بستن
کد خبر: ۱۰۲۲۱۳۵

فرصت تاریخی ایران و جبران فرصت‌سوزی‌ها

فرصت تاریخی ایران و جبران فرصت‌سوزی‌ها
نوید مجیدی تحلیلگر مسائل اجتماعی

تحولات کنونی افغانستان و منطقه، لزوم هوشیاری و عملگرایی را بیش از پیش متوجه دولت جمهوری اسلامی ایران و رویکرد خارجی آن می‌کند؛ جایی‌که بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بسیاری یا مستقیما وارد صحنه‌ بازی شده‌اند یا توسط نائبان خود درپی نفوذ و دردست گرفتن اوضاع هستند و هرگونه غفلت از سوی حاکمیت، باعث خواهد شد تا منافع ملی ایران به‌خطر افتد و نیز جغرافیای فرهنگی- تاریخی ایران دچار رنج و دشواری‌ بیشتری شود. جلسه‌ غیرعلنی مجلس شاید گواهی باشد بر این‌که خوشبختانه حاکمیت درپی ایفای نقش پررنگ‌تری در رخدادهای افغانستان است. بسیار به‌جا و شایان یادآوری‌ست که نتیجه‌ رویکرد نادرست خارجی یا شاید غفلت و رودست خوردن در رویدادهای پیشین منطقه، شرایط نامطلوبی را برای منافع ملی و در نگاه کلانتر برای امنیت منطقه درپی داشته است یا در بلندمدت خواهد داشت. در طول سه دهه گذشته چند‌بار فرصت تاریخی برای کشورمان پیش آمده است تا نقش تاریخی و مهم خود را در قبال همسایگان و منطقه‌ بازی کند، اما هربار به‌دلایلی این فرصت‌ها از دست رفته‌اند؛ البته فرصت‌های موردنظر تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند، اما در ماهیت بسیار شبیه و مانند یکدیگرند. نخستین مورد، فرصت گرانقدری بود که پس از فروپاشی شوروی پیش آمد و سرزمینی که امروز به‌نام جمهوری آذربایجان نامیده می‌شود، آماده بازگشت به مام میهن بود اما از این فرصت تاریخی که در فاصله کوتاهی پس از پایان جنگ ۸ ساله با عراق نصیب‌مان شده بود - به دلایلی که در این نوشتار نمی‌گنجد- نتوانستیم بهره‌ ببریم؛ و نتیجه آن شد که درطول این سال‌ها باکو بیش ازآن‌که دارای روابط نزدیک با ایران باشد، تحت سیطره همسایگان دیگر، به‌ویژه ترکیه قرار گرفت. مورد دیگری که می‌توان بدان اشاره کرد، جنگ قراباغ در سال گذشته بود که باز هم به‌دلیل بی‌عملی ایران، اکنون خط مرزی میان ارمنستان و ایران از دست رفته است! و باز هم یکی دیگر از پل‌های ارتباطی ایران با سرزمین‌هایی که به‌لحاظ تاریخی و فرهنگی دارای ریشه مشترک با آن‌هاست بسته شد. اما امروز زمین بازی از شمال‌غرب ایران به شمال‌شرق ایران تغییر کرده و افزون بر پای ثابت تحولات منطقه، یعنی عربستان، امارات و ترکیه، این‌بار پاکستان و چند کشور دیگر نیز همه توان خود را به‌کار گرفته‌اند تا شرایط را به‌سود خود رقم‌زنند. نیازی به گفتن نیست که ایران و افغانستان - مانند سرزمین‌هایی که پیش از این به آنها اشاره کردیم- تا چه اندازه دارای پیوند فرهنگی- تاریخی عمیق هستند. ازاین‌رو ایران هم باید با اندیشه و تدبیر بیشتر و دقیق‌تری به این مساله بنگرد. اکنون که پنجشیر درحال مقاوت است و مسعودِ پسر فرمان قیام سراسری داده و گروه‌هایی از مردم هم در جاهای گوناگون افغانستان بدان پیوسته‌اند، منافع ملی ایران و حفظ ریشه‌های مشترک هویتی ایجاب می‌کند که در کنار «مقاومت» و پشت‌به‌پشت آنان بایستیم تا در بلندمدت بتوانیم از آثار خوب آن، از جمله امنیت و ثبات افغانستان که امنیت ایران را هم درپی خواهد داشت، بهره‌مند شویم. یادمان باشد، که بازی تنها به پاکستان و کمک‌های اطلاعاتی و لجستیکی آن پایان نخواهد یافت و دیگرانی هم‌پیمانان طالبان هم که از آنان نام برده‌ایم، حضور خود را ادامه خواهند داد؛ روسیه و چین هم دقیقا اوضاع را زیرنظر دارند و به احتمال بسیار چه در بعد سیاسی و چه در بعد نظامی وارد کارزار - به‌گمانم محدود- خواهند شد. خطر ازهم‌پاشیدگی افغتنستان هم خود مساله دیگری‌ است که نظام باید برای جلوگیری از آن همه توان خود را به‌کار بگیرد. این مطلب را نباید از ذهنمان دور کنیم که به‌ویژه همسایگان شمال‌غربی ایران، در گذر این سال‌ها نشان داده‌اند که قابل‌اعتماد نیستند و درپی سیاست‌های توسعه‌طلبانه خویش‌اند و بیش‌تر نقش نائبان اروپایی خود را برعهده دارند؛ پس اهمیت موضوع افغانستان برای امنیت ایران و منافع ملی نباید بر کسی پوشیده باشد و امیدواریم ایران با تدبیری سودمند و با همکاری همسایگان شمالی و شرقی بتواند نقش مهمی در تحولات افغانستان داشته باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار