کرونا و الگوی حکمرانی در ایران ما نیازمند خانهتکانی اساسی است و ما نیازمند تغییرات جدی در الگوی اداره جمعیت هستیم. اداره این جمعیت، دستکم نیازمند یک نگاه فنی است. نگاه علمی به اداره جمعیت نباید تا این حد اسیر نگاه ایدئولوژیک و یک جانبهگرایانه مقامات شود. اما در اینجا پرسش آن است که کرونا با سیاست در ایران چه میکند؟ به گمان نویسنده احتمالا کرونا معنایِ فنیِ سیاست را افزایش بدهد. یعنی هم مقامات و هم مردم؛ هر دو در سطحی به این نتیجه برسند (البته امیدوارم مقامات محترم برسند) که حکمروایی، عملی فنی است. اداره جمعیت، کاری فنی است و با وعظ و اندرز و تبلیغات پروپاگاندا و دعاوی ایدئولوژیک برگزار نمیشود. جامعه ما کوچک نگه داشته شده است و باید بزرگ بشود و خود را به سطوح بیشتری از بلوغ برساند، این مساله با قیمومیت درست نمیشود؛ باید خودش سازمان پیدا بکند، عمل بکند و یاد بگیرد. دولت اما بزرگ و در همان حال ناکارآمد است و مشروعیتش نیز محل بحث است. حکومت همهجا هست. چیزی از زندگی ما نیست که چشم سراسربین حکومت به آن نگاه ندوزد و دخالت نکند. اما در این بحران نتوانسته است مداخله منطقی، بهنگام، صحیح و موجه و مؤثر داشته
باشد. در این رابطه رفتارهای چند گزینه میبینیم؛ از داخل حکومت صداهای متناقض به گوش میرسد. اگر از ابتدا این نوع سیاستِ به شدت سیاسی! بر امر پزشکی و علمی و فنی غلبه نمییافت، شاید کنترل زنجیره شیوع، اکنون رضایتبخشتر وکمهزینهتر بود و لطمهها به مراتب اندک. پس ما هزینه تمرکز را میپردازیم و از ناکارآمدی هم رنج میبریم و این از عجایب عالم است. شاید یک پیامد شیوع بیماری کووید 19 آن باشد که مفهوم حکومتمندی اهمیت پیدا میکند و مردم به این نتیجه برسند که رضایت بدهند حکومتی بیاید و بگوید شما زندگی کنید من هم عمل فنی حکمروایی (به آن معنای فوکوییاش) و اداره جمعیت را انجام میدهم. در اینجا آیا سیاست به معنای عمل فنی تسهیلگری شهرها خواهد بود؛ شهر به معنای حیطههای خودگران اجتماعی. بدون نقویت جامعه مدنی و محلی این نوع نگاه چه از آب درخواهد آمد؟ اینکه ضعف و قوت الگوی حکومتمندی خصوصا برای جامعه ما چیست باید در جای خود بحث شود اما به نظر میرسد مفهوم حکومتمندی، از یک ویروس تغذیه کند و بزرگ شود. از این جامعه به ما نشانههایی رسیده ولی ما چندان توجه نکردهایم. این بار اما نشانهای از طبیعت سرکش رسیده است؛ بلکه آن
را جدی بگیریم. امیدوارم اصلاحاتی در اداره کشور صورت بگیرد؛ ممکن است دیر شود. ما نیازمند خانهتکانی اساسی و تغییرات جدی در الگوی اداره جمعیت هستیم. اداره این جمعیت، دستکم نیازمند یک نگاه فنی است، نگاه علمی به اداره جمعیت نباید تا این حد اسیر نگاه یک جانبهگرایانه بشود. جمعیت ایران خصیصههای کاملا متفاوت و متنوعی پیدا کرده و متحول شده است و اداره آن نیازمند، تغییر نگاه و رفتار و نیازمند اصلاحات ساختاری اساسی و شیوه متفاوتی است. حداقل بپذیریم که عمل حکمروایی یک عمل فنی است. اما متأسفانه این اتفاق نیز نمیافتد، ساختو کار اِعمال مدیریت در ایران و الگوی حکمرانی ما دچار ایرادهای اساسی است و مشکلساز و خطرساز شده است. بخشی از حاکمیت، مساله را بر گردن قوه مجریه میاندازد و قوه مجریه نیز تقصیرها را بر گردن نهادهای دیگر. این در حالی است که مساله اصلا در کل است و ایراد کار، اساسیتر است. راهحلهای ایدئولوژیک چه از سوی حکومت و چه مدعیان بیرون از حکومت جواب نمیدهد. باید گذاشت صدای متفکران ناصح و دانشمندان مستقل نیز بلند شود تا آنها قدری کلمات را دشوار بکنند؛ کلماتی را که برای سیاسیمردان آسان شده است، دشوار
بکنند. امری که آن را یک صورت مسأله علمی دشوارش کنیم، حلش به مراتب آسانتر از «مشکلاتِ ساده شده ایدئولوژیک» است.