بستن
کد خبر: ۱۰۱۰۶۹۰

كانديداتوري بدون «تعيين گفتمان و برنامه» نوعي راهزني سياسي است

كانديداتوري بدون 
«تعيين گفتمان و برنامه» 
نوعي راهزني سياسي است
«آرمان ملی»: یک چهره سیاسی درباره نامزدی در انتخابات اظهار داشت: اصلی‌ترین بحث من این است که باید یک گفتمانی مطرح شود، من با این روش فعلی خیلی موافق نیستم، چرا که اسم افراد را می آورند ولی، معلوم نیست که این افرادی که می‌خواهند بیایند چه کار می‌خواهند بکنند. اول باید بگوییم چه گفتمانی برای خارج کردن ایران از این تنگنای سیاسی، اقتصادی و بین المللی داریم، بعد ببینیم چه کسی می‌تواند این گفتمان را اجرا کند. قبل از بحث در مورد گفتمان، بحث کاندیداتوری به نظر من یک نوع راهزنی است. عباس آخوندی به خبر‌آنلاین گفت: جریانات سیاسی برای این هستند که در یک چنین موقعیت‌های بحرانی یک راهکار خروج از بحران را به مردم ارائه دهند. متاسفانه مدتی است که صحنه‌ سیاسی دچار مداخله عواملی است که لزوما نیروهای مدنی نیستند، لذا دچار یک ناکامی شده‌ایم. در واقع جریانات سیاسی کمتر حرف سیاسی می‌زند و به جای اینکه بگویند چه نگاه و برنامه‌ای برای خروج کشور از این تنگنا دارند، بیشتر افراد را مطرح می‌کنند. وی افزود: مثلا در سال ۷۶ آقای خاتمی‌گفت من این گفتمان جدید را دارم و می خواهم جامعه مدنی را محور قرار دهم، این یک گفتمان بود و ذیل جامعه مدنی همه حرف‌ها زده می‌شد، بنابراین، آن یک گفتمان بود. الان که ایران در یک چنین وضعیتی قرار گرفته است، هم از جهت سیاست بین‌المللی و هم از جهت مسائل داخلی تا این حد شکاف اجتماعی ایجاد شده است نیازمند یک گفتمان هستیم. وزیر راه و شهرسازی دولت یازدهم بیان کرد: ما یک کشور و یک دولت داشتیم، اما الان چندین دولت دارد بر آن حکمفرمایی می کنند و کشوری با یک دولت نیستیم، حالا فرض کنیم که فلان سیاستمدار کاندیدا شوند، او باید بگوید که با چه گفتمانی می‌خواهد وارد این صحنه شود، صحنه‌ای که الان هست، صحنه آشفته‌ای است بنابراین من بیش از اینکه بحثم این باشد که چه کسی کاندیدا شود این است که بگوییم چه کار می‌خواهیم بکنیم، الان فقط اسم افراد می‌آید، بدون اینکه بگویند چه نگاهی نسبت به آینده ایران دارند. وی ادامه داد: بحث من این است که کسانی که الان اسمشان برای کاندیداتوری ریاست جمهوری مطرح می‌شود باید اول بگویند که چه گفتمانی را می‌خواهند اجرا کنند. فرض کنید دولت در ارتباط با انرژی هسته‌ای با سازمان انرژی هسته‌ای یک توافقی کرد، فارغ از اینکه محتوای این توافق چه بود و چه نبود دو گفتمان وجود داشت، یک گفتمان این بود که ما هم‌چنان باید بر مبنای قدرت سخت کار کنیم و اقتدار را در یک قدرت سخت داشته باشیم. یک گفتمان هم این بود که ما باید به جهان تعامل کنیم و بتوانیم مسائلمان را با گفت و گو حل کنیم، یعنی دو رویکرد کاملا متفاوت بود، رویکرد مجلس یک گفتمان قدرت سخت است و فکر می‌کند اقتدار یعنی من مسلح شوم و با اسلحه رو به روی افراد دیگر بایستم، در حالی که قدرت نرم می‌گوید من باید با قدرت تسلط بر ذهنم و با دانشم روبه‌روی بقیه بایستم و تدبیر را مقدم بر اسلحه می‌داند. این خیلی مهم است که شما کدام گفتمان را مطرح می‌کنید؟ دنبال تدبیر می‌روید یا گفتمان قدرت سخت؟ آخوندی در تبیین فرق میان گفتمان تدبیر با گفتمان سازش بیان کرد: خیلی فرق می‌کند. فرض کنید می‌خواهید یک فنجان بخرید، این فنجان یک طرف فروشنده و یک طرف خریدار دارد و با گفت و گو به توافق می‌رسید، این خیلی فرق می‌کند تا اینکه شما یک اسلحه روی سر فروشنده بگذارید و بگویید به من می‌فروشی یا نه، اگر نمی‌فروشی با هم زندگی نمی‌کنیم و اگر بفروشی تو تابع من می‌شوی. سازش از موضع نامتقارن به مفهوم این است که تو از حقوق قانونی خودت و حقوق شرعی خودت می‌گذری و نسبت به حقوقت صلح می‌کنی، کسی در مورد صلح نسبت به گذشت از حقوق بحث نمی‌کند.
