بستن
کد خبر: ۱۰۲۳۵۴۲

انفعال ژئوپلیتيكی آذربایجان و دردسرهای ایران

انفعال ژئوپلیتيكی آذربایجان
 و دردسرهای ایران
کیومرث یزدان پناه تحلیلگر مسائل بین‌الملل

موازنه ژئوپليتيكي در حوزه قفقاز جنوبی با دو رویکرد در حال تغییر است. رویکرد اول تلاش جمهوری آذربایجان برای خروج از انفعال و انزوای سخت ژئوپلیتيكي از طریق منزوي كردن ایران در این منطقه با روش‌های تقلیدی و ترکیبی است. رویکرد دوم احیای ترکیه با گسترش قلمرو نفوذش در منطقه و بسط عینی حوزه ژئوپلیتیکی آناتولی که به حسرت یک صد ساله اخیر آنان تبدیل شده است. در همین راستا چه بسا که ما در آینده شاهد دیوارکشی در مرزهای مسطح و غیرجنگلی با جمهوری آذربایجان و ایران هم باشیم. مشخصا رفتارهای امروز جمهوری آذربایجان نتیجه حمایت‌های احساسی ایران از جنگ قره باغ به نفع باکو است که بدون درک درست علل تحولات قفقاز جنوبی از سیستم به شدت وابسته و منزوی جمهوری آذربایجان حمایت شد. ما هنوز در تجزيه و تحلیل سیاسی و تحولات پیرامون مرزها به این درجه از درک و فهم نرسیدیم که تصمیم گیری‌های ما باید مبتنی بر جغرافیا باشد، نه دلایل توجیهی دیگر که نتیجه آن عکس می‌شود. یکی از نکات اساسی که ایرانی‌ها و آذری ها باید به آن توجه کنند این است که بايد واقع بین بود و نباید از منظر ناسیونالیستی صرف به موضوعات این چنینی نگاه کرد. اساسا هیچ آذربایجانی به آذربايجان دیگری نخواهد پیوست و گسست جغرافیایی موجب، امکان اتحاد جغرافیایی واحد را در این قلمرو خاص به صفر رسانده است. موضوع اصلی در جهان امروز منافع و رقابت است که به هم گره خورده‌اند، وگرنه اگر چنانچه قرار بر پیوند جغرافیایی بود که در همین داخل ایران مناطق بهم پیوسته جغرافیایی از هم جدا نمی‌شدند و استان‌های جدیدی مثل زنجان و اردبیل شکل نمی‌گرفتند. همین الان اگر تقسیمات کشوری و ملاحظات سیاسی و امنیتی اجازه بدهد، استان‌های آذری به چهار استان دیگر تقسیم می‌شوند. کافی است کمی دور از تعصبات و هیجانات به مسائل نگاه کنیم تا متوجه این حقیقت جغرافیایی بشویم. مسیر جهان امروز بیشتر به‌سمت کثرت گرایی است تا وحدت گرایی. جمهوری آذربایجان از منظر ژئوپلیتیک ارزش این همه توجه را ندارد، اما نداشتن راهبردهای مشخص توسط ایران به‌ویژه در مواقع خاص، از کاه کوه می‌سازد و هزینه امنیتی مرزهای ما را در حد بالایی افزایش می‌دهد. تنها مسأله راهبردي مسأله انرژی و ذخایر نفت این جمهوری ناسازگار با ژئوپلیتیک دریای خزر است که به آن اهمیتی بیشتر از دیگر جمهوری‌های خلق شده در قفقاز بعد از فروپاشی شوروی می‌دهد. از این منظر جمهوری آذربایجان نه عمق استراتژیک ماست، نه شریک راهبردی. تنها یک همسایه معمولی و شریک محلی به حساب می‌آید که به‌واسطه برخورداری از نفت فراوان در مسأله بازار نفت به‌ویژه ترانزیت انرژی از طریق خط لوله باکو ،جیحان، تفلیس تبدیل به رقیب ما شده است. این مسأله حیاتی جمهوری آذربایجان را به زیر چتر پیمان‌های حمایتی از حوزه ژئوپلیتیک غربی و آمریکا قرار داده و به‌واسطه دلدادگی سران باکو از زمان حیدر علی اف تا به امروز و به‌واسطه حضور بازیگران مزاحمی مثل ترکیه و اسرائيل، در حال خروج از یک همسایه معمولی به همسایه ای دردسرساز است و استمرار سیاست ضد ایرانی سران باکو و جنبش‌های ضد ایرانی در این کشور کار را برای ایران در جهت اتخاذ تصمیمی راهگشا بسیار سخت کرده است. هر گونه تصمیم ایران در این منطقه عوارض و پیامدهای منطقه‌ای و جهانی به‌دنبال خواهد داشت. در حال حاضر نیز عمده موضع‌گیری‌های ایران در قبال یاغی گری آنکارا و باکو منفعلانه است و طرف مقابل از رفتارهای متناقض و پر از اشتباه ایران، پیام بازدارنده‌ای دريافت نمي‌کند. متاسفانه در سال ۱۹۹۳ در کنفرانس تهران وا دادیم و نتیجه آن شد که حیدر علی اف بعد از نماز جمعه اجباری دانشگاه تهران و بازگشت به باکو اسب خود را زین کرد تا با نادیده گرفتن ایران سهم ما را در خزر غارت کند و ما امروز به جای راهبردی اثرگذار، چاره را در فحاشی و نثار کردن مرگ به سران این کشورها می‌بینیم و همچنان مرغ ما یک پا بیشتر ندارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار