ادامه از صفحه اول/ بههیچوجه نامه جنبه ملتمسانه ندارد بلکه لحن محکم و حتی عتابی خطاب به رئیسجمهور آمریکا دارد. البته همین عده قبلا هم لبخند دکتر ظریف را در مذاکرات برجام ملتمسانه میخواندند در حالیکه لبخند زدن از فنون مذاکره موفق محسوب میشود. اگر در برنامه صدا و سیما، بجای خواندن قسمتهای گزینش شده، تمام نامه را صادقانه میخواندند، مشخص میشد نامه از چه لحن قاطع و طلبکارانه برخوردار است. نامه ضمن حفظ قاطعیت، از لحن مودبانه و محترمانه برخوردار بوده و در چارچوب روابط بینالملل و عرف دیپلماتیک نوشته شده و بمعنای ضعف نمیباشد. آنها که تخصص در دیپلماسی دارند، میدانند روشهای تند و برخورنده در جهان گوش شنوا ندارد و تبدیل به نفرت و دشمنی میشود. جمهوری اسلامی در این 42 سال بهخاطر برخوردهای بهظاهر انقلابی نظیر آتش زدن سفارت عربستان و... نتوانسته دوستی واقعی برای خود در منطقه و جهان فراهم نماید. باید به گفته قرآن، روش برخورد را عوض نمود و به بهترین وجه وارد گقتگو و مناظره با جهان شد: و جادلهم بالتی هی احسن.
3- بسیاری از دیپلماتهای وزارت امور خارجه در مرکز و در سفارتخانههای خارج از کشور با ارسال پیامهای حمایتی، از هدف و لحن نامه، بسیار پشتیبانی نموده و اظهار امیدواری کردهاند بجای اجبار در بکارگیری روشهای تند که نتیجهای برای کشور ندارد، کاش با حفظ عزت و منافع و امنیت ملی، از روشهای ملایم و دیپلماتیک در مذاکرات با دیگر کشورها استفاده شود.4- در این مقاله از کیان و عظمت کشورمان دفاع شده و از رئیسجمهور آمریکا خواسته شده احترام ایران را حفظ نموده و در موضع برابر با آمریکا ببیند. 5- وقتی کشوری از خارج مورد تهاجم و فشار سیاسی قرار میگیرد، در جهان مرسوم است که از دیپلماسی عمومی استفاده میشود. بهاین معنا که نخبگان، اساتید دانشگاهها و نهادهای مردمی سعی مینمایند کانال جدید ومستقلی ازحکومت و نرمتر از مواضع رسمی، با جهان باز نمایند تا در اثر فشار سیاسی و درگیری حکومت با قدرتهای خارجی، منافع و معیشت مردم محفوظ ماند. امری که در ایران بهجای حمایت از راه اندازی آن، به تقبیح آن پرداخته و میخواهند فقط صدای حکومت باشد. لذا مردم ایران نتوانستهاند از این دیپلماسی عمومی در ایام تحریمها بهرهمند شوند. در این مقاله
ازهمین زاویه اظهار شده که اگر حکومت آمریکا با حکومت ایران اختلاف نظر دارد، حساب مردم باید محفوظ ماند و صدمهای به مردم نرسد. 6- اینکه مردم ایران به انتخابات آمریکا دل بسته بودند، حقیقتی است غیرقابل انکار، چون همانطور که در مقاله توصیف شده، مردم ایران تصور داشتند جوبایدن قصد دارد خط بطلان بر روشهای ترامپ بکشد، تحریمها برداشته شود، کسب و کار و معیشت و حال و روز مردم تغییر نماید. 7- در این مقاله از نظر حقوق بینالملل، عهدشکنی جوبایدن و قید و شرط گذاشتن برای رفع تحریمها خلاف معرفی شده و رئیسجمهور آمریکا را از این نقض حقوقی برحذر داشته است. 8- همچنین اذعان شده که ایران به عهد خود وفادار بوده و رهبری کشور اعلام آمادگی کردند که اگر تحریمها برداشته شوند، ایران هم همه گامهای برداشتهشده در زمینه هستهای را به عقب برمیگرداند. 9- این واقعیت که در ایران اعم از وزیر اطلاعات یا رئیس مجلس اعتقاد دارند درصورت فشار روزافزون خارجی، کشور بسمت و سوی تکنولوژی عالی هسته ای میرود، قابل کتمان نیست. این مقاله هم به جوبایدن هشدار میدهد هرگونه تاخیر در برداشتن تحریمها، ایران را مصمم به دسترسی به آن تکنولوژی هستهای
مینماید تا نقش بازدارندگی ایفاء نماید که جوبایدن میگوید خط قرمز آمریکاست. 10- نگرانی از کاندیداتوری احتمالی دکتر ظریف بعنوان یک اصلاحطلب، علت اصلی خشم جناحی و انتقاد از این مقاله میباشد که آرزو دارند هیچ کاندیدائی از جناح روشنفکر و اصلاحطلب در میدان نباشد تا خودشان دولت را در دست گیرند و با روشهای تند خود باصطلاح با عزت با جهان سخن گفته و معامله کنند. تهیه و پخش سریالهای گاندو بهمنظور لکهدارکردن و منزوی نمودن کاندیداهای روشنفکر، کاردان و اصلاحطلب در انتخابات آتی میباشد. غافل از اینکه جهان هیچوقت با جناح تند کشور کار نمیکند. انزوای دونالد ترامپ بهخاطر مخالفتش با همکاری و دیپلماسی با جهان و سابقه عدم همکاری خانم اشتون با آقای سعید جلیلی در مذاکرات هستهای سالهای 1390 تا 1392 و عدم همکاری جهان با آقای احمدینژاد، شاهدی بر ناکامی افراد تند مزاج در مذاکره با جهان است.