بستن
کد خبر: ۱۰۲۰۹۳۱

توافق با عربستان به تنهایی ممکن نیست

توافق با عربستان 
به تنهایی ممکن نیست
آرمان ملی-علیرضا پورحسین: طبق پیش بینی‌ها اتفاقات این روزهای افغانستان به اشغال پایتخت توسط طالبان و تشکیل یک دولت جدید ختم نشده است و شاهد هستیم که تنش‌ها در این کشور به واسطه اعتراضات مردم و تاکید طالبان بر اجرای قوانین سختگیرانه، بار دیگر بیشتر شده است. اتفاقی که این احتمال را بوجود می آورد تا این کشور بار دیگر روزهای خونینی را پشت سر گذاشته و به صورت مشخص بر امنیت شرق ایران نیز تاثیر بگذارد. همین امر سبب شده تا برخی کارشناسان، مساله افغانستان و طالبان را در کنار مذاکره با عربستان و مذاکرات احیای برجام، سه چالش بزرگ در عرصه سیاست خارجی دولت سیزدهم بدانند. مذاکراتی که هفته هاست به علل مختلف به تعویق افتاده و نگرانی‌ها در خصوص آن حتی به بازار ارز نیز منتقل شده است. مذاکراتی که به نظر می رسد مجموعه نظام به دنبال آن است تا نتیجه ای از آن به دست آورد تا در عرصه اقتصادی ارتباطات خود در عرصه جهانی را بهبود بخشد و وضعیت بحرانی زندگی و معیشت مردم را ترمیم کند. اتفاقی که مشخصا می تواند مسیر بهبود روابط ایران با همسایگان و کشورهای عربی را نیز هموار کند. به همین علت بسیاری از صاحب نظران بر این باور هستند که دولت سیزدهم اگر می خواهد اولویت نخست خود یعنی بهبود روابط با کشورهای منطقه را محقق کند، در گام نخست باید به دنبال به نتیجه رساندن مذاکرات احیای برجام و موفقیت در وین باشد. امری که دور از دسترس نیست و به واسطه یک داد و ستد سیاسی و هوشمندانه می توان به آن دست یافت. در راستای بررسی این چالش‌ها و نحوه عملکرد دولت در خصوص آن‌ها، «آرمان ملی» گفت و گویی با علی‌اصغر زرگر، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل داشته است که در ادامه می‌خوانید.

چالش‌های سیاست خارجی دولت سیزدهم چه مواردی هستند و آیا می‌توان آن‌ها را از امروز حل شده دانست؟
در روزهایی قرار گرفتــه ایم که دولت سیزدهم به‌دنبال اخذ رای اعتماد برای کابینه خود از مجلس سیزدهم است. در این میان به نظر می‌رسد بسیاری از گره‌های کشور به دست دستگاه دیپلماسی دولت سیزدهم و شخص وزیر خارجه قابل باز شدن است. وزیر خارجه ای که با سه چالش مهم رو به روست. نخست طالبان و افغانستان، دوم مذاکره با عربستان و ارتباط گیری با سایر کشورهای عربی منطقه و سوم به نتیجه رساندن مذاکرات وین. تقریبا می توان از امروز متصور بود که دولت سیزدهم و در این موارد جه تصمیم گیری هایی خواهد کرد. این چالش‌ها قابل حل هستند و دولت با یک تدبیر خاص می تواند از سد این موانع در عرصه سیاست خارجی عبور کند.
