آرمان ملـی- علیرضا پورحســین:
در روزهای اخیر برخی رسانهها نگاهی متفاوت به مذاکرات برجام در وین داشتهاند و بر این باورند که دولت جو بایدن با این واقعیت روبهروست که بازگشت بهتوافق هستهای ممکن است دیگر امکانپذیر نباشد؛ به این علت که ایران راهکارهایی برای غلبه بر تحریمهای آمریکا خواهد یافت و در حال رقابت در راستای افزایش ظرفیت هستهای خود است. در این میان شائبههایی به نقل از افراد مطلع از جریان مذاکرات مطرح میشود که طبق آن مقامات آمریکایی پس از آنکه ماهها مذاکره بر سر بازگشت به توافق نتوانست به یک توافق بینجامد، در حال بازبینی گزینههایشان هستند. اگرچه به گفته آنها، آمریکا که هنوز خواستار بازگشت سریع به این توافق بهعنوان گذرگاهی به سمت توافقی طولانیمدت و مستحکمتر است، میخواهد جایگزینها را نیز بررسی کند؛ از جمله لغو محدود تحریمها در قدم اول در ازای متوقفکردن برنامه هستهای ایران است؛ مسیری که بهنظر میرسد باز هم با چالشهایی جدی مواجه شود. در راستای بررسی این مساله و جوانب دیگر مذاکرات وین، «آرمان ملی» گفتوگویی با رحمان قهرمانپور، تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی داشته است که در ادامه میخوانید.
رویکرد جدیدی که احتمالا در دستور کار دولت جو بایدن جهت لغو برخی تحریمها قرار میگیرد، میتواند گرهای از مذاکرات وین باز کند؟
وضعیت مذاکرات وین به مرحلهای رسیده که گمانهزنیها به شدت افزایش یافته است، اما بهنظر میرسد آمریکا در راستای اینکه امتیازات بیشتری به ایران بدهد، قصد دارد در مقابل امتیازات بیشتری نیز از ایران بگیرد و برنامه هستهای ایران را محدودتر کند. باید توجه داشت که در مذاکرات وین روی برخی مسائل توافق حاصل شده است و اگر تغییری بزرگ در خواستهها ایجاد شود، مجموعه مذاکرات را شاید تحتتاثیر قرار دهد. اتفاقی که بهوضوح شاهد رخدادن آن هستیم این است که طرفین گفتوگو بهدنبال ایجاد ابزارهایی هستند تا قدرت چانهزنی خود را در مذاکرات ارتقا دهند. یکی از این ابزارها برای آمریکا این است که بر خرید نفت ایران از سوی چین فشار وارد کند و ایران نیز اقدامات فنی در حوزه هستهای انجام داده است تا طرفهای غربی را تحتفشار قرار دهد. بارها از سوی طرفها و چهرههای شاخص عنوان شده است که ایران و آمریکا نباید خواستههای بیشتری داشته باشند و نباید گامهایی پیشدستانه بردارند تا مذاکرات موجود درخصوص مسائل هستهای و رفع تحریمهای مرتبط با آن به سرانجام برسد. بعید به نظر میرسد آمریکا بدوندریافت امتیازات بیشتر، تحریمهای بیشتری را لغو
کند.
