ادامه از صفحه اول| آن زمان دیگر آینده کشور مشخص نیست. امروز حاکمیت نظیر سالهای ۹۲ و ۹۳ به این باور رسیده که باید با یک چرخش، شرایط کشور را تعدیل بخشد. چون تحریمها و تبعات گسترده سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیک و حتی امنیتی آن کشور را به یک وضعیت شکنندهتر از آن سالها رسانده است. پس مطمئن باشید اگر نگاه حاکمیت در خصوص دیپلماسی با چرخش سیاسی سال ۹۲ در قالب نرمش قهرمانانه همراه نمیشد عملاً برجام و مذاکره با آمریکا در دستور کار دولت روحانی قرار نمیگرفت. چنانکه در نشست اخیر وین هم چراغسبز برای احیای برجام داده شد؛ چون وضعیت کشور به مراتبشکنندهتر از۹۲ است. البته در این ۸ سال برخی جریانها و رسانهها از هر اقدامی برای به شکست کشاندن مذاکرات و برجام دریغ نکردهاند و در این بین روی کار آمدن دونالد ترامپ و ۴ سال عملکرد فاجعهبار وی هم کمک شایانی به این جریان در داخل کشور برای حمله به دولت روحانی کرد. در همین شرایط بود که دولت دوم روحانی در تحقق وعدههایش ناکام ماند و به قول معروف کلید شکست و تا امروز دیگر هیچ قفلی را باز نکرد. چراکه همین جریان مانع از پیگیری مسیر دولت اول روحانی شدند. البته در این بین مدیریت ضعیف، عملکرد اشتباه و کارنامه ناامیدکننده حسن روحانی هم تا اندازهای موثر بوده است. با همه این اوصاف معتقدم حاکمیت همانند سالهای ۸۴، ۸۸، ۹۲ و ۹۶ به پرونده فعالیتهای هستهای و مذاکرات برجامی نگاه نمیکند. حال و هوای امروز کشور حتی با سال گذشته متفاوت است. به واقع حاکمیت اکنون باید به دو سوال مهم پاسخ دهد. آیا دولت رئیسی که دولت آنهاست و اکنون که قدرت یکدست شده است درهای دیپلماسی ایران را باز خواهد گذاشت یا خیر؟ آیا در صورت بسته بودن درهای مذاکره و دیپلماسی حاضر به پذیرش تبعات، خسارات و زیانهای آن برای مردم و ملت در همه ابعاد و سطوح خواهند بود یا نه؟ پاسخ به این دو سوال تکلیف بسیاری از چیزها را مشخص خواهد کرد. لذا قطعاً بنبستگرایی در سیاست خارجی جایز نیست و حاکمیت هم بر این واقعیت اشراف دارد. در آن سو دولت بایدن خواهان مذاکره با دولت رئیسی همانند دولت روحانی است، اما تمرکز بایدن روی جنبه حاکمیتی رئیسی است تا جنبه اجرائی او در قامت رئیسجمهور جدید ایران. به عبارت دقیقتر تمرکز بایدن مذاکره با نظام است تا دولتها در ایران. مشابه همین نگاه درخصوص اعضای 1+4 نیز صدق میکند. بنابراین زمانی که غربیها اکنون تمرکزشان را روی حاکمیت گذاشتهاند، حاکمیت در ایران هم باید با احتیاط بیشتری در خصوص پرونده فعالیتهای هستهای و برجام اظهارنظر کند. چون بازگشت به بنبستگرایی چالش و تبعاتش را متوجه دولت رئیسی نمیکند، بلکه کل ساختار سیاسی و با محوریت حاکمیت آسیب خواهد دید. اینجاست که حاکمیت با درک واقعیات امروز سیاست خارجی نگاه جدیدتری را پیش خواهد برد. امیدوارم که چنین شود و چهار سال پیشرو در دولت رئیسی با هر وزیر امور خارجهای دیگر خبری از بازگشت به بنبستگرایی نباشد.