مشخصا گره امــور در افغانستان به چه علت است و ایران باید چگونه در قبال این همسایه شرقی خود عمل کند؟
یکی از معضلات اصلی در حوزه افغانستان حضور گروه‌ها و بازیگران متعدد در این کشور است. امروز قدرت‌های بزرگ جهان، کشورهای همسایه و گروه‌های داخلی در این کشور نمی‌خواهند منافع خود را از دست دهند. ایران نیز صدها کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و در گذشته نیز از داخل خاک افغانستان علیه ایران تهدیدهای امنیتی رخ داده است. این تهدیدها از سوی گروه هایی بوده است که امروز با طالبان همکاری نزدیکی دارند. سبقه طالبان خوب نیست و در آخرین مرحله ای که بر کابل مسلط بودند هم علیه مردم خودشان و هم علیه ایران اقداماتی را انجام دادند که ایران را تا مرز مداخله نظامی کشاند اما در آن برهه زمانی ایران به این جمع بندی نرسید که اقدام نظامی انجام دهد. پس از آن نیز آمریکا ورود کرد و شر طالبان را کم کرد. دولت سیزدهم باید توجه داشته باشد که در ابتدا مرزهای شرقی را تحکیم کند و به مناطق مرزی رسیدگی کند تا امنیت پایدار ایجاد شود. از سوی دیگر باید مراقب تحرکات در داخل افغانستان نیز بود. افغانستان همواره باتلاقی برای کشورهای بزرگ بوده است. در قرن نوزدهم افغانستان به باتلاقی برای بریتانیا تبدیل شد. این اتفاق در قرن بیستم برای شوروی و در قرن بیست و یکم نیز برای آمریکا تکرار شد. به همین علت باید هوشیار بود. امروز جهان باید اجازه دهد که خود افغانستان تصمیم گیری کند و متاسفانه شاهد هستیم که امروز نیز اینگونه نیست و تسلیحات و فشار‌های امنیتی کشورهایی همچون پاکستان، عربستان و امارات در افغانستان در حال تقش آفرینی هستند. در این زمین پیچیده ایران در وهله اول باید مراقب باشد تا درگیری نظامی نداشته باشد و عرصه را بدون استفاده از قدرت نظامی مدیریت کند. ایران باید به سمتی حرکت کند تا طالبان را بواسطه دیپلماسی زمین گیر کند و باید ایران با تمام طرف‌های افغانستانی وارد گفت و گو شود و به جد پیگیر تحولات باشد. باید توجه داشت که طالبان سال‌ها به دور از شهر و تمدن بوده است و به‌زودی متوجه می‌شود که مدیریت کشور متحول شده افغانستان کار آسانی نیست و مجبور می‌شوند تا برای حل مشکلات جدید در اداره کشور مسیر دیگری را در پیش گیرند. امروز دیگر با کشتار و زور اسلحه نمی توان کشور اداره کرد و مشخصا منجر به مقاومت از سوی مردم می‌شود. افغانستان طی 20 سال گذشته با فرهنگ مدرنی آشنا شده است که مشخصا قوانین سختگیرانه طالبان را نخواهد پذیرفت. هیچ گروهی همچون گذشته نمی‌تواند بر افغانستان مسلط شود. ایران در کوتاه مدت بهتر است شورایی را که بر افغانستان مسلط شده و تصمیم گیری می‌کند را به صورت موقت به رسمیت بشناسد و در آینده در خصوص به رسمیت شناختن دائمی تصمیم گیری کند. ایران نباید جبهه گیری سخت علیه افغانستان و طالبان داشته باشد و باید مدارا کرد. آن‌ها تا زمانی که علیه ایران اقدامی انجام نداده اند باید با آن‌ها صرفا گفت و گو کرد. ایران باید باب تجارت را سریعا با افغانستان توسعه دهد و اجازه ندهد تا کشور ضربه بخورد. امروز می‌توان طالبان را کنترل کرد و نیاز است تا از طریق دیپلماسی فشار وارد شود. طالبان تجربه ندارد و به همین علت مثلا شهردار کابل را در پست خود نگه داشته‌اند تا شهر را مدیریت کند. این اتفاق در خصوص برخی سمت‌های دیگر نیز رقم خورده است و این مسئولان ابقا شده افغانستانی نیز به طالبان گفته‌اند تا زمانی که سیاست طالبان تند نباشد با آنها همکاری می کنند. به مرور زمان همه چیز مشخص خواهد شد. این امکان وجود دارد که طالبان یک توطئه علیه ایران باشد و این توطئه توسط پاکستان و کشورهای عربی ترتیب داده شده باشد تا از مسیر شرق بر ایران فشار وارد کنند. باید در این خصوص نیز هوشیار بود و تحرکات را رصد کرد.
این دشواری و پیچیدگی معادلات در خصوص رابطه با عربستان و سایر کشورهای عربی نیز وجود دارد؟
مدت‌هاست که مذاکرات میان ایــران و عـــربستان آغاز شده است و مهم‌ترین میانجی نیز در این عرصه عراق است که قصد دارد تا آشتی میان ایران و عربستان بوجود آورد. مذاکراتی که به واسطه تغییر دولت در ایران متوقف می‌شود و به زودی از سرگرفته می‌شود. باید توجه داشت که به تنهایی نمی‌توان با عربستان مذاکره کرد و روابط را بهبود بخشید. عربستان تا زمانی که تمامی کشورهای همراه او به این نتیجه نرسند که باید تنش‌ها را با ایران کاهش دهند، اقدامی جدی نخواهد کرد. بازگشایی سفارتخانه‌های ایران و عربستان شاید محقق شود اما باز هم باید توجه داشت که همه چیز به معادلات جهانی بستگی دارد. امروز به نظر می رسد یک چراغ سبز به عربستان نشان داده شده است که با ایران مذاکره کند و عربستان نیز طبق همان چراغ سبز پیش می‌رود. امروز آمریکا نیز خواهان کاهش تنش در منطقه است. به همین علت از افغانستان خارج شد و قصد دارد تا نیروهای خود را در عراق نیز کاهش دهد. آمریکا در حدی نیرو در منطقه نگه خواهد داشت که از کارکنان و مراکز خود دفاع کند و مشخصا در این مرحله از ایران نیز می خواهند تا سطح برخوردها را کم کند. آن‌ها از ایران و عربستان مشارکت خواهند خواست و اگر دولت سیزدهم به واقع به دنبال حل مشکلات در منطقه است و اولویت خود را همسایگان قرار داده است باید به این سمت حرکت کند.
ایران در این مسیر چه نقاط ضعفی را برطرف کند؟
ایران به عنوان بازیگری مهم و توانمند در منطقه باید راه مشارکت در تامین امنیت منطقه را در پیش بگیرد. این یک بازی برد- برد است. در واقع اینجاست که باید تقسیم نفوذ و منافع صورت بگیرد. هر کشوری منافعی امنیتی و نظامی و... در کشور‌های پیرامونی خود و در منطقه دارد، همه کشور‌ها به‌همین صورت هستند لذا شناسایی موقعیت کشور‌های مختلف منطقه به این معناست که ما در این بازی برد-برد مشارکت کنیم و به‌عنوان بازیگری قدرتمند در منطقه مشارکت داشته باشیم و کشورهای دیگر نیز مایل به مشارکت خواهند بود ولی وقتی مبنا را بر صفر و صد می گذاریم این تفکر در دنیای امروز کارایی نخواهد داشت. باید جایی بین صفر تا صد را انتخاب کنیم و ببینیم در کجا منافع ملی ما اجازه می دهد به مبادلات و تعاملات بین المللی بپردازیم. لذا با این ترفند و دیپلماسی می‌توانیم به جایگاه اصلی خود در منطقه و جهان برسیم و با کشور‌های دیگر تعامل کنیم. اگر سرمایه‌های کشور آزاد شود و کنترل کاملی صورت بگیرد در چنین شرایطی دولت‌ها می‌توانند از مشاوران خوب و نیروی کار ایران استفاده کنند و اتاق‌های فکر درست کنند و کاری صورت بدهند.
