قزوین را به حق باید «پایتخت طنز ایران» نامید. بدینخاطر که سه شخصیت مطرح در حوزه طنز، از این دیار برخاسته و طنز خود را جهانی و جاودانی کردهاند.
یکی جد بزرگ ما طنزپردازان و پدر طنز ایران، جناب عبید زاکانی (چنان که افتد و دانی!) در قرن هشتم و همزمان با عصر حافظ بزرگ، که هر دو در استفاده از رندیهای طنز برای بیان اعتراض و انتقاد خود نسبت به زمانه و حکمرانان و دینفروشان زمان خود، همزبان و هم زاویه بودهاند. با این تفاوت که عبید، دکترای این رشته را دارد و به طور تخصصی وارد این عرصه و منصه شده است و آثاری مستقل در حوزه طنز آفریده که هنوز نیز نفس میکشند و معانی و مصادیقی فراتر از زمین و زمینه روزگار خود را سایه میافکنند. چندان که در عهد و عصر حاضر نیز، گاه همان لطائف و نکات حکمی طنز، متناسب با فضای موجود، بهروزرسانی میشوند.
دومین چهره نامبردار عرصه طنز که از خطه قزوین قدعلم کرده است، سیداشرفالدین حسینیگیلانی، معروف و ملقب به «نسیم شمال»، شاعر و نویسنده و طنزپرداز دوره مشروطیت است که روزنامه چندبرگی نسیم شمال را منتشر میکرد و تلاش داشت تا با زبان و بیانی مردمی و گاه عامیانه و کوچهبازای، بر فرهنگ و فکر مردم عقب نگهداشته شده روزگار خود اثرگذار شود.
و سومین چهره ماندگار اهل قزوین در مقوله طنز، ادیب و علامه لغت شناس و سیاستمدار، علی اکبرخان قزوینی، معروف به علامه دهخدا است که مجموعه گرانسنگ لغتنامه دهخدا، یادگار بزرگ است. دهخدا با نام مستعار «دخو» ستون و صفحه طنز «چرند و پرند» را در روزنامه صوراسرافیل مینوشت. با زبانی ساده و صمیمی و آشنا برای مردم.