ادامه از صفحه بک/ گزینههای دیگر نیز به غیر از آقای رئیسی، که 18 میلیون رای کسب کرد، گزینه مردم نبودند و آنهایی که میخواستند برای حفظ جمهوریت در انتخابات شرکت کنند، آرای باطله دادند. قریب به چهار میلیون نفر آرای باطله در صندوق انداختند و حدود 30 میلیون نفر به تغییر و تحول در قوه مجریه برای تحولات اجتماعی و نظام سیاسی کشور باور نداشتند. این آمار باطله با آیندهپژوههان و جامعهشناسان که میخواهند تغییر و تحولات چهارساله آینده را بررسی کنند، سخن میگوید. از سوی دیگر این آمار آرای باطله، نکته دیگری نیز داشت و آن پختگی جامعه ایرانی بود که وقتی میخواهد نارضایتی خود را بیان کند، در چارچوب و موازین و قواعد بازی دموکرات آن را بیان میکند. معماران قدرت در کشور ما باید نارضایتی دموکراتیک را ارج بنهند. اینجا افغانستان و عراق نیست که بزنند زیر زمین و کل بازی را برهم بزنند. آن مفهوم کلیدی که در فلسفه سیاسی، که به آن تغییر و تحولات یا گذر صلحآمیز میگویند، در اینجا دیده شد و باید خواستهها و مطالبات مردم در قواعد بازی رعایت شود و اگر نشود، میتواند در پرسه بلندمدت تاثیرات منفی بگذارد. در کلام سادهتر افرادی که
از چینش کاندیداها و عملکرد دولت ناراضی بودهاند، با آرای باطله خود گفتهاند باز هم با رای دادن پایبند به قواعد دموکراسی در کشور هستیم.