دولت سیزدهم و مجموعه حاکمیت به برهه‌ای از زمان نزدیک می‌شود که باید در خصوص مذاکرات وین تصمیم گیری کند. در این خصوص به چه مواردی باید توجه داشت؟
این همان نقطه‌ای است که همه چالش‌های سیاست خارجی ایران به آن ختم می‌شود. باید توجه داشت که بایدن همچنان نگاه منفی به حکومت عربستان دارد که با تندروی‌های خود منطقه را به آشوب کشانده‌اند، به همین علت بلافاصله پس از به دست گرفتن قدرت سه تصمیم مهم گرفته که بیانگر تغییر سیاست آمریکا در مورد منطقه خاورمیانه بوده است. نخست تاکید بر توقف جنگ یمن، دوم خارج کردن انصارا... از لیست گروه‌های تروریستی و سوم ممنوع کردن فروش سلاح به عربستان. این تصمیمات نشان می‌دهد عربستان در مسیر انزوا قرار دارد و دعوت محمد بن سلمان از شیح حمد امیر قطر برای نشست شورای همکاری خلیج‌فارس پیش‌دستی عربستان با درک این فضا برای حل مشکلاتش با قطر بوده که به ثمر رسیده است. امروز قطر در راستای تغییرات در منطقه می‌خواهد نقش میانجی را بین ایران با دولت بایدن و حکومت عربستان ایفا کند و در این خصوص با آمریکا نیز هماهنگ شده است و حتی پیغام‌های مربوط به مذاکرات وین را نیز منتقل می‌کند. به همین علت سفر وزیر خارجه قطر به تهران صورت گرفت. این سفر دو علت داشت. یکی برجام و موقعیت ویژه نقش‌آفرینی در این زمینه برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا و دیگری شکستن فضای سرد و فریزشده روابط ایران با عربستان. امروز در مورد روابط ایران و عربستان نشانه‌ها و تحلیل‌ها حاکی از آن است که احتمالا کار به نقطه حرکت رسیده و ممکن است ‌یکسری بازنگری‌ها رخ دهد. قطر با نگاه تیزبینانه به دنبال استفاده از موقعیت جدید خود و ایفای نقشش به عنوان یک بازیگر فعال منطقه‌ای و حتی بین‌المللی و استفاده از فرصت برجام برای تثبیت موقعیت خود در برابر عربستان است. با توجه به برخی تغییر و تحولات سیاسی در عمان پس از سلطان قابوس که کشورش نقش رابط ایران با شورای‌همکاری خلیج‌فارس و حتی میانجی برجام و آمریکا در برخی مقاطع زمانی را داشت، حالا دیگر آن کاریزما در میان اعراب و شاید آن رابطه قدیم با ایران را ندارند. قطر نیم‌نگاهی به ایفای این نقش دارد. از سوی دیگر رفتار انفعال‌آمیز تروئیکای‌ اروپایی، که شاید ایران انتظار داشت، نقش تسهیل‌کننده بازگشت آمریکا به برجام را ایفا کنند، موجب دلسردی تهران و ناتوانی آنها در شکستن بن‌بست موجود شده است. امروز همه منتظرند ببینند چه کسی گام اول را برمی‌دارد و این امر در برهه‌ای از زمان که دولت جدید در ایران مستقر شده، از اهمیت بسزایی ‌برخوردار است. آمریکا پس از دور پنجم مذاکرات عملا توپ را به زمین ایران انداخته است اما مقامات ایران شرط و شروطی دارند که هنوز محقق نشده است و این علت اصلی وقفه در مذاکرات است. امروز در ایران حاکمیت یک دست شده است و به نظر می رسد این امر سبب شود تا ایران تصمیم نهایی را گیرد و برجام را با اندکی تغییر احیا کند. این که امروز مقامات ارشد نظام عنوان می کنند هر واکسنی را از مراکز معتبر برای کشور خریداری می کنند یک پیام مهم سیاسی است. این پیام این است که ایران در مواقعی که مردم گرفتار شده‌اند بیشتر به فکر مردم است و توافق می‌کند و سخت گیری زیادی نمی‌کند. این تصمیم در خصوص برجام نیز می‌تواند گرفته شود و کشور را از بحران نجات دهد. امیرعبداللهیان نیز توانایی مذاکره دارد و می تواند این عرصه را مدیریت کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی