در طول بیش از یک سال گذشته نزدیک به ۳۰۰۰ میلیون نفر جان خود را از دست دادهاند و ۶۵ هزار نفر از هموطنان ما نیز البته طبق آمار رسمی قربانی این ویروس شدهاند و همچنان با شکلگیری موج چهارم و جهشهای جدید این ویروس، بر تعداد مبتلایان و قربانیان افزوده می شود. بالطبع به میزانی که به پیشگیریها بیتوجهی بشود و روند واکسیناسیون به تاخیر بیفتد، شاهد عوارض و پیامدهای بیشتر انسانی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ناشی از این پاندومی خواهیم بود. واقعیت آن است که نابرابری فرصتها هم با بحران کرونا تشدید شده است. این به رغم آن است که زنان نشان دادند از آمادگی و توانایی بیشتری برای اداره کشورهای خود در بحران کرونا برخوردارند. مجمع جهانی اقتصاد در آخرین گزارش سالانه شکاف جنسیتی خود اعلام کرده است که بر اثر شیوع ویروس مرگبار کرونا شکاف جنسیتی در جهان عمیقتر شده است. زنان بیش از مردان در معرض بیکاری قرار گرفته و ناچار شدهاند برای نگهداری از بچهها در خانه بمانند. در این گزارش تاکید شده است که برابری جنسیتی تا حدود ۱۳۶ سال دیگر محقق نخواهد شد. این در حالی است که در گزارش سال گذشته این نهاد بینالمللی این رقم حدود یکصد سال ذکر شده بود. براساس این مطالعه پیشرفت در زمینه برابری جنسیتی در سیاست در کشورهای غربی در یک پروسه ۵۲ ساله محقق خواهد شد. ولی این مدت برای کشورهای شمال آفریقا و خاورمیانه بیش از ۱۴۲ سال طول خواهد کشید. در گزارش شکاف جنسیتی که هر ساله حوزه مربوط به دسترسی به آموزش، سلامتی، توانمندسازی سیاسی و فرصتهای اقتصادی را در ۱۵۶ کشور جهان مورد بررسی قرار میدهد، ایران در جایگاه ۱۵۰ این جدول قبل از کشورهای کنگو، سوریه، عراق، یمن و افغانستان قرار گرفته و کشورهای ایسلند، فنلاند و نروژ به ترتیب در صدر کشورهای دارای کمترین شکاف جنسیتی بین زن و مرد جای دارند. از سال ۲۰۰۶ این مجمع گزارش شکاف جنسیتی را در دستورکار خود قرار داده است. طی این سالها ایران جزو ۱۰ کشور آخر بوده است. این رتبه ۱۵۰ ایران در بین ۱۵۶ کشور جهان به رغم همه تلاشهایی است که معاونت امور زنان و خانواده در دولتهای یازدهم و دوازدهم به انجام رسانده است. این بدان معناست که کشورهایی که در این گزارش از ما پیشی گرفتهاند تلاشهای بیشتری را در دستورکار خود قرار داده است. زنان نیمی پیکره جامعه ایران را تشکیل میدهند و اگر اراده جدی در کشور برای رفع تبعیض علیه آنان وجود نداشته باشد، مطمئن باشید که ایران عزیز ما رنگ توسعه پایدار، متوازن و همهجانبه را به خود نخواهد دید. این تبعیض خود بستر ساز انواع شکافهایی خواهد بود که بیشترین مقاومت را نه تنها در برابر توسعه دموکراتیک بلکه در صورت تداوم و بیتوجهی فروپاشی جامعه ایران به دنبال خواهد داشت. عدم شناخت جریانهای سیاسی به سازوکارهای رفع تبعیض علیه زنان ایران، بدون تردید موجب از دست دادن اعتماد نیمی از جمعیت کشور خواهد شد. بالطبع هر جریان سیاسی در این زمینه پیشتازتر باشد و ظرفیتهای بیشتری از خود نشان دهد در فضای رقابتهای سیاسی نیز پیشروتر خواهد بود. گروهها و احزاب سیاسی باید قبول کنند که دوره سر دادن شعارهای زیبا در حمایت از زنان گذشته است و هر جریان سیاسی به خصوص در بزنگاههای انتخابات باید نشان دهد چه برنامهای برای رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان دارد.