سازوکار مدنظر آمریکا در راستیآزمایی لغو تحریمها آیا کارآیی دارد؟
راستیآزمایی و ضمانتی که ایران مدنظر دارد مشخصا از جمله مسائلی است که هنوز هم بر سر آن توافق نشده است. درخصوص ضمانت اجرایی تعهدات آمریکا گفته است باتوجه به ساختار سیاسی کشورشان نمیتوانند در این حوزه تعهدی را متقبل شوند. از سوی دیگر راستیآزمایی مقولهای است که در مباحثی همچون کنترل تسلیحاتی از اهمیت بهسزایی برخوردار است و ابعاد متعددی دارد. آمریکا در گذشته نیز وعده داده بود تحریمها را لغو میکند، اما برخی از تحریمها لغو نشده است و به همین علت امروز ایران درابتدا خواستار راستیآزمایی است تا مطمئن شود بهواسطه لغو تحریمها میتواند فروش نفت داشته و درآمد حاصل از آن را به داخل کشور بازگرداند. این یک فرآیند مستمر است و سازوکار آمریکا نمیتواند در این عرصه پاسخ مناسبی به خواستههای ایران دهد. باید یک تیم ناظر و مرجعی وجود داشته باشد تا بهصورت مستمر راستیآزمایی وجود داشته باشد. آمریکا صرفا عنوان کرده است محدودیت فروش نفت را لغو میکند و سایر مسائل آن دیگر به آنها مربوط نیست. در این میان مساله تحریمهای ثانویه نیز مطرح میشود که مشخصا مقوله آسانتری برای حلوفصل است؛ زیرا طبق تحریمهای ثانویه،
کشورهایی که با ایران معامله کنند مورد تحریم قرار میگیرند و آمریکا با آنها مراوده اقتصادی نخواهد داشت که در راستای خنثیسازی آن میتوان با حجم قابلتوجهی از شرکتهای کوچکتر همکاری داشته است که ارتباطی با آمریکا ندارند. همکاری شرکتهای کوچک و متوسط با ایران پیشنهاد اروپا بود و مشخصا اگر تحریمها لغو شود، تحریمهای ثانویه نیز لغو میشود. معضل اساسی ما انباشتهشدن تحریمها از 14 سال پیش تاکنون است که منجر شده حجم تحریمها زیاد شود و گرهای در این عرصه بهوجود آید. از سوی دیگر باید توجه داشت که بایدن برای دفاع از احیای برجام در مقابل مخالفانش به دو مساله استناد میکند؛ نخست اینکه برجام احیا شده است تا باب گفتوگوهای دیگر همچون مسائل منطقهای باز شود و دوم اینکه این بهانه را مطرح کند که کلیه تحریمها لغو نشده اما ایران دیگر نمیتواند فعالیت هستهای خود را گسترش دهد؛ که به این دو موضوع استناد خواهد کرد.
پیشبرد مذاکرات بهتر است به شورای عالی امنیت ملی سپرده شود یا وزارت خارجه؟
یک منبع گفته آقای امیر عبداللهیان عنوان کرده ایران مذاکرات را ادامه میدهد و به نقطه صفر بازنمیگردد. اگر این خبر صحت داشته باشد به این معناست که مدیریت مذاکرات به شورای عالی امنیت ملی سپرده نمیشود همچون زمانی که آقای روحانی در شورای عالی امنیت ملی حضور داشت. سپردهشدن مذاکرات به شورای عالی امنیت ملی یک مزیت دارد و آن این است که میتوان بهراحتی در آن شورا به علت حضور نماینده تمامی دستگاهها، به اجماع رسید. البته باید توجه داشت در این حالت پرونده امنیتی میشود و شاید نگاه خوبی ایجاد نکند؛ از سوی دیگر جایگاه دبیرکل شورایعالی امنیت ملی بهعنوان مسئول مذاکرات از جایگاه وزیرخارجه پایینتر است و طرفهای مقابل در این عرصه با معاونان خود حاضر میشوند. ما در گذشته تجربه هر دو حالت را داشتهایم. تجربه نشان میدهد زمانی که مذاکرات زیرنظر وزارت خارجه بود، موفقیتهای بیشتری به دست آمد. تجربه سالهای 88 تا 92 درخصوص مذاکرات خوب نیست که البته بخشی از آن به آقای جلیلی بازمیگردد که خیلی علاقهمند به دخیلکردن دیگران در پرونده نبود. امروز اگر آقای امیرعبداللهیان در وین بهخوبی عمل نکند؛ احتمالا بار دیگر پرونده به
شورای عالی امنیت ملی سپرده شود.