تشکلهای بسیج دانشجویی در هفت دانشگاه کشور با صدور بیانیه مشترکی نسبتبه روند انتخاب علیرضا زاکانی به عنوان شهردار تهران و پذیرش این موضوع از سوی آقای زاکانی انتقاد کردهاند. ظاهراً رسانههای جناح اصولگرا این بیانیه را نادیده گرفته و از بازتاب خبری آن خودداری کردهاند. این نادیدهانگاری علامتی از نارضایتی احزاب اصولگرا از بیانیه هفت تشکل بسیج دانشجویی است و در عین حال، نشانگر آن است که بیانیه، بدونکسب اجازه یا هماهنگی با آنها و به صورتی مستقل صادر شده است. نگاه جناحهای سیاسی در ایران به پایگاه دانشجویی خود معمولاً درخواست پیروی و اطاعت بیچونوچرا از خود بوده است، اما این توقعی نیست که دانشجویان برای مدتی طولانی به آن تن در دهند. فضای زندگی و فعالیت دانشجویی به هر اندازه هم که بسته و محدود باشد، خواهناخواه با سطحی از گفتوگو و در بدترین حالت با جر و بحث و جدال لفظی همراه است و همه این مقولات، نیاز به اقامه نوعی استدلال دارد که در نهایت قوه تعقلِمستقل فرد را به جنبش میآورد. هنگامی که قوه تعقل به حرکت درآید، اطاعت کورکورانه از مراجع سیاسی و عقیدتی به تدریج رنگ میبازد و مطالبه دلیل و برهان جای آن را میگیرد. این اتفاق در همان نخستین سالهای ریاستجمهوری سیدمحمد خاتمی، دامن احزاب اصلاحطلب را گرفت و انجمنهای اسلامی به عنوان پایگاه اصلی اصلاحطلبان در دانشگاهها از درِ انتقاد از عملکرد آنان برآمدند و بعضاً به جدیترین نیروی منتقد آنان تبدیل شدند. اصولگرایان اما با تکیه بر وجودِ «دشمن مشترکی» به اسم اصلاحطلبان، برای سالهای طولانی بهانه به ظاهر موجهی را برای جلب وفاداری و اطاعتِ محضِ دانشجویان حامی خود در دست داشتند، اما اینک با راندهشدن اصلاحطلبان از عرصه قدرت سیاسی، آن بهانه از دست رفته است و بنابراین، تشکلهای بسیج دانشجویی در پی مطالبه توجیهات عقلپسند در مورد اقدامات و تصمیمات آنها برآمدهاند. نادیدهانگاری بیانیه هفت تشکل بسیج دانشجویی از سوی رسانههای اصولگرا اما نشاندهنده آن است که آنان هیچعلاقهای به بازشدن میدان پرسشونقد و چالش از سوی حامیان خود ندارند و خواهان تداوم وضعیت گذشته هستند. از این رو، برخی محافل آنان ممکن است در پاسخ به بیانیه هفت تشکل بسیج دانشجویی به نوعی اعمال فشار پنهان برای عدمتکرار آن متوسل شوند و در نهایت، کار را به تطمیع و تهدید و تصفیه بکشانند. این شیوهها اما نتیجه اندکی دربر دارد چراکه روش تطمیع و تهدید گرچه ممکن است برخی افراد را وسوسه کند یا بترساند، اما بر اکثر نیروهای جوانی که با رویاهای خاص خود وارد فعالیت سیاسی به نفع اصولگرایان شدهاند، تأثیر معکوس خواهد گذاشت. در هر صورت، اصولگرایان برای حفظ پایگاه دانشجویی خود نیاز به بازاندیشی و تجدید نظرِ عمیق در انتظارات و روشهای گذشتۀ خود دارند، در غیر این صورت، آنها ابتدا با نارضایتی و چه بسا در بلندمدت با طغیان این نیروها روبهرو خواهند شد، همانطور که اصلاحطلبان در سطحی دیگر روبهرو شدند.