شاید ابعاد اتفاقی که در ساختمان استانداری تبریز رخ داد، بیشتر جنبه شخصی یا سیاسی داشته باشد، اما بدون تردید فردی که اینگونه اقدامی را جلوی دهها دوربین خبری انجام میدهد نیازمند مشاورههای روحی و روانی است، موضوع مهمی که در تقلی مردم برای دوگانه «نان» و «جان» مخصوصا در دوران کرونا، بسیاری از آن غافل شدند و حالا گریبانگیر بسیاری از مردم شده است. البته این امر در سطوح بالاتر جامعه تا این حد رسانهای شد و اگر نگاهی به آمار و ارقامی که در طول هفته منتشر میشود، بیندازیم آنگاه بیشتر به وخامت ماجرا پیخواهیم برد. چند روز پیش بهار زنگی بند، عضو کمپین ژیوانو گفته است: «سال گذشته در استان کردستان حداقل ۱۶ زن با انگیزههای ناموسی یا خشونت خانگی کشته شدهاند.» در اینباره عبدالرحيم تاجالدین، مدیر ارشد سابق وزارت کار گفته است که: «استانهای کردستان، کرمانشاه، خوزستان، ایلام، آذربایجان شرقی، اردبیل، سیستان وبلوچستان و فارس بیشترین تعداد قتلهای به بهانه ناموس را دارند.» اما این موضوع یک بُعد دیگر هم دارد و آن اکثر این استانها دارای بیشترین آمار بیکاری، محرومیت و حاشیه نشینی رنج میبرند نکته جالب در باره این هشت
استان این است که هفت استان آن مرزی هستند!.
پیام مهم خشونت روی صحنه
اما نکته مهم در اتفاقات اخیر، این است که افزایش خشونت به جایی رسید که «کجا، چه زمانی و چه کسی» را نمیشناسد! و میتواند در نقش یک سیلی به صورت بالاترین مقام اجرایی یک استان و توهین، جلوی چشم وزیر کشور باشد یا به شکل خشونتهای خانگی برای میلیونها زن، کودک و مرد در تنهایی و بدون فریاد رخ دهد. در این میان رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، تحلیلی که از اتفاقات اخیر دارد، همان چیزی است که پیشتر نیز ذکر شد و او نیز معتقد است که «ابعاد خشونت و عدم کنترل خشم تا حدی پیش رفته که حتی بالاترین مقامات اجرایی کشور نیز از آن مصون نیستند!» کما اینکه پیش از این نیز رئیس وقت مجلس شورای اسلامی و کاندیدای ریاست جمهوری نیز از این نوع خشونتها را تجربه کردند. با این حال سید حسن موسوی چلک میافزاید: ظهور و بروز پدیدهای به نام «اعمال خشونت» به شکلها و گروههای مختلف همیشه وجود داشته، تقریبا گزارشهای رسمی پزشکی قانونی نیز بهنوعی موید روند افزایشی خشونت در جامعه است. گاهی مواقع خشونت با هدف انتقام صورت میگیرد که همانطور که در موضوع سیلی به استاندار آذربایجان شرقی دیدیم، گاهی نیز به دلیل عدم کنترل خشم در افراد است. آنچه
که اتفاق افتاد بهندرت شاهد اینگونه رفتارها در مجامع رسمی بودیم و شاید در 40 سال اخیر بیسابقه بوده است. پیش از این در مجامع جهانی هنگام سخرانی کفش پرتاب کردهاند و گاهی نیز فحاشی شده و حتی کار به کتککاری رسیده، ولی در کشور ما بیسابقه بود. البته پیشتر در حرم حضرت معصومه (س) برای آقای لاریجانی مُهر پرتاب کردند یا در حرم امام سید حسن خمینی مورد اعتراض قرار گرفت، اما اینگونه سیلی زدن بیسابقه است و یک نشانه است که حتی در این سطح و افرادی که مسئولیت یا جایگاهی در نظام سیاسی و اجرایی کشور دارند، نمیتوانند خشمشان را در سبک جراتمندانه یا به سبک ارتباطی کنترل نمایند و این نشانه خوبی نیست. وی باور دارد، فارغ از اینکه فرد مهاجم، چه نوع انگیزه یا هدف قدرتمندی داشته، اما زمانیکه در مهمترین جلسه و با حضور وزیر کشور اینگونه رفتار را انجام میدهد یک مهم برای من و شما دارد که چرا باید در این سطح و جایگاه باشیم، اما نتوانیم خشممان را کنترل و نارضایتیمان را بروز بدهیم.
نتیجه بیتوجهی به سلامت روان
موسوی چلک، بروز و افزایش خشونت در جامعه را ناشی از بیتوجهی بیش از اندازه به مشکلات روحی و روانی و در مقابل تمرکز بیش از اندازه دولتها برای حفظ جان و درآوردن نان میداند و خاطر نشان میکند: ما هنوز در سبد خانوار، موضوعی به نام درمان مشکلات روحی و روانی نداریم و تمرکز دولت سیزدهم نیز مانند دولتهای قبلی، مسکن، اقتصاد و واکسن کرونا است، در شرایطی که سلامت روانی و اجتماعی جایگاه خود را از دست داده و این موضوع میتواند نگران کننده باشد. خانوادهها برای بسیاری از چیزها هزینه میکنند، اما برای ارتقای سلامت روحیشان بهنوعی خسیس هستند. همین نگاه را دولت نیز دارد و به سلامتهای روحی و اجتماعی بیتوجه است. در صورتیکه هیچ کسی در جامعه نیست که به مهارت کنترل خشم و روحی آرام نیازمند نباشد، اگر پروندههای قضائی، پزشکی قانونی و اورژانس اجتماعی را تحلیل نمایید، خشونت وجه قالب بسیاری از پروندههای قضائی است. اتفاقی که در تبریز رخ داد برای میلیونها نفر آزاردهنده بود، ولی بسیاری از خشونتها در کشور اصلا ضبط و ثبت نمیشود و خشونتهای جسمی مانند قتل و خودکشی و ... گزارش میشود، درحالیکه خشونتهای روانی و عاطفی اصلا دیده
نمیشود. مدیران کشور نیز حالا به این باور رسیدهاند که خشونت درجه و سطح اجتماعی نمیشناسد و هیچکسی با هر مسئولیتی از آن مصون نیست و هم میتواند اعمال خشونت نماید و هم مورد خشونت قرار بگیرد. باید مراقب باشیم که اینگونه رفتارها تبدیل به یک نوع رفتار، متداول باشد. اولین بار کفش انداختن برای یک مسئول، در سال 2008 و در عراق برای رئیس جمهور آمریکا رخ داد و یک سال بعد و در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 88، برای مهدی کروبی کفش پرتاب کردند و حتی به آقای لاریجانی و دیگر مسئولان کشورهای دیگر نیز با این اتفاق روبهرو شدند. باید مراقب باشیم که اینگونه رفتارها تبدیل به یک رفتار اعتراضی متداول در مجامع رسمی نشود.