آرمان ملی- حمید شجاعی: هفت رئیسجمهور تاکنون مدیریت اجرایی کشور را در مقاطع مختلف برعهده داشتهاند که آینده سیاسی هرکدام بهنحوی رقم خورده است؛ بنیصدر از سوی مجلس عزل و کنار گذاشته شد، محمدعلی رجایی ترور و به شهادت رسید، آیتا... خامنهای به رهبری نظام رسیدند، مرحوم آیتا... هاشمی به ریاست مجمع تشخیص رسید، سیدمحمد خاتمی از بنیاد باران سر در آورد و محمود احمدینژاد نیز به عضویت مجمع تشخیص درآمد. حال به دوران پساروحانی رسیدهایم و صحبت از آینده سیاسی وی در میان است. آیندهای که برخی به جهت در قدرتبودگی روحانی آن را در نهادی دیگر غیر از ریاستجمهوری میبینند و عدهای نیز بهواسطه تحولات سیاسی کشور آن را بیرون از قدرت جستوجو میکنند. رئیسجمهور پیشین خود گفته به کار فرهنگی خواهد پرداخت، اما باید دید مجموعه نظام چه تصمیمی برای استفاده از روحانی خواهد داشت.
آینده شیخ دیپلمات
آینده کارکردی و سیاسی روسایجمهور از گذشته تاکنون به دو صورت رقم خورده است؛ یا به هر نحوی از قدرت فاصله گرفتهاند یا اینکه امتداد فعالیتهای خود را در قدرت، اما در جایی جدای از ریاستجمهوری پی گرفتهاند. شاهد مثال این دو نوع رویکرد را میتوان نخست، در آینده رویکردی و عملکردی سیدمحمد خاتمی دید که از قدرت کناره گرفت و به فعالیت در بنیاد باران و تاثیر در صحن اجتماعی جامعه مشغول بکار شد و در رویکرد دوم نیز در اغلب روسایجمهور که پس از دوران مسئولیت خود با حضور در مجمع تشخیص مصلحت نظام فعالیت در قدرت خود را البته با حوزه نفوذ کمتر ادامه دادند. این در حالی است که اگر نگاهی به نوع نگاه روسایجمهور به قدرت و مردم داشته باشیم، متوجه میشویم که رویکرد اغلب روسایجمهور به جامعه و مردم صرفا به پلی برای قدرت گرفتن آنها بوده و از قدرت برای پیش بردن اهداف از پیش تعیینشده خود در حوزههای مختلف بهره بردهاند و در این میان عمل به وعدهها و مطالبات مردم کمتر از آنچه که بهنظر میرسیده تحقق پیدا کرده است. هر چند که این مساله در دوره روسای جمهور مختلف کمرنگ و پررنگتر شده؛ چنانکه در دولت مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی،؛
محمود احمدینژاد و حسن روحانی بهدلیل برخی نارضایتیها این مساله کمرنگتر بوده و در دولت سیدمحمد خاتمی به علت اهمیت دادن بیشتر به مردم این مساله پررنگتر دیده شده است. این در حالی است که امروز در دوران پساروحانی قرارداریم و تا کنون بسیاری از سیاسیون و صاحبنظران نسبت به اینکه شیخ دیپلمات آینده عملکردی خود را در کجا سپری خواهد کرد به اظهار نظر پرداختهاند. آنچه مسلم است چندین سناریو برای آینده حسن روحانی تاکنون مطرح شده است؛ حضور در مجمع تشخیص مصلحت نظام به سنت مالوف روسایجمهور، احتمال کار سیاسی و حزبی و در نهایت همانطور که خود گفته کار فرهنگی و علمی گزینههایی است که پیشروی روحانی قرار دارد. هر چند که به نگاه محمد عطریانفر فعال سیاسی اصلاحطلب روحانی این قابلیت را دارد که بنا به احراز صلاحیت و قابلیتهای منحصربهفردش در قیاس با اعضای فعلی مجمع، ریاست این نهاد انقلابی را برعهده گیرد. حال اینکه خود روحانی به کجا خواهد رفت تا اینکه مجموعه نظام او را در کجا قرار خواهد داد؛ دو نکته مجزا و البته مهم و قابل تامل بهحساب میآیند. قدر مسلم روحانی ظرفیتی است که میتوان از او در صحنه نظام بینالملل استفاده
