مشکلات معیشتــی، نیازمندیهای اولیه زندگی مردم و برخــی محدودیتها باعث شده تا جامعه اعتـراض خود را نسبت به شرایط حاضر نشان دهد؛ از دیدگاه شما دولت جدید که شعار تغییـر به نفع مردم را داده تا چه حد در این راه موفق خواهد بود؟
بحران منابع در ایران جــدی است و با هیچ بنی بشری چه از دولت یا بخشــی از ملت شوخی ندارد. ما در همه حوزهها با بحـران منابع مواجهیم و منابع ایران چه به لحـاظ زیست محیطی، چه به لحاظ سرمایه و دارایــیها و چه به لحاظ سرمایههای اقتصادی متاسفانه منابع تجدید ناپذیری است. لذا هر چه بیشتر مصرف میکنیم و جمعیت افزایش پیدا میکند در همه حوزهها دچار استحصال بی رویه از منابع هستیم و چیزی جایگزین نمیشود. چنانکه آب، برق ، نفت و... را مصرف میکنیم اما این منابع تجدید و جایگزین نمیشود. از طرف دیگر نیرو و منابع انسانی نیز به همین صورت است که نیروهای انسانی کارآمد را مصرف میکنیم اما جایگزینی برای آنها نداریم. لذا منابع باید بتواند کفاف هزینهها را بدهد اما وقتی نمیدهد و منابع کاهش پیدا میکند تعارض منافع پیش میآید و این تعارض منافع نیز خشونت پیش میآورد که منجر به اعتراضات و شورشها میگردد. لذا کمبود منابع بحرانی بسیار جدی است که باید فکر عاجلی برای آن کرد. اما متاسفانه در دهههای گذشته نه فقط در 4 دهه گذشته شاید در صد سال اخیر ایران از مدیریت درست منابع به شدت فاصله گرفته و با یک گشاده دستی در مصارف منابع ایران
زمین را مصرف کردیم و چیزی جایگزین نکردیم. این مشکل اصلی است که باید مرتفع گردد و ارتباطی به دولتهایی که آمدند و خواهند آمد ندارد که با تغییرات در دولتها اتفاق خاصی رخ دهد. لذا هر کسی که ادعا کند امروز این دولت رفت و فردا دولت دیگری میآید و او یک شبه همه این مسائل، مشکلات و بحرانها را درست میکند به همین دلیل صلاحیت اداره کشور را ندارد. چون اولین مساله در اداره کشور دانش و آگاهی نسبت به وضع موجود و علل پدیدار شدن وضع موجود است. وقتی کسی وضع موجود کشور را نمیشناسد، علل آن را درست ریـشــهیابی نمــیکنــد و مدعــی میشود که مشــکل حسن روحانی، اصلاحطلبان یا دولتهای میانه رو هستند و بایــد انقلابی عمل کرد، با این حــرفها صلاحیت خود در کشــورداری را زیر سوال میبرد.
برخی معتقدند که دولت جدیدی که روی کار خواهــد آمد باید اولویت خود را نجات ایران به معنای ترمیم زیرساختها و امور زیر بنایــی مستهلک در حوزههای مختلف قــرار دهــد؛ چـه میزان به این مساله معتقد هستید و اساسا چقدر این کار شدنی است؟
بله؛ من هم موافقم و همانطور که گفتم مساله مهم بحران منابع در ایران است. ما منابع خود را مصرف کردیم و به اینجا رسیدیم. وقتی منابع از دست رفت و مصرف شد اینگونه نیست که بخواهیم با یک حرکت انقلابی یک شبه یا دو شبه منابع از دست رفته را بازیابی کرده یا سفرههای زیر زمینی را از آب پر کنیم. جالب اینکه در این شرایط برخی صحبت از افزایش جمعیت ایران میکنند در حالی که کسی که میخواهد فرزند آوریکنند و جمعیت ایران را از 85 میلیون به طور مثال 140 میلیون نفر برساند باید فکر این را هم بکند که منابع فعلی جامعه کفاف همین 85 میلیون نفر را نیز نمیدهد. لذا باید قبل از اینکه به این مسائل فکر کنیم به فکر معاش مردم باشیم.
تجربه ثابت کــرده که نارضایتـیهای مردم بخصوص نارضایتیهای معـیشتی؛ اصلاحطلب و اصولگرا نمیشناسد و همه را به یک چشم مینگرد؛ اساسا مجموعه دولت و حاکمیت باید چه اقداماتی انجام دهند و به کدام مسیر حرکت کنند تا این نارضایتیها جای خود را به رضایتمندی نسبی دهد؟
نخستین مساله اینکه اعتراضات مردم نباید سرکوب شود. یعنی مردم احساس نکنند که اگر نان، آب، کشاورزی، غلات، گوشت، مرغ و... از آنها دریغ شده جانشان هم محترم نیست و فریادشان نیز نارسا است. بههرحال خشم مردم باید تحمل شود و همدلانه همراهی شود و درعین حال با این نارضایتی همراهی و همدلی صورت بگیرد و از خود مردم برای حل مشکلات کمک گرفته شود. اقرار به ناتوانی عیب نیست و دولت اگر نمیتواند کاری انجام دهد باید بگوید که من نمیتوانم این کار را انجام دهم. مرحوم شهید رجایی در دولت خود یک بار به تلویزیون آمد و صادقانه به مردم گفت که دولت بیش از این نمیتواند و به دولت کمک کنید. لذا زمانی که مردم دیدند رئیس جمهورشان صادقانه با آنها صحبت میکند دولت را کمک کردند. حال در شرایط فعلی برخی ادعاهای گزافهای که برخی از آقایان میکنند تحقیر مردم است. این همه واکسن کرونای ایرانی تبلیغ میشود اما چند درصد مردم واکسینه شدند؟ خب مردم هم فکر میکنند که اتفاق خاصی نخواهد افتاد، لذا شرایط همین میشود. این سیاستها در بحث واکسن باشد یا در مسائل دیگر غلط است. وقتی به سمت انزوا پیشه کردن در ساختار جهان حرکت کنیم در نهایت به اینجا میرسیم
که شرایط به این حد بغرنج شود. لذا باید ببینیم که سیاستی که غلط باشد از کجا نشأت میگیرد. اگر سیاست ما درست بود در بحران آب نیاز به تولید گندم یا برنج با میزان آب بری بالا نداشتیم. بخش اعظم بحران آب اخیر زاینده رود اصفهان و رود کارون در خوزستان به دلیل برداشت غیرقانونی آب برای کشت غیرقانونی برنج در حاشیه زاینده رود و کارون است. کسی که در دشت مرکزی ایران برنج میکارد به منابع ایران خیانت میکند. لذا بازهم میگویم که مشکل اصلی کشور بحران و کمبود منابع و به خصوص منابع انسانی است. در نتیجه باید اقدامات درست و موثری صورت گیرد تا هر چه بهتر از منابع باقی مانده را مدیریت کرد و دولت و سایر دستگاهها در راستای احیای برخی منابع حیاتی کشور اقدامات لازم و شایسته را انجام دهند تا بیش از این با مشکل و بحرانهای مختلف روبهرو نباشیم.