ادامه از صفحه اول| در عصری که مراکز مهم فیلمسازی در جهان در کنار هر نقش اصلی مرد یک نقش اصلی و قهرمان زن قرار میدهند و به ویژه در بسیاری از فیلمها و سریاهای ژانر امنیتی- جاسوسی خود، زنان را در نقش افسران هوشیار، برنامهریز و حل کننده معماها معرفی میکنند و حتی خود سریال گاندو نیز بر این امر صحه میگذارد که انگلستان از یک زن تحصیل کرده، آشنا به زبان و فنون دیپلماسی و رسانه برای پیشبرد و اجرائی کردن پیچیدهترین و دشوارترین عملیاتهای نفوذ خود در ایران استفاده میکند، کودکان و نوجوانان ایرانی باید تصویری دیگر از زنان هموطن خود ببینند؛ زنانی بدون تخصص و مهارت ویژه که اگر چه بسیاری از آنها هم شاغل هستند، اما اغلب کار آنها پادویی مقامات دولتی، نشستن پشت مانتیورها و رصد کردن وضعیت زندانیان، یا همراهی مأموران مرد زرنگ و هوشیاری است که عملیاتهای پیچیده را طراحی و اجرا میکنند و وقتی همه آبها از آسیاب افتاد و شرایط امن شد، به خانم همکارشان میگویند که وارد عمل شود و به مجرم خانم دستبند بزند، همین! تصویر سازی صورت گرفته از زنان در این سریال پیامدهای منفی در دو بعد داخلی و خارجی برای کشور خواهد داشت؛ در بعد داخلی با چنین تعریف و تصویری از زنان چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم دختران کودک و نوجوان ما در تعریف «هویت نقشی» خود پویا و خلاق باشند، خود را در برابر آزادی، امنیت و پیشرفت کشور مسئول بدانند و برای ایفای نقش در آینده جامعه برنامهریزی کنند؟ و حتی چگونه از پسران این سرزمین انتظار داشته باشیم استعداد و تواناییهای زنان و خواهرانشان را باور کنند و به علاقه آنها برای اشتغال و فعالیتهای اجتماعی احترام بگذارند؟! از این رو به نظر میرسد سریال گاندو برخی کلیشههای جنسیتی را تقویت میکند و تأثیرات مخرب فرهنگی- اجتماعی بر جامعه دارد. اما در بعد بین المللی گاندو این امکان را برای مخاطبان فراهم میکند تا بین رویکرد «امای سیکس(MI6)» انگلیس و نهادهای امنیتی ایران به زنان مقایسهای انجام دهند و کشورمان را به دلیل پیشرفت اندک زنان در سطوح اجتماعی و سیاسی و دور نگه داشتن آنها از پستهای کلیدی و مهم سرزنش کنند. در نهایت باید گفت در عصر حاضر ساخت سریالهای جذاب در ژانر امنیتی- جاسوسی یکی از مهمترین ابزارهای اعمال قدرت نرم در عرصه داخلی و بین المللی به حساب میآید و میتواند با نمایش برنامههای دفاعی- امنیتی، استراتژی و تجهیزات یک کشور، اعتبار و وجهه آن را تا حد زیادی بهبود ببخشد. در همین راستا سریالهایی همچون گاندو نیز به واسطه موضوع و تم سیاسی- امنیتی خود تنها مخاطبان داخلی ندارند و همانطور که سریال اسرائیلی «تهران» از سوی مخاطبان و منتقدان ایرانی با دقت دنبال شد و از زوایای مختلف مورد نقد قرار گرفت، «گاندوی» ایران نیز حداقل از سوی رقبای امنیتی ایران دیده میشود وای کاش میتوانست انعکاس خوب و تصویر مناسبی از ایران به نمایش بگذارد. بیشک گاندو آخرین سریال ایرانی در تم امنیتی- جاسوسی نخواهد بود و امید میرود طرح نقاط ضعف این سریال و آثار منفی آن بر منافع و امنیت ملی به برنامهریزان و دلسوزان امنیت، اعتبار و اقتدار ایران برای طراحی و ساخت سریالهای قوی تر و اثرگذار تر کمک کند؛ سریالهایی که نه به منظور تصفیه حسابهای جناحی، بلکه تنها با هدف امیدوار کردن مردم به آینده کشور و ایجاد بازدارندگی و هراس در دشمنان تولید شوند.