شاید از نگاه سیاستگذاران مساله مهمی در میان نباشد، اما از نگاه اقتصاد کلان و به گواه اعداد و ارقام رسمی و واقعی، اقتصاد ایران در سومین سال متوالی، تورم بالای ۵۰درصد را ثبت و ضبط کرده و بهنظر میرسد که در حال حرکت به سمت تورم پایدار بالای ۵۰درصد هستیم. اکنون بالغ بر ۱۰ سال است که اقتصاد ایران، رشد اقتصادی صفر را تجربه کرده و این در حالی است که ما اقتصادی با ظرفیتهای قابل توجه، نظیر توانمندی نیروی انسانی، دانش و تکنولوژی و علاقه به تولید و با انگیزه فراوان داریم. از اقتصادی حرف میزنیم که بهطور سالانه بهصورت متوسط بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار خروج سرمایه را تجربه کرده و به اقتصاد ذینفعانه بدل شده است. با تاسف باید اذعان داشت که در کشور ما یکسری از شرکتها، بدون تورم توان کار کردن و فعالیت مولد ندارند. این شرکتها را باعنوان کاسبان تورم باید شناخت. بازیگرانی که متاسفانه در سیاستهای همه دولتها تاثیر مستقیم داشته و اجازه نمیدهند که بهصورت علمی با مساله تورم در اقتصاد این مملکت مقابله شود. از آن جا که اقتصاد ما، رشد اقتصادی نداشته، ریسک سیاسی در آن بسیار بالا رفته و همچنین رشد نقدینگی بالایی هم تجربه میکند، جمیع این مسائل سبب شده تا رقم و روند تورم همچنان بالا باقی بماند. اگر سیاستی در راستای کاهش تورم اتخاذ شود، متاسفانه شاهد پسلرزههای آن و حتی جابهجایی وزیر خواهیم بود. همین الان، بهره حقیقی در ایران، رقم منفی ۳۳درصد را تجربه میکند. وضعیت تورم به شکلی شده که برخی در کشور خیالشان راحت است که اگر هم بدهی ایجاد کنند با خلق ثروت آن را جبران خواهند کرد. تورم بالا در کشور ما خواهان خودش را دارد و صدالبته که کاملا بر ضد منافع مردم و مغایر با تولید ناخالص داخلی است. مهمترین اقدامی که به نظر میرسد رئیسی باید در دولت سیزدهم تمهید کند، رساندن رقم تورم به ۲۰درصد در گام اول و کاهش آن به ۱۰درصد و ۵ درصد در گام دوم خواهد بود. این مهم نیز بدون تردید، محقق نخواهد شد مگر با استفاده از تجربیات صاحبنظران و اقتصاددانان برجسته مملکت. شاید دیگر واقعا وقت آن رسیده که دست از سیاستهای تجربی برداشته و از آزمون و خطا صرفنظر کنیم؛ چراکه اقتصاد ایران در وضعیت بغرنج کنونی واقعا جایی برای آزمون و خطا نخواهد داشت. متاسفانه اقتصاد ذینفعانه در ایران، رویکرد سیستماتیک پیدا کرده و در تمام پیکره اقتصاد مملکت نفوذ کرده است. حربههای ذینفعانهای که هر روز در یک حوزه نظیر سیمان، سکه، ارز ۴۲۰۰تومانی و دیگر عرصهها نمایان میشود و وقت آن رسیده که به جد، تصمیم به محدودیت این رویکردها بگیریم. باید به سمت اقتصاد رقابتی حرکت کنیم مثل کشور چین که آن را تجربه کرد و به گواه آمار و ارقام نیز به واقع موفق شد.