با وضعی که امروز پدید آمده باید تا اطلاع ثانوی قضاوت راجع به مقوله انتخابات رقابتی را از ذهن خارج کنیم. هرجور که میخواهیم تعبیر و تفسیر کنیم منطق فکری قادر به هضم شرایط موجود نیست، در نتیجه بجای اینکه بخواهیم ذهن خود را مشغول کنیم که چرا اوضاع زمانه اینگونه است، ترجیح میدهیم که بهطور کلی موضوع را از ذهن خود خارج کنم، ما قادر به هضم آنچه اتفاق افتاده نیستیم، ظاهرا دیگران هم قادر به هضم آنچه ما میگوییم نیستند ماهم که ابزار قدرتی دستمان نیست، پس بهتر است از ذهنیت خبری رسانهها هم خارج شود، البته این درست است که در اصل موضوع تغییری حاصل نمیشود ولی چون تغییر دیگری هم نمیتوانیم ایجاد کنیم گاهی وقتها بهتر است صبر کرد تا زمان بگذرد، زمانهایی در تاریخ نه میشود سیاستورزی کرد و نه تقابل. اکنون به دلایلی که برای همه مشخص است ما برای اینکه اهداف اصلاحات را به پیش ببریم یا اصولا هر تغییری در راستای خواست جامعه ایجاد کنیم، امکان لازم را نداریم، بنابر این شاید بهتر باشد فعالیتمان را در آن حوزههایی متمرکز کنیم که از پس آن بر میآییم و شرایط پیش آمده را موقتا از ذهنیت خود خارج کنیم، تجربیات تاریخی نشان میدهد که بالاخره اتفاقاتی خواهد افتاد که شرایط عوض میشود و در همواره بر روی یک پاشنه نخواهد چرخید. اکنون سیاست ورزی به معنای متعارف آن که منجر به رقابت صد درصدی انتخاباتی بشود فعلا وجهی ندارد و امروز دیگر در انتخابات ریاست جمهوری حرفی برایمان باقی نمانده که مطرح کنیم. البته عملکرد نهادها را میتوانیم نقد کنیم ولی آنجا که بحث مشروعیت و نحوه به قدرت رسیدنشان می شود ظاهرا کار خاصی از دستمان بر نمیآید، وقتی هم که بخواهیم خیلی اصرار کنیم بر اینکه آنچه میکنند درست نیست و گاه نتیجهای جز دلسردی نصیبمان نخواهد شد بنابراین ترجیح میدهم در حیطهای که نتیجه آن دلسرد شدن مردم است وارد نشوم اما این مورد را هم متذکر شوم کاندیدای خاص که خودش را برای نشستن بر صندلی ریاست جمهوری حاضر میکند باید خودش را نیز برای پاسخگویی آماده کند، باید عملکردهایشان از قیمت تخم مرغ گرفته تا کلانترین مسائل کشور مورد نقد قرار بگیرد. امروز حداقلهای امکانات هم از اصلاحطلبان سلب شده، سیاستورزی میتواند سطوح مختلفی داشته باشد، اکنون آنچه ما در جامعه از سیاستورزی شاهدیم، سیاست ورزی منجر به کسب قدرت از راه کسب آراء مردم است. برخی نوعی احساس قداست درخود پیدا کردهاند و فکر میکنند هر تصمیمی میگیرند بر مبنای قانون است، در مقابل چنین منطقی چیزی نمیتوان گفت و کاری نمی توان کرد، آری می توانیم بحث کنیم که همه باید قانونی عمل کنند اما مبنا و اساس این قانونی عمل کردن چیست؟ باز تاکید میشود آن نوع سیاستورزی از طریق کسب آرای مردم فعلا برای اصلاحطلبان دشوار شده است.