بستن
کد خبر: ۱۰۱۸۴۲۸

اصولگرایان، ناتوان درحل منازعات کشور

اصولگرایان، ناتوان درحل منازعات کشور
فیاض زاهد فعال سیاسی اصلاح‌طلب

در نوشتــه‌ها و مصــاحبه‌های پیش و پس از انتخابــات به این نکته تاکید کردم که تصور تشکیل یک حکومت یکدست شبیه به یک رویاست. این امر از نظر سیاسی، مدیریتی و فلسفی ظرفیت تحقق ندارد. از نظر سیاسی ناممکن است چون آقای رئیسی مجبور شد وارد رقابت‌های انتخاباتی شود، اگر حضور پیدا نمی‌کرد امکان اجماع میان نیروهای داوطلب ریاست جمهوری در جناح راست و جبهه پایداری را فراهم نمی‌شد، اما با وجود اینکه آقای رئیسی برای این ائتلاف و یکدستی حضور پیدا کرد، دیدیم که آن نتیجه حاصل نشد. آقای محسن رضایی به‌عنوان یک چهره اصولگرا و امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی تا آخر در انتخابات باقی ماندند و نشان دادند که بازی خودشان را دارند و می‌خواهند هویت خود را معنا کنند. از طرف دیگر از نظر سیاسی برای جناح راست در ساختار دولت آنقدر پست و منصب ندارند که بین همه آنها تقسیم کنند. همچنین آقای رئیسی و مشاوران وی به وضوح این را می‌دانند که جناح راست و جناح افراطی به‌تنهایی نه توان و ظرفیت اداره کشور را دارند و نه به صلاح آنهاست که از این یکپارچگی سود ببرند. بیش از سه هزار پست در حوزه‌های مختلف اداری و سیاسی و در سطوح مختلف کشور نیازمند یک دولت مستقر است و اساسا جناح راست ظرفیت این امر را ندارد. مشکل دیگر جناح راست این است که در میان نیروهای خودش کادرسازی نکرده است. متاسفانه کادرسازی از سوی نیروهای جوان اصولگرا بیشتر گلخانه‌ای صورت گرفته است. آنها در هماوردهای جدی و واقعی رشد پیدا نکرده‌اند بلکه در نتیجه فضای دوپینگ، رانت‌های ویژه و حمایت‌های خاص کار سیاسی می‌کنند. حتی جریان عدالت‌خواه آنها هم تلاش می‌کنند نوعی از سوسیالیسم عدالت‌محور اقتصادی را پیش ببرند و در ظاهر نشان دهند که با فساد مخالف هستند، اما گاهی با پرسش‌ها و ابهاماتی رو‌به‌رو می‌شوند که شبیه آن چیزی است که برای آقای پناهیان رخ داده بود و یک تعارض درون سیستمی ایجاد کرد. همین امروز به دعوای حسین قدیانی و حسین شریعتمداری و دیگر چهره‌های اصولگرا توجه کنید، همچنین می‌توان به موضوع بابک زنجانی اشاره کرد. در این شرایط آن نیروهای اصیل و صادق اصولگرا وقتی از نزدیک در جریان برخی از این نابسامانی‌ها قرار می‌گیرند دچار تعارض مساله می‌شوند؛ بنابراین از نظر مدیریتی هم این کار امکان‌پذیر نیست، چراکه این سطح لازم از تکنوکراتی در جناح راست وجود ندارد. ما طیفی از مدیران خنثی را داریم که من برای آنها تعبیر «میانخوس» را به کار می‌برم که اصطلاحی رشتی است. این اصطلاح برای زمانی است که اگر سه‌نفر در سرما به کوهستان بروند، کسی برنده است که وسط می‌خوابد و هر کسی از هر‌طرف لحاف را بکشد وی در وسط در امان است. حال این اصطلاح را در خصوص برخی وزرا می‌توان به کار برد و بسیاری از مدیران تکنوکراتی هم که در مورد آنها صحبت می‌شود، میانخوس هستند. نگاه آنها به جهت وزش باد است. اگر دولت اصولگرا روی کار بیاید اسم آنها حسینعلی است اما اگر دولت اصلاح‌طلب شروع به کار کند اسم‌شان می‌شود بیژن. سومین مورد هم این است که از نظر فلسفی ناممکن است که براساس مدل فهم دیالکتیکی از فرآیندهای سیاسی و تاریخی از هگل این امر را به یادگار داریم که به محض اینکه یک نیروی سیاسی مستقر می‌شود عناصر ضد خود و متعارض را در درون خود رشد می‌دهد. در ابتدای انقلاب جریانات به دو دسته تقسیم می‌شدند؛ مسلمان و کمونیست. کمونیست‌ها حذف شدند و مسلمانان باقی ماندند. بعد بین مسلمانان و سازمان مجاهدین خلق، افراد مجاهدین خلق حذف شدند. بعدتر بین افراد انقلابی و خط امامی دو دسته ایجاد شد؛ چپ و راست که در نتیجه چپ حذف شد و از دل راست جریان احمدی‌نژاد ظهور کرد که به مرور حذف شد. بنابر تمام اینها یکدستی محال است.آیا این امر به این معناست که در عدم توفیق احتمالی آقای رئیسی اصولگرایی هم با خطر فروپاشی رو به رو است؟ بله، کاملا خطر محتملی است. جناح اصلاح‌طلب یا نتوانست یا اجازه پیدا نکرد تمام منویات خود را پیش ببرد اما جناح اصولگرا با چنین محدودیت‌ها و فشارهایی رو به رو نیست. آنها تمام ارکان کشور را در اختیار دارند اما از همین حالا می‌توانم به شما بگویم که قادر به حل مشکلات و منازعات کشور نخواهند بود، لذا در میان خودشان ریزش ایجاد می‌شود. باور به این اعتقاد که از روش‌های ایدئولوژیک می‌شود یک جامعه را اداره کرد دچار بحران خواهد شد و آنها در ادامه برای اینکه قادر به کنترل این بحران باشند تلاش خواهند کرد که فضا را به سمت گزینه‌های نظامی و امنیتی سوق دهند اما آن هم چاره کار نخواهد بود. این یک پیش‌بینی بسیار محتمل از سوی برخی کارشناسان است که باور دارند در آینده یک نهاد دولت باقی خواهد ماند که نه گرایش اصولگرایی خواهد داشت و نه اصلاح‌طلبی؛ بلکه از دل خود یک دولت ملی معتقد به ارزش‌های عام یک نظام اجتماعی را نمایندگی می‌کند، اما این جریان از مسیر بسیار تنگ، باریک و پرسنگلاخی عبور خواهد کرد. در پایان می‌توان اینگونه ارزیابی کرد که بزرگ‌ترین مشکل دولت‌های ایدئولوژیک خودشان هستند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار