درد از مرکز دندانم شروع میشد و رگههایش تا شقیقه و مغز استخوانم میزد؛ عین صاعقهای که در آسمان پنجه میاندازد. پنجه درد یک ور صورتم را بیحس کرده بود؛ یک رگه به شقیقه، یکی به چشم و دیگری عین ماری دور گردنم میپیچید. کل استخوان فک و صورتم، بیحس بود. عین آدمی که سکته زده باشد وقتی حرف میزدم، یک ور صورت و لبهایم تکان میخورد و سمت دیگر عاری از هرگونه احساس. خدا نصیب گرگ بیابان نکند دندان درد را. با صدای ضجههایم مادر از اتاق کناری خبر شد. عین زنهایی که در شرف زایمان باشند صدا میدادم و اصلا خودم متوجه این حرکات و صداها نشده بودم. بابا به خیال اینکه کسی در حال زاییدن است با حالت خواب و بیداری رفت ماشین را بیرون بیاورد. پریدم جلو گفتم نکنی این کارو؟ منم پسرت. بابا که هنوز خواب از سرش کاملا نپریده بود با تعجب نگاهی بههم انداخت و گفت: پسرم تویی؟ تو کی ازدواج کردی که الان میخوای بزایی؟ مامان رفت لیوان آبی داد دستش که هوش و حواسش بیاید سر جایش. بعد رو به من گفت: بریم بیمارستان؟ بابا گفت: خانم بیمارستان که دندونپزشک نداره. تازه تو این وضعیت سیاه کرونایی آدم اصلا بیمارستان نره بهتره. مردن با کرونا خیلی بده. آدم نفسش درنمیاد. بعد با دلسوزی رو به من کرد وگفت: پسرم اگه میخوای بمیری سعی کن با درد دندون بمیری. اینطوری حداقل میتونی نفس بکشی. بکش بکش. مامان گفت زبونتو گاز بگیر. دیدم که دلسوز و غمخواری ندارم، رفتم بست نشستم توی اتاقم و در را بستم و تا صبح منتظر ماندم. دمدمای صبح به دندانپزشکم تلفن کرده و نوبت ازش خواستم. برای فردا بعدازظهر ساعت چهار نوبت گرفتم. توی دلم گفتم جهنم. این یک روز انتظار هم روی آن همه درد. فقط دلم میخواست زمانی که دندان کرمخوردهام را میکشم، دندان، درد کند. اصلا کیفش بههمین است که دندان را با درد بیرون بکشی و بگویی دیدی پوزهتو زدم. دیدی آخرش کشیدمت. و پیروزمندانه آنجا را ترک کنی. ساعت سهونیم بود که یک پارچ آب سرد سرکشیدم. دهانم را هم باز گذاشتم تا هوا، دردش را تشدید کند. دندان هم نامردی نکرد و چنان تیری کشید که کم مانده بود پس بیفتم. سینهخیز و روبه موت بودم که خودم را به مطب دندانپزشکی رساندم. در کمال حیرت دیدم کسی نیست. یک کاغذ پشت در چسبانده بودند که بهدلیل سیاه شدن وضعیت کرونا تا اطلاع ثانوی تعطیل هستیم. حس کردم کرمهای درون دندانم قهقهه میزنند و میگویند دیگه هیچوقت با کرمهای درونت درنیفت. و استیکر چشمک میگذارند!