این روزها فیلمی در فضای مجازی دست به دست میشود که گروهی از گردشگران هموطن را نشان میدهد که در یک مکان تاریخی به نام کاروانسرای دودهک در شهر دلیجان هستند و دقایقی به آب بازی مشغول شدهاند. حال ببینیم از یک ساعت شادی مردم با همراهی یک تور گردشگری، چه نتایجی حاصل شده است: 1- عزل رئیس میراث فرهنگی دلیجان،2- بازداشت مدیر کاروانسرای دودهک دلیجان،3- پلمب کاروانسرای دودهک دلیجان و 4- ابطال مجوز موسسه گردشگری طلوع تهران. ظاهرا در کشور ما، قوانینی که مربوط به سلب شادی و تفریح از مردم هستند، بسیار سریعتر از قوانینی اجرا میشوند که به وضع معیشت، بهداشت و حقوق مردم مربوط میشوند. این هنجارهای فرهنگی، فقط مطابق نظر عدهای خاص تعیین میشوند که به هیچکس پاسخگو نیستند. امروزه گردشگری به ویژه گردشگری خارجی، یکی از راههای رشد و توسعه اقتصادی است. بسیاری از کشورها از جمله همسایگان ما ترکیه، امارات، تاجیکستان، ارمنستان و... روی صنعت توریسم سرمایهگذاری زیادی کردهاند و شیوههای متنوعی برای جذب گردشگر به کار میگیرند. در کشور ما یکی از معضلات در راه توسعه گردشگری، سختگیریهایی است که آنها را « هنجارها » نامیدهایم. نهادهایی که تفریح ساده یک گروه گردشگر ایرانی را برنمیتابند، از گردشگران خارجی چگونه استقبال میکنند؟ با این وضعیت چگونه انتظار داریم صنعت توریسم در کشورمان موجب رونق اقتصادی شود؟ اگر یک فرد غیرایرانی این خبر را دنبال کند و از ما بپرسد جرم این افراد چه بوده که عزل و بازداشت شدهاند، چه پاسخی داریم؟ نسلهای آینده این سرزمین وقتی این نوع مجازاتها را در برابر یک تفریح ساده میبینند، درباره قانونگذاران کشور خود چه قضاوتی میکنند؟ این نمونه کوچکی است که دلایل نارضایتی جوانان را از سبک زندگی تحمیلی نشان میدهد و تا حدودی دلایل مهاجرتها را توجیه میکند. وقتی جوان ایرانی برای یک تفریح جمعی آزادی ندارد، وقتی نوع تفریح و سلیقه هنری را باید نهادهای خاص برایش تعیین کنند، چه انگیزهای برای ماندن در این شرایط برایش میماند؟ علاوهبر محدودیتهای فرهنگی در زمینههایی چون تحصیل، ورزش، شرایط اشتغال هم چندان برای جوانان مطلوب نیست. در جامعهای که به دلیل سهمیهها، بخشی از نخبگان نمیتوانند در دانشگاه و رشته مورد نظر خود پذیرفته شوند، ورزشکاران به دلایل سیاسی، مجبور میشوند، حذف شوند، در جامعهای که مشکلات اقتصادی، جوانان را از اشتغال و ازدواج و خانهدار شدن محروم کرده است، یک تفریح ساده و مفرح حداقل حقی است که برای آنان میماند. اگر مسئولان در واکسیناسیون مردم مدیریت و سرعت عمل داشتند، آمار فوتشدگان کرونا کاهش مییافت. اگر در رسیدگی به وضعیت آب و سدسازیها برنامههای کارشناسیشده را به سرعت اجرا میکردند، الان با بحران کمبود آب مواجه نبودیم. مسئولان اگر نمیتوانند برای جوانان زمینه شغل و مسکن و ازدواج را فراهم کنند، حداقل شادیهای کوچک را از آنان نگیرید.