برخی اعضــای شورای شهـر انتخاب زاکانی به عنوان شهردار را مغــایر قانـون میدانند. در حالی که همین اعضـای شورا زاکانی را به عنوان شهردار معرفـی کردند. این تناقض و تنش در فضای مدیریت شهری را چگونه ارزیابی میکنید؟
قانونگــرایی برخــی تا زمانی ادامه دارد که منافعشــان تامین شود، یعنی تا آن زمان بر اساس قانون رفتار میکنند و در غیر این صورت مسیر دیگـری را میپیمایند. بــرخی از آنها به صراحت از مـوارد غیرقانونی سخن میگویند اما در ادامه اظهار میکنند که باید قانون اصلاح شود تا با رفتار ما تطبیق پیدا کند. فردی بدون هیچ ارتباط و نزدیکی با مردم قم به این شهر رفته و رای و اعتماد آنها را به این عنوان جلب کرده که نماینده آنها باشد و از حقوق آنها در مجلس دفاع کنـد. اقدامات قابل تاملی در این روزها شاهد هستیم، به عنوان نمونه فردی که به خاطر مناصب اجرایی بالاتر و موقعیتهای بهتر به راحتی به رای و اعتماد مردم پشت کرد. انتخاب این فرد به عنوان شهردار نشان میدهد که شعارهای این افراد با عمل آنها فاصله بسیار دارد. قطعا حق شورای ششم اصولگراست که یک شهردار از جناح خود را انتخاب کنند اما حداقل لازم است شهردار اصولگرایی برگزیده شود که واجد شرایط لازم از لحاظ سوابق مدیریتی و تحصیلات باشد. همچنین فایل صوتی که از آقای چمران منتشر شد صورت مساله را کاملا روشن کرد، این افراد که به فرمایشات رهبری اشاره میکنند امروز باید توضیح دهند رفتارشان
چه تناسبی با آن فرمایشات ایشان دارد که فرمودند «یکی از آسیبها این است که نماینده مجلس از ابتدای ورود به مجلس نقشه رسیدن پستی را در سر بپروراند». آش به قدری شور است که آقای رسایی هم این تصمیم را مورد انتقاد قرار داده و گفتهاند این دسته از افراد برای ورود به قدرت هر کاری انجام میدهند. افرادی از این دست اگر به آنچه میگویند متعهد و برای مردم جایگاه و ارزشی قائل بودند، حداقل تا پایان دوره نمایندگی خود در مجلس میماندند. نکته این است که این افراد هیچ اعتقادی به مردم و رای آنها ندارند. این افراد نباید فراموش کنند حضور آنها در مجلس و شورای شهر مدیون عدم حضور مردم است و اگر مشارکتی صورت میگرفت، این افراد در این جایگاهها حضور نداشتند. آقای زاکانی که در قم هم تنها 23 درصد آرا را بهدست آورده که باید به آن توجه کند و در آن اندازه برای خودش جایگاهی را تصور کند. همچنین بالاترین عضو شورای شهر تهران یعنی آقای چمران، با 14 درصد رای مردم تهران انتخاب و نفر آخر نیز با 5 درصد آرا به شورای شهر رفت. بیش از دو سوم از افرادی که در لیست شورای ششم شورای شهر حضور دارند، رای کمتر از آرای باطله بهدست آوردهاند. جایگاه شورای
شهر با توجه به آرای اعضای آن، متزلزل و دور از مردم است. وقتی چنین شورای شهری روی کار آمد، انتخاب چنین شهرداری هم قابل انتظار بود. آنها که منتخب مردم نیستند، اقلیتی هستند که با تحمیل شرایطی بر مردم توانستهاند در این جایگاهها قرار گیرند و نظرات خود را بر اکثریت تحمیل کنند تا فرد مورد نظر خودشان را بر جایگاههای مختلف منصوب کنند.
حضور این افراد بر مناصب مختلف چه تاثیراتی در سالهای آینده در کشور و مردم خواهند داشت؟
این رفتارها نتیجه نوعی نگاه مشخص است و مادامی که این نوع نگاهها در میان این افراد جریان دارد، مردم به هیچ انگاشته میشوند چرا تصور میکنند همان چیزی درست است که خودشان بدان باور دارند و مردم نیز مکلف به پذیرش آن هستند. چنین افرادی در هر منصبی باشند، این نوع نگاه و رفتارها ادامه خواهند داشت. نباید فراموش کنیم که برخی از این افراد تخلفاتی را مرتکب شدهاند، احکامی دریافت کردهاند و شائبههایی در خصوص برخی از آنها مطرح بوده است. خیلی خوب است حتی اگر فردی مانند آقای زاکانی، اگر واقعا به شعارهای خود معتقد و فسادستیزی را سرلوحه خود قرار داده است، اعلام کند که چه برنامهای برای شفافسازی در شهرداری و پاسخ دادن به سوالات و ابهامات درباره پروژههای گذشته شورای چهارم، پرونده یاس یا عیسی شریفی دارد و چه اقدامی در این راستا انجام خواهد داد. زاکانی باید تکلیف بدهیهای 50هزار میلیاردی که از شورای چهارم به یادگار مانده مشخص کند اگر چنین شود قطعا مردم هم استقبال خواهند کرد. متاسفانه تحقق چنین انتظاراتی دور از ذهن است، چراکه این افراد به قدرت و مناصب به عنوان غنائم نگاه میکنند.
به نظر شما چه مولفههایی میتواند مانع تصمیماتی شود که برای کشور آسیبزاست و آیا افکار عمــومی و نهادهای نظارتی میتوانند نقش موثری داشته باشند؟
مگر همین درصــد بالایی که شرکت نکردند و درصدی که رای باطلــه دادنــد، افکار عمومی نیستند؟ وقتی توجهی به این افــکار نمیشود، محکوم به شکست هستیم. هر روز فاصلهها بیشتر میشود و اگر تجدیدنظر نشود و مردم را نبینند، وضعیت روز به روز بدتر خواهد شد. انتخابی چون انتخاب آقای زاکانی، محل اعتــراض درون خود جریان اصولگرا قرار گرفته و این دست تصمیمات تنها ضربه به یک جریان سیاســی نیست بلکه آسیب آن متوجه همه است. موفقیت زمانی رخ میدهد افرادی که در انتخابات شرکت نکردند و رای باطله دادند دیده شده و مورد توجه قرار گیزند. همچنین اگر منتظر برخورد نهادهای نظارتی هستیم باید به خاطر داشته باشیم دخالت این نهادها در این امور معنا پیدا نمیکند. اگر این افراد به دنبال اصلاح خود یا حضور نهاد نظارتی بودند به سرعت در خصوص طرح صیانت که به عنوان طرح خیانت به حقوق مردم مطرح میشود و بسیار مورد انتقاد و اعتراض قرار گرفته، تاملی میکردند. اما مجموعه یکدست و یکصدا به دنبال این است تا صدای مخالف جریان شنیده نشود. این افراد تحمل نقدها را ندارند که اگر داشتند و مایل بودند، صدای منتقدان را مورد توجه قرار دهند، حتما پیشتر در رفتار خود
تجدید نظر میکردند.