نمیتوان کابینه پیشنهادی سیدابراهیم رئیسی را یک کابینه فراجناحی تصور کرد؛ چرکه با بررسی دقیقتر و عمیقتر آرایش سیاسی هرکدام از این وزرا به نظر نمیرسد حتی تلاشی برای تشکیل کابینه فراجناحی در دستور کار رئیسی و جریانهای حامی وی شکل گرفته باشد. امکان دارد که این افراد با نگاه اصطلاحا تکنوکرات انتخاب شده باشند، اما تکنوکرات بودنشان به معنای فراجناحیبودن آنها نیست. ضمن اینکه اساساً فراجناحیبودن کابینه پیشنهادی را نمیتوان امتیاز و حسن تلقی کرد. چون از یک طرف رئیسجمهور به نام فراجناحیبودن مجبور میشود یک توازن سیاسی را بین جناحها ایجاد کند و سعیاش هم بر این معطوف خواهد شد که وزن هرکدام از جریانها بر دیگری غلبه پیدا نکند و این باعث خواهد شد عملاً دست رئیسجمهور برای تشکیل کابینه مدنظر محدودتر شود و در کنارش بخشی از توان و انرژی خود را صرف مدیریت اصطکاک سیاسی بین جناحها کند. ضمن اینکه فراجناحیبودن کابینه در ادامه کار میتواند به تنش سیاسی درونسازمانی دولت بین جریانهای تشکیلدهنده آن کابینه منجر شود، مصداق بارز آن دولت یازدهم و دوازدهم است که حسن روحانی سعی کرده از همان ابتدای کار خیرالرجالهای دو کلان جریان اصلاحطلب و اصولگرا و در حقیقت بهنوعی تکنوکراتهای چپ و راست را در کابینه خود بهکار گیرد تا در نهایت دولتی معتدل یا میانهرو را با مشی مستقل سیاسی تشکیل دهد. رئیسی میتواند کابینه را از جریان سیاسی همسو با خود انتخاب کند، اما به موازاتش یکمشی تعاملی با همه جریانهای سیاسی کشور در پیش بگیرد؛ قرار نیست که بهصرف تشکیل یک کابینه اصولگرا ما شاهد تقابل و دعوای دولت رئیسی با تمام جریان های سیاسی دیگر در کشور باشیم. رئیسی عنوان کرده است که من از فکر، ظرفیت، برنامه و ایده تمام جریانهای سیاسی برای مدیریت کشور استفاده میکنم، نگفته است که از افراد آن جریانها برای تشکیل کابینه و مدیریت استفاده خواهم کرد. از طرف دیگر در خود جریان اصولگرا افراد متخصص، توانمند، دانا و اصطلاحا خیرالرجال کم نیستند که رئیسی دغدغهای از این بابت داشته باشد. رئیسی سعی کرده است در تشکیل کابینه مدنظر خود از افرادی استفاده کند که بیشترین همخوانی، همراهی و در حقیقت بیشترین حرفشنوی را از دستورات و برنامههای او داشته باشند. ببینید در یک نگاه سیاسی ما افراد را به سه دسته «مدیر»، «ایدئولوگ» و «پیرو» تقسیمبندی میکنیم. تیپ ایدئولوگ بیشتر افرادی را شامل می شود که در اوایل انقلاب حضور داشتند و قرابت خاصی هم با اقتضائات سیاسی، امنیتی و اجتماعی سالهای ابتدایی حیات جمهوری اسلامی ایران پیدا کرده بودند. این افراد بهدنبال تدوین مبانی نظام ذیل اتاقهای فکر بودند تا بتوانند راهبردهای آتی مشخص کنند. تیپ مدیران هم شامل افرادی است که طبعگرم و تعاملی دارند و بیشتر از آنها بهعنوان تکنوکرات و افراد فراجناحی، فراحزبی و فراسیاسی یاد میشود که با مجموعههای بالادست و پاییندست خود روابط سازندهای برای پیشبرد امور دارند. اما تیپ پیرو به افرادی اطلاق میشود که همواره تلاش دارند خود را در تطابق حداکثری با افراد و نهادهای بالادستی خود قرار دهند، حتی اگر نگاه جریان بالادستی در تقابل با بینش و مشیسیاسی این افراد باشد. از این افراد بیشتر به عنوان کوتولههای سیاسی یاد میشود. در سایه این نکته رئیسی هم سعی کرده است برای تشکیل کابینه مدنظر خود از افراد دسته سوم استفاده کند. رئیسی بنا را بر این گذاشته است از افرادی استفاده کند که ضمن دارا بودن برنامه و همخوانی دانش و تخصصشان با حوزه وزارتی مربوطه، تقابل، تضاد اختلافی هم با دولت و شخص رئیسی نداشته باشد. البته اینجا لازم میدانم عنوان کنم که این افراد شاید، تاکید میکنم که شاید در آینده تقابل، اختلاف و تضادی با رئیسجمهور پیدا کنند، اما در کوتاهمدت این افراد تلاش دارند بیشتر خود را پیرو نشان دهند. نکته مهم اینجاست که اگر دیگر وزرای کابینه رئیسی بتوانند در پیشبرد امور حوزه وزارتی خود و خروج کشور از بحرانهای جاری بهخصوص در حوزه اقتصادی، معیشتی و حوزه بهداشت موفق عمل کنند بهتبع آن میزان نارضایتی داخلی هم کمتر خواهد شد. یعنی اگر وزارت اقتصاد در کنار بانک مرکزی، وزارت صنعت، معدن تجارت، وزارت جهاد کشاورزی و دیگر وزرای مربوطه مسائل اقتصاد و معیشت را حل کنند، وزارت کار و رفاه اجتماعی ابربحران بیکاری را مدیریت کند، وزارت ارتباطات فضای مجازی را درست پیش ببرد یا همین وزارت نیرویی که شما از آن یاد کردهاید در زمینه مدیریت مصرف بهینه انرژی برق یا آب، که اتفاقا اعتراضاتی را در خوزستان و دیگر استانها به دنبال داشته است، بهدرستی موارد لازم را در دستور کار خود داشته باشند آن زمان دیگر امنیت روانی یا حتی امنیت فیزیکی مردم در داخل کشور تحتالشعاع عملکرد دیگر وزارتخانههای غیرمربوطه قرار نمیگیرد. یعنی اگر صادقانه بخواهیم وضعیت امنیت کشور را در حالحاضر ارزیابی کنیم مطمئن باشید بیشتر ناامنیها در کشور، نه متاثر از عملکرد وزارت اطلاعات و دیگر نهادهای امنیتی، بلکه به دلیل کارنامه سراسر اشتباه و تصمیمات غلط دیگر وزرا است که به اعتراضات مردمی و در نهایت ناامنی داخلی منجر میشود. اینگونه میشود که ما شاهد هستیم تصمیم وزیر اقتصاد، وزیر نیرو، بانک مرکزی، وزیر جهاد کشاورزی، وزیر کار و... چگونه به حوزه کاری وزارت اطلاعات گره میخورد. پس میبینید عملکرد هر وزیر مکمل عملکرد دیگر اعضای کابینه است. لذا باز هم تاکید میکنم کل کابینه باید در یک پازل دیده شود.