آرمان ملی- امید کاجیان: مثل فیلمهای آخرالزمانی میماند این روزهایمان؛ بهخصوص وقتی در شبکههای اجتماعی صدای بوقهای ممتد دستگاهها در آیسیوی بیمارستان را به خاطر قطعی برق میشنوی. خدا میداند چند نفرشان دیگر دراین دنیا نیستند. شرکت، خانه، محل کار؛ هر کجا که بروی گرماست و بیبرقی. اوضاع طوری شده است که حتی معلوم نیست این گزارش به موقع برای چاپ به روزنامه برسد یا نه. در این بین مسئولان و مقامات به جای نوید روزهای بهتر، خاموشیهای بیشتر در آینده را وعده میدهند. البته بعضیهایشان آنقدر گستاخ هستند که بگویند هنوز به مرحله آب و برق کوپنی نرسیدهایم و منتش را بر سر ما بگذارند. این روزها اما قطعی برق به خیلی چیزهای دیگر پیوند خورده است. اعتصابات کارگران در بخشهای مختلف که به دنبال حقوق و مزایای بهتری هستند و اما صدایشان شنیده نمیشود یا ماجرای بیآبی در مناطق محروم سیستان و بلوچستان در کنار اوجگیری کرونا. درعوض برخی، تلاش دارند حتی گزارشها و تصاویر از نداریها و بیآبیهای این مناطق محروم را انکار کنند و بگویند همه چیز کار معاندین است و مخالفین .داستان ایران امروز اما وقتی غمانگیزتر میشود که در تلویزیون حماسهسراییهای واکسن داخلی را میشنویم؛ اما به جایش در واقعیت، مردم از پیکی به پیک دیگر انتقال مییابند. اولدرم بولدرمهای مقامات جلوی دوربینها ادامه دارد، اما وقتی بازخواست و سوالی از سوی ملت به خاطر کمی و کاستیها که هیچ، بیتدبیریها و بیبرنامگیهایشان از آنها میشود توپ را در زمین یکدیگر میاندازند و هر یک میخواهد آن یکی را مسئول اتفاقات امروز بداند. رئیس مجلس درباره قطعی برق اظهار نگرانی میکند و از آن سو وزیر بهداشت فریاد وامصیبتا سرمیدهد که نمیخواهد وارد حواشی شود ولی روزی نامههایش را از حالت محرمانگی درمیآورد و راجعبه مشکلاتش درباره کرونا افشاگری خواهد کرد. باید تاسف خورد به حال آن جامعهای که نماینده مجلسش چشمها را روی حقیقت امروز و عملکرد مثبت واکسیناسیون در دنیا بسته است و بیتدبیری مسئولین کشور را با این جمله مشمئزکننده انکار میکند که «اولویت امروز واکسیناسیون نیست، چراکه واکسن چندان هم موفق نبوده است؛ بلکه مهم رعایت پروتکل بهداشتی از سوی مردم است.» جهانپور، سخنگوی غذا و دارو که خود را با به کار بردن واژه «پفیوز» شهره عام و خاص کرده است، از سفرهای مردم به ارمنستان برای زدن واکسن اینچنین یاد میکند که آن واکسنها چیز متفاوتی نیستند؛ صرفا چون مردم ارمنستان از آن استقبال نکردهاند و امروز به ایرانیها تزریق میشود .مسئولان ایران که ادعای واکسنهای ایرانیشان که قرار نیست حالاحالاها به تایید سازمان جهانی بهداشت برسد، گوش فلک را کرده، از اینکه امروز مردم به ناچار برای واکسیناسیون به ارمنستان پناه بردهاند نه تنها خجل نیستند بلکه طلبکارانه نیز سخن میگویند. از صادرات واکسن به ایتام و سایر کشورها حرف میزنند ولی هنوز 70 سالهها در ایران دنبال دوز دوم میگردند و واکسیناسیون به 5 درصد هم نرسیده است. در این بین آمریکا حیوانات باغوحش خود را هم واکسن زده است . در چنین شرایط مفتضحانهای یعنی از بیبرقی و بیواکسنی گرفته تا بیپولی و بیمحلی به مردم و کارگران و اعتصابات، هستند گروهی که همه هم و غمشان طرح «صیانت از فضای مجازی» شده و اینترنت و محدود کردن آن. اکنون نیز چند نفر گرد هم آمدهاند تا بتوانند به کمک هم اندک دلخوشیها که نه، بلکه حقهای به جامانده برای مردم را هم از آنها سلب کنند. میگویند ما این طرح را هر طور که شده تصویب میکنیم .پشت درهای بسته معلوم نیست چه برنامهای برای محدودیتهای بیشتر گرفتهاند . همه اینها در حالی است که در خرداد 1400 یکی از بحثبرانگیزترین انتخابات ریاستجمهوری را با میزان مشارکت زیر 50 درصد و دوم شدن آرای باطله پشت سر گذاشتهایم. اتفاقات به سرعت رخ میدهند؛ اما مسئولین ترجیحشان در چنین شرایطی بر ندیدن و بیتوجهی است و همچنین دفاع از عملکردها و نگرشهای غلطشان که کار را به اینجا کشانده و البته آدرس غلط دادنها و گروهی دیگر از مسئولین را مقصر دانستنها. اما حالا آنچه پیشروی مردم است، چشماندازی بدتر از امروز است و گوشهایی که قصد شنیدن ندارند. ای کاش بیش از آنکه دیر شود و سیل بیاید گوشها شستوشو شوند.