بستن
کد خبر: ۱۰۱۹۶۶۸

دل نگرانی‌هایی که با واکسن تمام نمی‌شود

دل نگرانی‌هایی که با واکسن تمام نمی‌شود
نرگس ملک‌زاده کارشناس آموزشی

اسفند ماه سال 98 بود که شیوع یک ویروس، تمام مناسبات جهان را مجبور به تغییر کرد. آن روزها، فکرش هم سخت بود که اين مهمان ناخوانده از سرزمین اژدها بیاید و جان بی‌شمار عزیزان ما در ایران را ببلعد. یک سال و اندیست هر چه مبارزه می‌کنیم، اتفاقی نمی‌افتد و سویه جدیدی برایمان رو می‌کند، یعنی همیشه آماده است که «بزند زیر میز» و بر هم بزند تمام معادلات پيش بيني شده را و چاره‌ای نباشد جز تسلیم و تعظیم. همه گیری این ویروس راهی جز پوست اندازی نظام آموزشی باقی نگذاشت. کوچ ناخواسته از پشت نیمکت‌های چوبی شکسته و خط خطی شده و پناه بردن به مانیتورهایی سرد و بدون روح که قرار بود «شاد» باشند، اما متاسفانه ناشادترین سال‌های آموزشی کشور رقم خورد. سال آموزشی که در آن دیگر خبری از گفت و گو و نشاط ساعت‌های تفریح نبود، فرصت تخلیه انرژی به دلیل حضور پیوسته در خانه کاهش یافت و دانش آموزان و گاها معلمان دچار انزوای اجتماعی شدند. مدرسه با همه تنگناها و محدودیت‌هایی که داشت، دارای ظرفیتی بود که می‌توانست تجارب ارزنده و بدیعی برای فراگیران خلق کند. این در حالی است که با همه گیری ویروس کرونا و با به‌وجود آمدن دوگانگی بین «سلامت و آموزش» و با اولویت بخشیدن به صیانت سلامت دانش آموزان و معلمان، این ظرفیت‌ها کم و در بیشتر موارد از دست رفت. در آستانه سال تحصیلی جدید به مانند سال‌گذشته سناریوهایی برای بازگشایی مدارس به گوش می‌رسد. سناریوهایی که از مطلوب و ایده‌آل بودن شرایط شروع شده و به بدبینانه‌ترین شرایط رسیده است، ولی از دید خودشان سناریوی سوم مطلوب‌ترین است. سناریوی سوم ترکیبی از آموزش حضوری و غیرحضوری، کلاس‌های تقسیم شده و زمان‌های نسبتا کوتاه شده آموزشی. این شرایط نیازمند واکسیناسیون کامل معلمان و ضرورت رعایت پروتکل‌های بهداشتی است. اجرای این سناریو نیازمند یک برنامه نویسی جدید و مدرن آموزشی است، نه مانند گذشته آزمایش و خطا، تمام امیدمان این است که نویسندگان این قبیل راهکارها فرصت سوزی نکرده و از سال قبل آنچه باید می‌آموختند، کسب کرده باشند و در سال تحصیلی جدید با دید همه جانبه‌تر از فرصت‌ها و تهدیدها آموزش را آغاز کنند. با توجه به این سناریو که معلمان در اولویت دریافت واکسن قرار گرفتند، دل نگرانی‎هایی نیز در بین فرهنگیان وجود داشت و همچنان باقی‌ است. آیا کار واکسیناسیون معلمان در فرصت باقی مانده تا شروع سال تحصیلی به اتمام خواهد رسید؟ آیا گزارش‌های رسانه‌ای که سبدی از انواع واکسن‌ها برای معلمان در نظر گرفته شده است در عمل نیز حق انتخاب برای معلمان قائل خواهند شد؟ یا با توجه به محدودیت‌های تولید یا واردات انواع واکسن در روز واکسیناسیون نمی‌توان دست به انتخاب زد؟ آیا با این شرایطی که استان‌های قرمز و نارنجی، نشان از خطر مرگ دارد، زدن واکسن در فضای آموزشی ما که با استاندار جهانی (8.5 متر مربع برای هر دانش آموز) حدود ۳ متر مربع فاصله دارد، می‌تواند ضامن سلامتی معلمان، دانش آموزان و به تبع آن خانواده‌های آنها باشد؟ دل نگرانی کمی نیست که آیا مدارس با این شرایط مالی و نبود سرانه می‌توانند میزبان حدود 14 میلیون دانش آموزان باشند؟ شاید بگویند سال گذشته هزار و سیصد میلیارد ریال با عنوان سرانه بهداشتی بین مدارس توزیع شد، اما سهم هر مدرسه را مقایسه کنید با قیمت خرید مواد ضد‌عفونی کننده برای مصرف روزانه یا خرید صابون مایع برای شست‌وشوی دست‌ها! این مبلغ هزینه اندکی برای سفره‌ای بزرگ است، یعنی خرج کردن قطره چکانی برای سلامتی و تهدید جدی نه تنها برای معلمان، حتی با وجود زدن واکسن‌ برای جامعه‌ای که ۱۴میلیون منتشر کننده ویروس خفته دارد و ده‌ها سوال دیگر در ذهن برای رسیدن به پاسخ های قانع کننده آن که همچنان بی‌جواب است! درست است که ما معلمان این شرایط آموزش، دل چسب‌مان نیست، درست است که خانواده‌ها امسال بیشتر از سال قبل تمایل خود را به آموزش حضوری و بازگشایی مدارس نشان می‌دهند، درست است که دانش آموزانمان احساس جدا ماندگی از دوستان و هم کلاسی‌هایشان دارند، درست است مسئولان قول داده‌اند که تزریق واکسن در کشور سرعت بیشتری به خود بگیرد، اما یادمان باشد که این ویروس چشم تنگ، چشم‌هایش را به خوشی‌های ما بسته است. اگر تدبیر کرده‌اید و تمام جوانب را سنجیده‌اید و فرزندان خود شما نیز در کلاس‌هایی با مساحت کم با ۴۰ نفر دیگر شريک در نفس کشیدن هستند، مدارس را باز کنید!

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی