اینکه وضعیت کشور در همه ابعاد و سطوح پیچیدهتر، بغرنجتر و بحرانیتر از سال ۹۲ است، کاملا درست است یا در اینکه توان دولت، چه دولت روحانی و چه دولت تازهنفس رئیسی از نظر بودجه و دخلوخرج بسیار بد است شکی در آن نیست، این نکات و هزاران نکته دیگر از این دست یک هشدار و خطر جدی را به ما گوشزد میکند، اما هنوز برای دولت رئیسی فرصت آواربرداری وجود دارد. اگرچه دولت سیزدهم مانند دولت اول روحانی با فراغبال نمیتواند مسائل را پیگیری کند، ولی وضعیت آنقدر حاد نشده است که پیشاپیش عنوان کنیم دولت رئیسی فرصت آواربرداری ندارد. اکنون مهم نیست چه دولتی با چه نگاه سیاسی در کشور روی کار است، باید اجازه داد این دولت فرصت حل مشکلات را پیدا کند. البته معتقدم با توجه به مجموعه اعتراضات مردمی در سال ۹۶ و دیگر اعتراضات که بهخصوص بعد از خروج ترامپ از برجام شکل گرفته است، ما باید با یک تغییر نگاه شرایط را مدیریت میکردیم تا به اینجا نرسیم. در این مدت با فرصتسوزیهای پیدرپی عملاً نتوانستهایم کشور را از بحرانهای جاری برهانیم تا به این وضع دچار نشویم. پیرو این نکات قطعاً تکرار اعتراضات در خوزستان و دیگر شهرها و استانها قابلپیشبینی بود، در این بین قطعاً راهحل اتمام این اعتراضات و تحقق خواستههای بهحق مردم هم گفتار درمانی نیست. اینکه ما بهدنبال مقصرتراشی و حمله به دولت روحانی باشیم مشکلی از مردم حل نمیکند. مردم هم دیگر برای این مقصرتراشیها و حمله به دولت روحانی کوچکترین ارزشی قائل نیستند. اکنون جامعه دولت روحانی، دولت رئیسی و همه ارگانها و نهادها را در یک کاسه میبیند. اعتراض دیگر به دولت روحانی نیست؛ دولت روحانی که چند روز دیگر میرود، کل ساختار اکنون زیرسوال رفته است. ما باید پیشتر از اینها به فکر حل مشکلات میبودیم. اگر آن همان زمان خروج دونالد ترامپ از برجام، اعمال تحریمها و پیگیری سیاست فشار حداکثری که موجب قطع صادرات نفت و کاهش شدید و فاحش درآمدهای نفتی شد، فکری برای حل مشکلات میکردیم، ما به اینجا نمیرسیدیم که برای توجیه وضع موجود به دنبال مقصرتراشی باشیم. با همه این تفاسیر جامعه باید صبر پیشه کند و در کنار آن نباید سطح انتظارات از دولت سیدابراهیم رئیسی را هم بالا برد. مخالفان برجام اکنون که در سایه یکدستشدن قدرت باید پاسخگو باشند، نیک میدانند هیچراهی غیر از احیای هر چه زودتر برجام وجود ندارد؛ برجامی که همین حضرات در دولت روحانی تا توانستند بر آن تاختند و حتی آن را در صحن مجلس آتش زدند. اما الان دیگر خبری از آن تاختوتازها به برجام نیست، برجام شده نسخه شفابخش کشور. هر روزی که مذاکرات وین برای احیای برجام به تأخیر بیفتد ما از امتیازات لغو تحریمها محروم میشویم و بهدنبال آن مردم باید تاوان و بار حقیقی سیاست فشار حداکثری را بر دوش بکشند. برای مردم یک روز هم یک روز است که این سختیها تمام شود. پس اگر ما در دولت روحانی به صورت پیوسته مذاکرات را ادامه میدادیم این مهم ما را از چند تهدید دور میکرد؛ اول اینکه تلاشهای داخلی، منطقهای و خارجی برای به بنبستکشیدن مذاکرات وین عملاً به شکستکشیده میشد و دوم اینکه قطعاً دولت سیدابراهیم رئیسی در یک فاصله کوتاهی از روی کار آمدن میتوانست از امتیازات احیای برجام برای حل مشکلات کشور استفاده کند، اما متاسفانه اکنون باید دولت روی کار بیاید، کابینه سیزدهم به مجلس برود، رای اعتماد بگیرد، تیم مذاکرهکننده در درون وزارت امورخارجه تعیین شود، هماهنگیهای لازم و خط مذاکرات مشخص شود تا دوباره نشست وین در دستور کار قرار گیرد؛ تازه آن زمان که تیم جدید هنوز با فضای مذاکره اُخت نشده است؛ این امر میتواند به ضرر ما باشد. همه این مسائل معلوم نیست به چند هفته یا چند ماه فرصت نیاز داشته باشد، تا آن زمان مردم باید این سختیها را به دوش بکشند؛ آن هم در شرایطی که اکنون ما شاهد اوجگیری اعتراضات مردمی در کف خیابانها هستیم و به دنبالش ملت خواستار حل سریع مشکلاتند. از آن طرف هم که جیب دولت خالی است. اینجاست که به این نتیجه میرسیم بهتعویق انداختن مذاکرات وین تا زمان روی کار آمدن دولت رئیسی از سوی ایران تا چهاندازه اشتباه بوده است. نکته مهمتری که لازم به ذکر است اینکه اگر ما در دولت حسن روحانی نشستهای وین را به صورت پیوسته ادامه میدادیم و هرچه زودتر به احیای برجام نزدیک میشدیم قطعاً فضای مثبتی برای بازار ایجاد میشد. ما نباید پارامتر بسیار حیاتی تاثیر فضای روانی سیاست خارجی بر بازار را از نظر دور نگه داریم. مهم نیست که رئیسی مثل من فکر میکند یا خیر، مساله اینجاست که نسخه فوری دیگری وجود ندارد. چون اولا بسیج امکانات داخلی و اتکا به توان کشور عملا یک پروسه زمانبر است و تحقق آن بهطور کامل مستلزم هماهنگی کلیه نهادها و دستگاههای ذیربط است که در شرایط حساس کشور خروجی ملموس آن برای مردم به چند سال زمان نیاز دارد. ضمن اینکه با توجه به تحریمها و سیاست فشارحداکثری دیگر توانی برای کشور باقی نمانده است که دولت رئیسی بخواهد به آن اتکا یا آن را بسیج کند. پس احیای برجام، هم نسخه فوری حل مشکلات کشور و هم نسخه به شدت کمهزینهای است.