ادامه از صفحه اول/ از طرف دیگر صرف هزینههای مختلف و تلاش گسترده برای انتخاب یک نماینده توانمند برای مجلس زیان خلأ وجودی نماینده را آشکار میسازد. این دودلی و تردید در انجام خدمات برای خود نماینده نیز شرایط دشوار و آزاردهنده خلق میکند. انتخاب اعضای کابینه از بین نمایندگان محترم مجلس این شائبه را به اذهان متبادر میکند که «نمیتوان افراد مجرب و متبحر خارج از نهاد مقننه یافت.» در حالی که در خود این سازمانها مدیران و اعضای توانمندی هستند که میتوانند به خوبی وظایف وزارت را انجام دهند. نکته مهمتر اینکه انتخاب این نمایندگان محترم به عنوان وزیر در کابینه نوعی واکنش منفی در قبال مردم حوزه انتخابیه است که نمایندهاش به وزارت برگزیده شده و معلوم نیست که در انتخابات بعدی برای انتخاب جایگزین مردم باز اشتیاقی برای حضور در پای صندوقها داشته باشند یا خیر؟ اکنون نزدیک به دو دهه است که تئوری «قحطالرجال» در کشور از سوی برخی از افراد و جریانهای سیاسی در تکثیر و پخش است؛ در حالی که در دهه اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ممکن بود این فرضیه بهنوعی قابل پذیرش باشد اما در حال حاضر و در پس چهلمین سال از انقلاب اسلامی
دیگر پذیرفتن نظریه قحطالرجال قابلقبول نبوده و بیشتر به یک طنز سیاسی شبیه است. مگر اینکه بگوییم موضوع جهلالرجال یعنی ناشناخته ماندن نیروهای لایق و توانمند قابل قبولتر. کادرسازی و شناسایی نیروهای مورد نیاز در هر مقطع، راهکار قطعی و اساسی جایگزین برای جلوگیری از تهی شدن سازمانها و نهادهای کشور از نیروهای کارآمد خواهد شد. امیدواریم آقای رئیسجمهور با توجه به نکته گفته شده، تمهیداتی در این مقوله اندیشیده و به موضوع تفکیک قوا از یکدیگر عنایت لازم را مبذول نمایند.