دکتر جان دیشب رویای میهمانی به مناسبت جشن تولد حیوان خانگی نیکلاس کیج برگزار شده بود. مشکل بزرگی که وجود داشت این بود که حیوان خانگی او اوختاپوس کریهالمنظری بود که موقع فوتکردن شمع تولدش پاهای لزجش را از حوضچهای که برایش وسط سالن تعبیه شده بود با سروصدا بیرون آورد و کف سالن را خیس کرد تا برسد به کیک و فوتی حاوی آب دهانش به سمت شمع روشن روی کیک پرتاب کند. موضوع به همینجا ختم نشد چون سایر مشاهیر هم حیوانات خانگیشان را همراه خود آورده بودند و برخی از آنها سر سازگاری با یکدیگر نداشتند.
لئوناردو دیکاپریو اصرار داشت که لاکپشت قولپیکرش هم باید شمعهای روی کیک را فوت کند تا به اوختاپوسِ کیج حسودی نکند، چهل دقیقه زمانبرد تا لاکپشتش از جایی که نشسته بود به سمت کیک برود و در این مدت حوصله مدعوین حسابی سر رفته بود. درست زمانی که لاکپشت به کیک نزدیک شد، تمساح جاستین بیبر که صبرش سر آمده بود لاکپشت دیکاپریو را دنبال کرد و همین امر موجب شد لاکپشت قهر کند و در لاک خود مخفی شود. در آن هیاهو گرازِ روبرت گرینت تنها موجودی بود که آرام نشست بود و در موبایل صاحبش کارتون قلعه حیوانات را تماشا میکرد اما این آرامش زمانی که سگ گرگی کریستین استوارت به او حمله کرد بر هم خورد.
صاحبان حیوانات هم به دفاع از حیواناتشان با هم درگیر شده بودند و ناسزا بار هم میکردند، فضای میهمانی خیلی مشوش بود. رازی رو به خیام گفت: «این وضعیت مشاهیره! خوبه حیوون خونگی تو کاری به کار کسی نداره وگرنه الان ما هم مورد هجوم یکسری افراد مدعی واقع میشدیم.» خیام نخی را که دور گردن کرمخاکیاش بسته بود، آهسته به سمت خود کشید و گفت: «هرچند به نزد عامه این باشد زشت، سگ به ز من است اگر برم نام بهشت.»
از بلندگوی سالن اعلام شد با کسانی که کرمخاکی خود را برای گردش، پیادهروی و یا شرکت در میهمانی، از خانه خارج کنند برخورد جدی به عمل خواهد آمد. در یک چشم به هم زدن چند نفر مسلح به آرپیجی و کلاشنیکف دور خیام و رازی حلقه زدند. خیام به افراد مسلح گفت: «تضمین میکنم که بچه من آزاری برای کسی نداره. الان همه مشکلات دیگه حل شده فقط کرم من مونده؟!» افراد مسلح پاسخ دادند: «اونهای دیگه حداقل الگوی رفتاری برای خود ما هستند اما کرم شما چی؟! فقط یه بی تربیته که بی اجازه خاک باغچه رو هم زده، بعد هم با تن خاکی خزیره اومده توی سالن و همه جا رو کثیف کرده.» رازی گفت: «شما اجازه بدین من با الکل دستساز خودم تمام سالن رو تمیز میکنم.» اما گوششان بدهکار نبود.
شانس آوردیم قورباغه یکی از میهمانان در نزدیکی خیام و کرمش ایستاده بود و زبانش را دراز کرد و کرم را بلعید و حداقل کار به شلیک نکشید. البته خیام علی رغم اینکه عزادار کرمخاکی خودش است، هنوز درگیر پرداخت غرامت به صاحب قورباغه هم هست. گویا نخ قلاده کرم خیام به قورباغه نساخته و قورباغهشان رودل کرده!