مطلوبی کرد؛ مثل محمدجواد ظریف که هر کشوری آرزوی داشتن چهرهای با کاراکتر او را دارد؛ لذا از ظرفیت روحانی نیز میتوان در قامت فرستاده ویژه ایران در مسائل بینالمللی بهره برد. چندی پیش بادامچیان دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در این خصوص گفته بود: «من نصیحتی به دو رئیسجمهور قبلی کردم که به آن عمل نکردند؛ به خاتمی گفتم هیچ کشوری کسی که دو دوره رئیسجمهور بوده است را دور نمیاندازد، پس شما طوری عمل کنید که ولیفقیه بتواند از شما استفاده کند. به احمدینژاد هم همین را گفتم. به او گفتم اگر رهبری کسی را بهعنوان نماینده به فلسطین بفرستد، شما را میفرستد و اگر بخواهد نمایندهای به اروپا بفرستد، خاتمی را میفرستد. ولی طوری عمل کردند که نه رهبری توانست از آنها استفاده کند و نه در بین مردم الان موقعیتی دارند.» وی در مورد روحانی نیز بیان کرده بود: «آقای روحانی نیز اگر به گونهای عمل کند که در خدمت نظام باشد، از او استفاده میشود.» حال باید دید روحانی در دوران پساروحانی در کجای حاکمیت قرار خواهد داشت.
پایان زیست قدرت روحانی؟
نگاهی به کارنامه عملکردی بسیاری از مقامات، شخصیتها و سیاسیون که حداقل زمانی در پست و مقامی مشغول فعالیت بودند، این نگرش را بهدست میدهد که برخی از این مدیران و شخصیتها با قدرت عجین بوده یا به عبارتی«زیست قدرت» داشتهاند و عملکرد عدهای نیز اساسا تقارنی با این زیست قدرت نداشته و پس از چندی که در موقعیتی بودهاند از آن سمت کنار رفته و دیگر در سایر نهادها پست یا سمتی به آنها واگذار نشده است. در این راستا شاید بتوان افراد زیادی را مثال زد که طی 40 سال گذشته زیست قدرت داشته و همواره در نهادهای قدرت انتصابی و انتخابی حضور داشتهاند. اما حجتالاسلام حسن روحانی یکی از مهمترین افرادی است که از این خصیصه مهم برخوردار بوده است. نگاهی به مسئولیتهای روحانی طی دهههای گذشته نشان میدهد که او از نمایندگی مجلس، معاونت فرماندهی جنگ، فرماندهی پدافند هوایی کل کشور و معاونت جانشین فرماندهی کل قوا تا دبیری شورایعالی امنیت ملی، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان و همچنین ریاستجمهوری همواره در مناصب حکومتی قرار داشته و با زیستقدرت همراه بوده است. این در حالی است که با روند تحولات قدرت در کشور بهنظر میرسد
این در قدرتبودگی این بار برای روحانی تکرار نشود و اگر هم باشد چندان جایگاه موثری برای او در نظر نگیرند. از این رو شاید خود روحانی هم چون از این موضوع باخبر است، صحبت از فعالیتهای فرهنگی میکند؛ در حالی که این امر چندان جدی بهنظر نمیرسد چرا که جامعه روحانی را بیشتر از چهرهای فرهنگی، چهرهای سیاسی و امنیتی میشناسد. در نتیجه او نه میتواند مثل آیتا... هاشمی جریانسازی کند و شخصیت وجیهالمله در میان اصلاحطلبان و اصولگرایان از خود بسازد و نه با عملکرد نهچندان موفق دولتش مثل خاتمی میتواند لیدری جامعه مدنی را برعهده گیرد و نه مانند احمدینژاد ژست اپوزیسیون بگیرد و ساختارهای نظام را به چالش بکشد. لذا بهنظر روحانی تنها رئیسجمهوری خواهد بود که پس از دوران مسئولیتش چندان فعالیت جدی از او نخواهیم دید و حسن روحانی صرفا رئیسجمهور سابق خواهد بود.