بورس اوراق بهادار تهران در ماههای گذشته با وضعیت بغرنجی مواجه شد. در شرایطی که بسیاری از سهامداران به دولت سیزدهم امید بسته بودند تا زیانهای گذشته آنها را جبران کند، بازار در هفتههای گذشته باز هم وارد فاز زیان بیشتر شد.در حال حاضر نه تنها شاهد خروج سرمایه از بورس، بلکه شاهد فرار سرمایه از تمامی بازارهای رسمی کشور هستیم، بهطوریکه این نقدینگی به سمت بازارهای غیر رسمی، بازارهای جهانی از جمله ارز دیجیتال و خروج از کشور رفته است. مسئولان نمیخواهند فضایی را فراهم کنند تا سرمایه خارجی جذب کنند، اگر بتوانند جلوی همین موج فرار سرمایه از کشور را بگیرند، خود کار بسیار بزرگی است، اما تاکنون در مقابل این کار شکست خوردهاند. هر زمانی که بازار خواست روند درستی به خود بگیرد و در مسیر صعودی حرکت کند، با سرکوب قیمتی از طریق بستن و تعلیق نمادهای مثبت، عرضههای آبشاری سهام از سوی حقوقیها و همچنین معاملات الگوریتمی جلوی روند صعودی گرفته شده. این شیوه عملکرد، باعث بیاعتمادی بیشتر شده و موجبات کاهش شدید سرمایه اجتماعی در بورس را فراهم آورده که نتیجه آن باعث خروج سرمایه از بورس و جذب آن به بازارهایی مانند
رمزارزهاست. سازمان بورس در ماههای گذشته بیشتر نظارهگر اتفاقات در بازار سرمایه بوده است. ورود نهادهای نظارتی بالادستی به ترکفعلهای صورت گرفته در ماههای گذشته، میتواند حقایق بسیاری را روشن کند. بسیاری از کارشناسان کاهش قیمت دلار و انتشار اخباری پیرامون برگزاری مذاکرات هستهای با ایران را عامل اصلی ریزش بازار میدانند، اما به نظر میرسد بازار سرمایه در این روزها با مشکلات بیشتری از نرخ ارز روبهرو است. موضوعاتی که نهادهای بالادستی باید مورد توجه قرار دهند، تعارض منافع موجود در سازمان بورس و شرکتهای زیرمجموعه آن است. برخی مدیران فعلی در سازمان بورس در شرکتهای بورسی نیز عضو هیات مدیره هستند و این مسأله تا حدود زیادی بورس را با مشکل مواجه کرده است. از دیگر سو، باز بودن دست برخی از افراد و گروهها در استفاده از معاملات الگوریتمی صدای بسیاری از سهامداران را درآورده است. انجام معاملات به شیوه غیردستی و کامپیوتری در شرایطی که بازار با صف فروش همراه است، میتواند به یک چالش جدید برای بورس تبدیل شود. مدیریت سازمان بورس میبایست در مورد استفادهکنندگان از این الگوریتمها شفافسازی کند. در صورتی که وجود این
معاملات الگوریتمی توسط افراد یا شرکتهایی غیر از شرکتهای بازارگردانی مشخص شود، باید با آنها برخورد جدی شود.در حال حاضر شرکتهای بورسی با روند سودسازی بسیار مناسبی روبهرو هستند، اما این سود را در شرکتهای تابعه خود مخفی نگه میدارند و آن را افشا نمیکنند. این گزارشهای غیرشفاف و دارای ابهام باعث شده فضای بدبینی شدیدی در بازار سهام حکمفرما شود. کارشناسان موارد زیر را مهمترین عوامل ثبات در بازار سرمایه معرفی میکنند:
یکی از عوامل مهم، قانونگذاری و ابلاغ دستورالعملهای اجرایی از عواملی است که تغییرات مکرر آن آفتی در معاملات بازار تلقی میشود.
نکته بعدی که باید برای بهبود وضعیت بازار سهام در دولت سیزدهم مدنظر قرار گیرد، برقرار کردن تعادل بین بازار پول و سرمایه است.
بورس و بانک هر دو بالهای اقتصاد ایران هستند که برای پرواز باید با هم هماهنگ باشند. این اتفاق در کنار دیگر اقدامات از طریق ابزارهایی مانند عرضههای اولیه منظم شرکتها و تسهیل شرایط حضور آنها در بورس یا فرابورس محقق میشود.
افزایش فعالیت صندوق تثبیت بازار سرمایه، توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی مبتنی بر سرمایه و اوراق بدهی، تداوم فعالیتهای بازارگردانی، توسعه ابزارهای مشتقه و ابزارهای پوشش ریسک، افزایش شناوری سهام و تغییر دامنه نوسان از دیگر عوامل تأثیرگذار در ثبات بازار سرمایه هستند.
تجربه نشان داده که قیمتگذاری دستوری میتواند به بازارآسیب برساند و پرهیز از آن زمینهساز ثبات در بازار سرمایه باشد.
آموزش اقشار مختلف جامعه درخصوص مفاهیم بازار سرمایه مورد مهم دیگری است که میتواند به ثبات بازار کمک کند.
آنچه مسلم است ثبات در بازارهای مالی با شعار و حرف و قوانین دستوری محقق نمیشود و باید سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه با هماهنگی و ارائه برنامههای عملیاتی و نه شعاری و نظارت دقیق به طور جدی موضوع آشفتگی بازار پول و سرمایه را دنبال کنند. به طور کلی باید ورود و خروج سرمایهها از بازار بورس توسط حقوقیها و حقیقیها کنترل شود یا به اصطلاح بورس قرنطینه شود تا مشکلات، شناسایی و مرتفع گردند. با توجه به خواست مردم که یکی از شعارهای انتخاباتی ریاستجمهوری نیز بود، رونق بازار سرمایه و ایجاد ثبات و تعادل در بورس میتواند از اصلیترین مأموریتهای رئیسجمهوری در دولت سیزدهم باشد. حال باید منتظر ماند و دید که در روزها و ماههای آینده چه بر سر بازار بورس میآید و چه سرنوشتی برای سرمایههای مردم رقم میخورد.