بستن
کد خبر: ۱۰۱۹۲۱۲

حاشیه‌های سازی به سبک رسانه ملی

حاشیه‌های سازی به سبک رسانه ملی

آرمان ملی- امید کاجیان: مجری صداو‌سیما درحالی می‌گوید کیمیا علیزاده از پول مردم استفاده کرده که 150 میلیون یورو از صندوق توسعه ملی به این رسانه اختصاص داده شده است! اینجا ایران است؛ جایی که همه‌چیز را چه ‌بخواهیم، چه نه با سیاست در‌هم‌آمیخته شده و نتیجه اینکه ریشه‌ دواندن هر تفکری در خود، تقابلی را هم به وجود می‌آورد و امروز بیشتر از هر زمان دیگری این سیاست‌زدگی را می‌توان در ورزش ایران و البته در ورزش همه این سال‌های کشور‌مان دید. المپیک امسال نیز نیامده با ادبیاتی متفاوت عرصه تقابل در درون کشور شده و جدل سیاست‌ورزان. بعضا رقابت‌ها از هر زمان دیگری رنگ و بوی‌اش کمرنگ‌تر شده و آنچه در میان کلام‌ها دیده می‌شود چیزی شبیه رقابت‌های انتخاباتی؛ البته با تمی خاص‌تر است. حتی مدال طلای فروغی نیز یکی از آنها‌ست؛ مدال تیراندازی‌ای که دستخوش برخی اظهارنظرها شده است. المپیک امسال از همان آغازش پر بود از حواشی‌ای که نشان می‌داد در این سال‌ها چه بر ورزش کشور گذشته است. حضور 5 ایرانی در بین تیم 29 نفره پناهندگان؛ اما یکی از قابل‌تامل‌ترین وقایع المپیکی امسال است. ایران بیشترین آمار ورزشکاران پناهنده را در این رقابت‌ها به خود اختصاص داده است، بیشتر از کشورهای جنگ‌زده. قطعا این موضوع خود دارای معانی نهفته‌ای است که باز هم مسئولان نمی‌توانند به سادگی از آن گذر کنند. در تمام این سال‌ها هر بار شاهد شنیدن نام ورزشکارانی بوده‌ایم که یا از ایران رفته‌اند یا پس از اعزام به مسابقات بین‌المللی از بازگشت به ایران خودداری کرده‌اند؛ زنان و مردانی با دلایلی متفاوت. اگر خوب اسامی ملی‌پوشان افتخار‌آفرین را بررسی کنیم شاید به لیستی بالای 60،50 نفر از ورزشکاران برسیم، که البته از میان آنها چند نام بیشتر سرو‌صدا کرده است؛ کسانی که جزو شانس‌های مدال‌آوری در مسابقات جهانی و بین‌الملای به شمار می‌آمدند؛ از ماجرای رقابت نکردن با رقیبان خاص، تا وجود محدودیت‌های ورزش بانوان تا کمبود امکانات و بسیاری مسائل دیگر. ‌یک‌بار سعید ملایی، جودوکار ایرانی رهسپار جایی دیگر می‌شود، یک‌بار علیرضا فغانی داور بین‌المللی خبر رفتنش می‌آید، یک‌بار علیرضا فیروزجا مدال‌آور شطرنج جهانی فرانسه را برمی‌گزیند، یک‌بار کسانی مثل میترا حجازی‌پور‌، شهره بیات، غزل حکیمی‌فر، درسا درخشانی و... نام‌های مختلف دیگر با عناوین گوناگون کشورهای دیگر را برمی‌گزینند. در این رقابت‌ها نیز البته اگر‌چه از 5 نفر به عنوان ایرانیانی که در تیم پناهندگان حضور داشته‌اند نام برده می‌شود ولی نباید اسامی ایرانیان المپیکی‌ای را که به نام ورزشکاران دیگر ‌کشورها حاضر بوده‌اند، از یاد ببریم. مریم شیخ‌علیزاده 17 ساله یکی از این افراد است؛ اولین زن ایرانی که بعد از انقلاب 57 توانسته در المپیک شنا کند و نماینده کشور آذربایجان در این رقابت‌ها شده است. او در 11سالگی در ایران 13 رکورد را جابه‌جا کرده بود.
آنچه رسانه ملی از علیزاده ندید
