انسان به عنوانِ موجودی از تار و پود اجتماع، واجد مسئولیت که در دو سطح فردی و اجتماعی قابل تعریف است؛ مسئولیت اجتماعی در سطح فردی؛ نسبت علاقمندی هر شخص به اتفاقاتی است که در جامعه رخ میدهد و شرکتِ فعال او برای حل برخی از مشکلات محلی و عمومی، احساس مسئولیت اجتماعی را شکل میدهد و اما انسان به عنوان موجودی اجتماعی همانطورکه واجدِ حقوق اجتماعی است، دارای مسئولیت اجتماعی نیز است که نقش کلیدی را در اجتماع تعیین میکند و بر اساس همین نقش است که فرد رفتار خود را شکل داده و از افراد مختلف، براساس جایگاهی که در مناسبات اجتماعی دارند، انتظارات خاصی شکل میگیرد، لذا بدیهی است که هر اندازه از جایگاه و مقام بالاتری برخوردار باشد از مسئولیت اجتماعی بالاتری نیز برخوردار بوده و به همان نسبت افراد جامعه انتظار بیشتری از او خواهند داشت. در سلسله مراتب نظامی اجتماعی، حکومتی و افرادِ دارای مقام عالیرتبه، در بالاترین سطح برخورداری از حقوق و تکالیف هستند؛ چون بر حسب جایگاه خود انتظاراتی از افراد جامعه دارند و مردم نیز متقابلا از آنها انتظار دارند که در مقام مسئول علاوه بر اتخاذ رویکردهای معقول و کارآمد، پیامد عملکردهای خود را بپذیرند، در برابر آنها پاسخگو باشند و در صورت ناکارآمدی یا به اصطلاح رویههای خود پرداخته یا عرصه و مسئولیت آن را به فرد یا افرادی توانمندتر و متخصصتر از خود واگذار میکنند. در نقطه مقابل مسئولیت اجتماعی، بیتفاوتی اجتماعی قرار دارد که در آن افراد جامعه بیعلاقه، بیاعتنا و بیتفاوت نسبت به مشارکت اجتماعی، مسئولیتهای اجتماعی و فعالیتهای دگرخواهانه قرار دارند. از آنجا که مشارکت اجتماعی متضمن انواع کنشهای فردی و جمعی، در جهت دخالت در تعیین سرنوشت فرد و جامعه و تاثیرگذاری بر فرآیندهای گوناگون در حوزه امور عمومی است، بیتفاوتی نسبت به این امر نشان از انسان و جامعهای میدهد که یا با مساله اجتماعی حاد روبهروست یا به تکامل و توسعه لازم دست نیافته است. آنچه که امروز در مواجهه با شهروندان شاهد هستیم و آنها برای گذران نوروز پا به جادهها گذاشتهاند، فارغ از ناکارآمدی مدیران در یکسال گذشته، حاصل بیتفاوتی اجتماعی است، نقطة مقابل احساس مسئولیت اجتماعی و نتیجه گسست رابطه دولت و ملت و حاصل از ایجاد دیوار بیاعتمادی نسبت به عدمِ احساسِ مسئولیت ِمسئولان به عنوان متولیانِ امور کشور از سوی شهروندان؛ وقتی شهروندان با رفتارهای متناقضِ مسئولان با آنچه بر زبان میرانند و آنچه عمل مینمایند، مواجه میشوند، برای شهروندان اینطور تداعی میشود که نه تنها به فریادهایشان بیتوجه هستند، بلکه در قامت تعارض، مخالفتِ همه جانبه خود را با آنها در سیاستگذاریها و شیوه مدیریتشان ابراز مینمایند که در خصوص مساله مطرح امروز یعنی ابتلای هموطنان به ویروس کرونا عدم اطلاع رسانی از ورود ویروس کرونا به کشور و ابتلای هموطنان از جمله دلایلی است که به عنوان نمونه با وجود توصیه مسئولان مبنی بر ماندن در خانه، برخی از مردم از این مهم احتراز و اقدام به سفر بالاخص به شهرهای شمالی کشور نمودند، به گونهای که چند شهر شمالی کشور به کانون انتشار تبدیل شد. آنچه که به نتیجه بیتفاوتی اجتماعی از آنها یاد شد، حاوی پیامی است برای متولیان امر کشور: چاره اندیشی در استفاده از متخصصان و به حساب آوردن مردم در قانونگذاریها و سیاستگذاریهای کشور، صداقت در گفتار و رفتار، اصلاح نابسامانیها و ... و بالاخره ترمیم شکاف دولت و مردم و بازگرداندن اعتماد عمومی به جامعه نسبت به عملکرد خود.