برای اینکه بتوانیم در دوره جدید ریاست جمهوری شاهد تغییرات در عرصه اقتصادی باشیم باید ببینم اولا در کوتاه مدت اصطلاحا 100 روز اول چه اتفاقی خواهد افتاد که آن می تواند از بعد روانی اثرگذار باشد و این اثرگذاری باعث بروز امیدواری و حرکت در بخش های مختلف شود تا اعتماد عمومی جامعه هم به اقتصاد و دولت تحقق پیدا کند، اما باید توجه داشت که ما با دوره چهار ساله طرفیم برای اینکه در سال اول و سالهای بعد و درنهایت انتهای چهار سال بتوان پیش بینی داشت که در مباحث کلان اقتصادی و به تبع ان در بخشهای مختلف اقتصادی چه اتفاقاتی میافتد منوط به تحقق یکسری شرایط است. بخشی از آن مربوط به روابط بینالملل ما و ایجاد ارتباط خوب و به دور از تنش با همسایگانمان است که توانیم به سطح بیشتری از تعاملات اقتصادی برسیم این تعاملات باعث میشود تا این مطلب را تفهیم کنیم که علاقهمند به افزایش روابط اقتصادی و اجتماعی خود با کشورهای همسایه هستیم. بعد از آن هم نهایتا با اتحادیه اروپا و نهایتا اگر مذاکرات غیر مستقیم با آمریکا به شکلی پیش برود که منجر به مذاکرات مستقیم شود همه اینها می تواند اثرگذار در حداقل بروز ثبات نسبی در برخی از شاخص های
اقتصای ایجاد شود تا یک فعال اقتصادی بتواند تجهیزات مورد نیاز و مواد اولیه و قطعات یدکی یا به نوعی ارتباط بین الملل برای او ضروری است را تامین کند و بتواند پیش بینی و پیشگویی کند که نرخ ارز صرفه نظر از قیمت، چه روندی را خواهد داشت. مهم نرخ نیست و در فاز اول ثبات نرخ است تا تولید کننده یا ارائه دهنده خدمات بتواند قیمت کالا یا خدمات خود را در یک محدوده و نوسان قابل قبول اقتصادی تثبیت کند تا بتواند این کالا و خدمات در بازار داخل رقابت کند و در بعد صادرات با رقبایی که در کشورهای اطراف یا کشورهای رقیب هستند و این کالاها و خدمات را تولید می کنند این منوط به یکسری مواردی است که یکی از آنها برجام است و دیگری پیشرفتی است که بتوانیم در واکسیناسیون و کاهش نرخ مرگ و میر و مبتلایان کرونا داشته باشیم و برگشت به وضعیت عادی است که ظرف یکسال و نیم اخیر شرایط مناسبی را در این زمینه نداشتیم.