با تمامی این نام‌های متعدد اما از مدت‌ها قبل وقتی مشخص شد در المپیک کیمیا علیزاده مدال‌آور پیشین ایران و عضو تیم پناهندگان با ناهید کیانی، تنها نماینده زن تکواندوی ایران رودرروی هم قرار گرفتند برای خیلی‌ها که مسائل سیاسی و ورزشی را در‌هم می‌آمیزند، این رقابت از هر رقابت فینال و تلاش برای مدال‌آوری طلا به مراتب مهمتر بود؛ همان چیزی که البته از دید خیلی‌ها تنها یک رقابت غم‌انگیز بوده است که در آن برنده‌ای نیست. آنچه در این موقعیت رخ داده، عملکرد صداو‌سیما بوده است که بر آتش این سیاسی‌کاری‌ها دمیده و اساسا تقابل سیستماتیک را به‌جای روحیه ملی‌گرایانه پررنگ کرده است. بد‌سلیقگی و اظهارات مجری و البته گزارشگر رقابت میان این دو ایرانی، خود بیانگر اوج این نگاه انتقام‌جویانه بوده است. وقتی مجری گفت کیمیا علیزاده نمک خورده و نمکدان شکسته یا آلت دست بیگانه شده و سیاسی‌کاری کرده، خود نماد بارز سیاسی‌کاری شده است. یا گزارشگری که گویی میدان جنگ است، اصلا نام علیزاده را در گزارش مسابقه به زبان نمی‌آورد و با عناوینی مانند‌ «حریفش و رقیبش و خودش و او» کیمیا علیزاده را خطاب قرار می‌دهد و بارها تلاش کرد طوری وانمود کند که انگار تمام تیم برگزار‌کننده بسیج شده‌اند تا علیزاده در این رقابت پیروز شود و استفاده از جمله‌هایی مانند «می‌خواهند به او فرصتی بدهند»، «روند بازی با نقشه کامل است» و «مرتب حریف، خودش را زمین می‌زند» و... حتی به چشم کسانی که خواهان پیروزی ناهید کیانی بوده‌اند نیز عجیب و غریب بود‌ه است. البته اینکه همیشه داوران ورزشی بین‌المللی می‌خواهند کاری کنند که ایرانی‌ها در رقابت‌های ورزشی ببازند در ادبیات ورزشی این سال‌های صداوسیما نیز بوده است، غافل از اینکه جهان، ورزش را تا این حد از دریچه سیاست‌ نمی‌بیند.‌ گزارش این رقابت و اظهاراتی، که در آن مطرح شده است، تنها تقابل میان ایرانی و ایرانی را بیشتر و بیشتر کرده است. رفتار صداو‌سیما در حالی بود که به محض پایان بازی تصاویر قطع شد و هیچ‌کس هم نه به‌نام انگلیسی علیزاده، که او به سه‌رنگ پرچم ایران بر پیراهنش حک کرده بود، اشاره کرد و نه در آغوش گرفتن ناهید کیانی و مهرو کمرانی، مربی سابق خود. از اینکه حتی بعد از این پیروزی اندکی شادی در چهره خود نمایان نساخت و احترام ملت و هم‌بازی و مربی قدیمی را به جای آورد هم صداو‌سیما سخنی نگفت؛ چه‌بسا چهره‌اش غم هم داشت. از اینکه مربی کیمیای پناهنده، این روزها یک ایرانی است که کمتر از او شنیده‌ایم. حتی نحوه نمایش این رقابت‌ها هم احتمالا به دلایلی که می‌دانیم به‌طور کوچک‌شده در تصاویر تلویزیونی و همزمان با پخش تصاویر بسکتبال بود تا شاید به وضوح تصاویر و حرکات متفاوتی که علیزاده بعد از خروجش از ایران ممکن است داشته باشد، دیده نشود. فراموش نکنیم صداو‌سیمایی که می‌گوید کیمیا علیزاده از پول مردم برایش خرج شده، این روزها خود در ماجرای اختصاص 150 میلیون یورو از ذخایر ارزی صندوق توسعه ملی به این مجموعه باید پاسخگوی همین مردم باشد. خیلی‌ها از خود می‌پرسند که این رسانه مگر چه نقش کلیدی‌ای داشته که مجلس مجوز اختصاص این مقدار پول از این صندوق را که به نوعی بیت‌المال به شمار می‌آید به سازمان اختصاص داده است. این رسانه با آنچه بر سر رقابت علیزاده و کیانی انجام داد تنها به افزودن فاصله میان مردم به جای نزدیک کردن‌شان‌ به هم کمک کرده است. به جای سخن از دوستی‌ها تنها بر دشمنی‌ها اضافه کرده و نشان داده است این ملت ظاهرا سرنوشتش این‌گونه است‌ که روز‌به‌روز با سیاسی‌کاری‌ها به دو قسمت تقسیم شود؛ تفرقه چیزی بود که مجری و گزارشگر صداوسیما بر آن دامن زدند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی