی به مذاکره با آمریکا و رفع تحریم نیست، چون رئیس جمهور دیدگاه معتدل و منعطفی نسبت به این مسئله دارد. اکنون هم با گذشت چند ماه از ریاست جمهوری بی شک رئیسی به این درک رسیده است که راه حل مشکلات اقتصادی و معیشتی فقط مذاکره و رفع تحریم است، اما چالش عمده دولت رئیسی و شخص رئیس جمهور دخالت جریان قدرت در کشورند که خود را به همه مسائل جاری تحمیل میکنند.