اصولگرایی پشتوانه اجتماعی ندارد
وزیر دولت یازدهم عنوان کرد: وقتی مذاکره انجام شود، در یک گفت و گوی عقلانی آخر کار دو طرف دو قدرت دارند، در گفتمان نرم هم مفهوم، مفهوم قدرت است ولی قدرت نرم است، قدرت استدلال و قدرت فکر و فناوری و دانش است. خود انرژی هسته‌ای اصل و مبنایش دانش است. آن محصولش است که می‌تواند تبدیل به یک سلاح شود ولی در کل آیا فناوری یک قدرت سخت است یا یک قدرت نرم؟ وی ادامه داد: بحث من این نیست که کسی که می‌گوید قدرت نرم، خیلی آدم خوبی است یا نه، هرکسی که قدرت نرم را دارد می‌خواهد به نفع خودش استفاده کند ولی نحوه استفاده از قدرت نرم خیلی خیلی با نحوه استفاده از قدرت سخت متفاوت است. بحث من این است که کسی که قدرت نرم را به کار می‌گیرد خیلی قدرت بیشتری دارد. عباس آخوندی بیان کرد: افراد گفتمان را نمایندگی می کنند. اول باید گفتمان مشخص شود و بعد ببینیم چه کسی آن را نمایندگی می‌کند، قدرت نرم فارغ از آقای خاتمی وجود خارجی دارد یکی یک عده‌ای متکی به قدرت نرم هستند و گفتمانشان گفتمان قدرت نرم است و یکی می‌آید و آن گفتمان را نمایندگی می‌کند و عده‌ای هم فکر می کنند که اقتدار یعنی اسلحه. بنابراین یک عده‌ای هم به این اعتقاد دارند و یک کسی آن را نمایندگی می‌کند، دولت نهم و دهم این را نمایندگی کردند، لذا نه اینکه شخص مهم نیست، شخص در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرد. اول شما باید بگویید من چه گفتمانی را دارم و بعد بگویید که چه کسی آن را نمایندگی می‌کند. وی اذعان کرد: فراتر از این موضوع. ببینید اصلاح طلبان به شکل تاریخی می‌گویند ما طرفدار قدرت نرم هستیم و در این مساله دودلی و تردید ندارند، انتخابشان روشن است که انتخاب قدرت نرم است. انتخاب اصولگرایان هم انتخاب قدرت نرم بوده اما از سال ۸۴ انحراف بزرگی رخ داد و اولین ثمره آن این بود که اصولگرایی متلاشی شد. اصلاح طلبان زمانی لطمه خوردند که اصولگرایان در سال ۸۴ متلاشی شدند. این چیزی که الان به نام اصولگرایی است اصلا پیشینه تاریخی و پشتوانه اجتماعی ندارد. اصولگرایان قبلا پشتوانه اجتماعی داشتند، در بازار و روحانیت و جامعه دارای پشتوانه اجتماعی بودند. وی در مورد صحبت‌های احمدی نژاد درباره وقایع سال 88 تاکید کرد: قطعا دروغ است؛ آنکه معلوم است دروغ است. مگر کسی می‌تواند باور کند که آدمی خودش بیاید و بگوید خس و خاشاک و فلان و آن بحث‌ها را راه بیندازد و حالا بگوید«کی بود کی بود، من نبودم» معلوم است که از بیخ و بن همه چیز دروغ است.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی