نفس تشکیل جلسه میان ایران، افغانستان و پاکستان در راستای حل بحران در افغانستان، یک اتفاق بسیار خوب است زیرا در دوحه توازن قدرت به نفع طالبان تغییر کرد و شاید این نشست فرصتی باشد تا بار دیگر توازن قدرت در افغانستان حاکم شود و دولت مرکزی بتواند از موضع ضعف خارج شود. از سوی دیگر تبادل نظر و هماهنگی مواضع سه کشور خود نیز میتواند بر آینده افغانستان تاثیر مثبتی گذاشته و سوءتفاهمها کنار رود. برخی بر این باور هستند که در این میان پاکستان باید ترمز طالبان را کشیده و این گروه را از درگیریها بازدارد اما باید توجه داشت که شرایط تغییر کرده است. شاید امروز پاکستان از قدرت گرفتن طالبان در افغانستان خوشحال شده باشد اما میدانند به دست گرفتن کل قدرت در افغانستان توسط طالبان، نخستین ضربه را به خود کشور پاکستان وارد میکند. مشخصا به دست گرفتن قدرت در افغانستان توسط طالبان، گروههای مسلح در پاکستان را تهییج خواهد کرد و هم پیمانهای طالبان را به مرحله عملیات می رساند. پاکستان تجربه طالبان پاکستانی را فراموش نکرده و به همین علت بعید به نظر میرسد طرفدار حاکمیت طالبان بر کل افغانستان باشد. مشخصا غالب کشورهای منطقه و عرصه بین الملل نیز با این اتفاق موافق نخواهند بود. امروز این باور بهوجود آمده که باید راههای دیپلماتیک در خصوص افغانستان احیا شود و فشارهایی نیز بر طالبان وارد میشود اما این گروه جنگ را ادامه میدهد تا با دست پرتر در مذاکرات حاضر شود. ایران نیز مشخصا در این نشست راهکار خود را ارائه میدهد. امروز پیشنهاد ایران این است که سازمان ملل نقش محوری را ایفا کند تا با کمک مردم بتوان صلح را بار دیگر بر این کشور حاکم کرد. امروز راه نجات افغانستان در کنار هم قرار گرفتن گروه های مختلف است تا این کشور را از شر تندروی نجات دهند. در افغانستان وضعیت به گونهای شده که طالبان به صورت لحظهای مطالبات خود را مطرح میکند. در گذشته آنها سهمی از قدرت در این کشور را خواهان بودند اما امروز شاید حتی تمامیت خواهی نیز به اهداف آن ها اضافه شده است. طالبان مشخصا در خلء تصمیم گیری نمیکند و با توجه به شرایط خواستههای خود را مطرح میکند. در این میان همواره ایران پیشنهاد داده است تا مذاکرات بین الافغانی صورت گیرد و همه در قدرت در افغانستان سهیم باشند اما یک نگاهی در طالبان بوجود آمده است که طبق آن تصور میکنند که بدون مذاکره میتوانند سهم بیشتری از کشور را به دست آورند.