آرمان ملی: براساس شیوه رایج برای ارزیابی عملکرد دولت کنونی در مدیریت تورم، آن را با دولتهای قبل مقایسه و با کنار هم قرار دادن چند عدد و رقم به قضاوت میپردازند. ایندرحالی است که داوری درست دراینباره منوطبه درنظر گرفتن شرایط کلی بهویژه وضعیت اقتصادی کشور و شرایط بینالمللی است. آخرین آمار منتشرشده ازسوی مرکز آمار ایران نشان میدهد که نرخ تورم سالیانه اسفندماه برای خانوارهای کشور به 4/36درصد رسید. در حدود سه سال اخیر، با خروج آمریکا از برجام و اعمال شدیدترین تحریمها علیه ایران نرخ تورم پیوسته درحال رشد بوده و یکیاز موضوعهای مهم در گفتوگوهای روزمره مردم و همچنین بحثهای تخصصی کارشناسان اقتصاد بوده است. اقتصاد ایران همواره و در دورههای مختلف از تورم بالا رنج برده و این امر بهصورت مستقیم و غیرمستقیم زندگی و معیشت مردم را تحت تأثیر قرار داده است. ایرنا گزارش داده، هرچند توافقی درباره تقسیمبندی انواع تورم وجود ندارد، اما بهطور معمول تورم را به پنج دسته تقسیم میکنند: تورم خزنده، تورم ملایم، تورم شدید، تورم بسیار شدید، و تورم لجامگسیخته. تورم بین دو تا چهار درصد را خزنده، تورم بین چهار تا ۱۰درصد
را ملایم، از ۳۰تا ۵۰درصد را شدید، تورم بالای ۵۰درصد را بسیار شدید مینامند و تورم لجامگسیخته نیز به فروپاشی نظام پولی کشور میانجامد. ایران کدام یکاز این گروههای تورمی را تجربه کرده است؟ نرخ تورم همیشه یکسان نبوده و از زیر ۱۰درصد تا بالای ۴۰درصد را به خود دیده است. بنابراین، ما تورم شدید را تجربه کردهایم اما هیچگاه تورم آنقدر بالا نبوده که بسیار شدید تلقیشده یا منجربه فروپاشی نظام پولی کشور شود. نمودار زیرنمایی از نرخ تورم در کشور است. در این نمودار سال ۱۳۸۹ به دلیل اجرایی شدن سیاست هدفمندی یارانهها مهم و کلیدی است. از این سال به بعد نرخ تورم روند صعودی میگیرد و طی سه سال بعد به بالای ۴۰درصد میرسد. سپس در اواخر ۱۳۹۲ و طی سال ۱۳۹۳ کاهش قابل توجهی را تجربه میکند. ذکر این نکته ضروری است که طی ۲۶سال نرخ تورم، دو رقمی باقی میماند تا اینکه در دولت یازدهم و در سال ۹۵ روند نزولی یافته و پس از ۲۶سال دوباره تکنرخی میشود و به 9درصد افت میکند. در سال ۹۶ نیز نرخ تورم تکرقمیشده و به میزان 6/9رسید. این کاهش چشمگیر و تکرقمی شدن نرخ تورم را میتوان بهخوبی در نمودار زیر مشاهده کرد. در نمودار نیز یک نقطه
زمانی کلیدی وجود دارد و آن اردیبهشت ۱۳۹۷ است. در این ماه آمریکا از برجام خارج شد و با بازگشت تحریمها نرخ تورم در ایران سیر صعودی به خود گرفت و رشد قابل توجهی در سالهای بعد به خود دید. سال بعد در نتیجه تلاشهای دولت، کاهشی نسبی در نرخ تورم رخ داد، اما در سال ۱۳۹۹ نرخ تورم دوباره اوج گرفت. طبق آمار شاخص قیمت مصرفکننده در سال ۱۳۹۹ نیز همچون سالهای گذشته روند افزایشی داشت و در آبان به 15/37رشد داشت. این رشد باعث شد تا تورم نقطهبهنقطه در آبان به 4/46درصد و نرخ تورم متوسط سالیانه به ۲۹درصد برسد. یکیاز سؤالهای اساسی قابل طرح همیشه این بوده که چرا نرخ تورم تا این حد نوسان دارد؟ آیا تورم ناشی از مدیریت ضعیف است یا برآیند ساختارهای اقتصادی که شکلگیری آنها ریشهای یکصد ساله دارد؟ عوامل جهانی چقدر در این مورد تأثیرگذارند؟ دو نکته کلیدی، یعنی هدفمندی یارانهها و خروج آمریکا از برجام یادآور دو عامل اصلی در بالارفتن نرخ تورم است: رشد نقدینگی و نرخ ارز (دلار). طبق تعریف، حجم نقدینگی عبارت است از معیاری برای اندازهگیری عرضه پول. نقدینگی از مجموع «پول» و «شبهپول» در اقتصاد کشور تشکیل شده است. پول، شامل اسکناس
و مسکوک در دست اشخاص حقیقی و حقوقی، بهعلاوه سپردههای دیداری است و شبهپول نیز شامل سپردههای غیردیداری است. رشد سریع و روزافزون حجم نقدینگی در اقتصاد کشور یکیاز علل اصلی افزایش تورم است. آمارها نشان میدهد که در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ ایران به ترتیب ۲۲و۳۰درصد رشد نقدینگی داشته است. این رقم برای سال ۱۳۹۵ عدد 2/23درصد بوده و رشد نقدینگی در سال ۱۳۹۶ به 1/22درصد رسید. در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ نیز رشد نقدینگی به ترتیب 1/23درصد و حدود 1/25درصد بوده است. مطابق با آمارهای منتشرشده رشد نقدینگی کشور با استانداردهای جهانی فاصله زیادی داشته و با رشد اقتصادی هماهنگ نیست. برای مثال، درحالیکه در ایران رشد نقدینگی بیشاز ۲۵درصد است این رقم برای کشورهای توسعهیافتهای مانند ژاپن، کشورهای حوزه یورو، انگلستان و کره جنوبی به ترتیب ۲.۴، ۴، ۸ و ۶.۷ درصد است. برخی از منتقدان دولت کنونی با مقایسه میزان نقدینگی و نرخ رشد در این دولت و مقدار نقدینگی در دولتهای قبل عملکرد آن را قضاوت میکنند. یکیاز عوامل مهم در رشد میزان نقدینگی پرداخت یارانههای نقدی است. پرداخت نقدی یارانه از سال ۱۳۸۹ شروع شد. یعنی دولتهای نهم و دهم حدود سه سال و
هرماه به هر ایرانی ۴۵هزار و ۵۰۰تومان یارانه پرداخت کرد. اما دولت تدبیر و امید حدود هشت سال است که هر ماه یارانه نقدی پرداخت میکند. در یک سال اخیر نیز به دلیل شیوع کرونا پرداخت یارانه معیشتی به ۶۰میلیون نفر به آن افزوده شده است. این امر میزان حجم نقدینگی در دولتهای یازدهم و دوازدهم را افزایش داده و به همین خاطر مقایسه آن با دولتهای قبل خیلی درست به نظر نمیرسد. یکی دیگر از دلایل افزایش نقدینگی، کسری بودجه است که آن هم از کاهش درآمدهای ریالی و ارزی دولت ناشی میشود. دراینجا، پای دومین عامل، یعنی تحریمهای آمریکا به میان میآید. بعد از خروج آمریکا و شروع سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران درآمدهای ارزی کشور به دلیل کاهش شدید فروش نفت بهطور خاص و افت قابل توجه صادرات بهطور عام بهشدت پایین آمد. این یعنی کاهش شدید درآمدهای دولت که خود را به شکل کسری بودجه در سه سال گذشته نشان داده است. جبران این کسری میتواند به رشد نقدینگی و درنتیجه افزایش تورم منجر شود. اگر درآمدهای قابل توجه ارزی در دولتهای قبل را درنظر بگیریم روشن خواهد شد که مقایسه رشد نقدینگی و نرخ تورم در دولت کنونی با دولتهای گذشته مقایسه چندان
درستی نیست.