سفر و دیدار پاپ فرانسیس را میتوان نقطه عطف جدی در این رابطه گذاشت چون این سفرها نشاندهنده احساس مسئولیت رهبران دینی است و میتواند مسیری درست، روشن و قابلتحققی را برای رسیدن به برخی آرمانها مانند حقوق بشر، دموکراسی و آزادی فراهم کند. میتوان سفر پاپ فرانسیس به عراق و دیدارش با آیتا... سیستانی را تلاشی برای ایجاد موازنه و گفتوگویی همهجانبه با تمام مذاهب اسلامی دانست؛ چرا که در این صورت میتوان شاهد اثربخش بودن تحرکات رهبر کاتولیکهای جهان بود. نکته مهمتری که باید مدنظر قرار داد اینکه اساسا دین اسلام دین اعتدال است. اما اتفاقا مصیبتی که اکنون دامن اسلام را گرفته است همین نگاههای به دور از منطق و اعتدال است. اکنون همین جریانهای افراطی و تفریطی بهنام اسلام خسارات جبرانناپذیری به وجهه اسلام زدهاند که حتی سبب نفرتپراکنی و اسلامهراسی در جوامع شده است. اسلام هیچگاه نخواسته با زور شمشیر خود را به دیگران تحمیل کند، بلکه این منطق اعتدالی و مشی میانی اسلام بوده که سبب ایجاد فضایی مثبت به منظور ترویج همزیستی با دیگر ادیان شده است. ضمن اینکه با نگاهی به جهانبینی پاپ فرانسیس میتوان به این مهم رسید که وی هم هیچگونه سنخیتی با جریانهای رادیکال مسیحی ندارد.بنابراین رهبر فعلی کاتولیکهای جهان سعی داشته است که با نزدیکی هر چه بیشتر با جریان مشابه خود در دین اسلام، گفتوگویی متوازن را برای نزدیکی هر چه جدیتر ادیان و پررنگ کردن سایه اعتدال در دستور کار قرار دهد. امروز دیگر هیچ کس نباید به خاطر داشتن عقیده، دین و مذهب خود دچار محدودیت، شکنجه و آزار شود. نکته مهم دیگری که در سایه دو سفر پاپ فرانسیس به مصر و عراق میتوان مطرح کرد وجود تفاوت و تضاد گفتمانهای نجف و الازهر است. با وجود اشتراکات اعتدالی و مشیمیانه در هر دو تفکر به نظر میرسد نگاه اخوانالمسلمینی اهل سنت مصر قائل به دخالت دین در سیاست است و بر مبنای تفکرات حسن البناء، سیدقطب، محمد قطب، محمد غزالی، یوسف قرضاوی و نظایر آنها شاهد ریاستجمهوری محمد مرسی بودیم. فارغ از اینکه در نهایت دولت او به شکست کشیده شد یا شکست خورد. اما در آن سو به نظر میرسد نگاه حاکم در نجف نگاه غایی خود را بر جدایی دین از سیاست گذاشته است. ضمن اینکه خود واتیکان هم عبا ودارای صبغه دینی، یک واحد سیاسی و دیپلماتیک محسوب میشود. با توجه به بحثهای مختلفی که در خصوص رابطه دین و سیاست مطرح شده متاسفانه عمده آنها دچار نوعی خلط و انحراف شدهاند. سوال اولی که در رابطه میان دین و سیاست باید پرسیده شود این است که آیا یک جامعه اسلامی نیازی به حکومت دارد یا خیر؟ در این راستا پیامبر گرامی اسلام برخلاف ادوار پیشین حکومت جانشینی را منسوخ کرد. نکته مهمتر که کمتر به آن اشاره شده اینکه پیامبر دموکراسی را در میان جامعه طایفهای بنا نهاد. همچنان که در قرآن به پیامبر توصیه شده مشورت و نظر دیگران را در خصوص امور مهم جویا شود. اما در این بین نکته مهمتر این است که در اسلام برخی احکام وجود دارد که برای تحقق آن نیاز به نوعی قدرت حکومتی است. در اسلام هیچگونه اشارهای به حکومت طبقهای نشده است. لذا چیزی به نام الیگارشی دینی و حکومت آریستوکرات عالمان دین مشروعیت ندارد. سوال مهمتر این است که اساسا حکومت اسلامی چه ویژگیهایی دارد؟ در این راستا در هر کشوری حکومت بر اساس دموکراسی و عدالت شکل بگیرد و رفتار کند نمود یک حکومت اسلامی است حتی اگر نام اسلامی نداشته باشد. واتیکان به عنوان یک واحد سیاسی و دیپلماتیک در جهان شناخته میشود، اگرچه سبقه دینی دارد. بنابراین هرگونه اقدام واتیکان به ویژه در سفرهای خارجی دارای اقتضائات سیاسی و دیپلماتیک است و نمیتوان این مساله را نادیده گرفت. بهخصوص سفر پاپ فرانسیس به عراق و دیدارش با آیتا... سیستانی یقینا بار سیاسی، دیپلماتیک و حتی امنیتی بیشتری نسبت به دیگر سفرهای وی داشته و دارد. ضمن اینکه سفر پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان به عراق باعث شده این کشور در صدر اخبار رسانههای جهان قرار گیرد. او در شرایطی وارد عراق شده که این کشور با بحرانهای زیادی دستوپنجه نرم میکند. یقینا این سفر برای واتیکان از اهمیت بالایی برخوردار است که در شرایط کرونایی آن را انجام داده است. چون از دید پاپ این سفر موجب تقویت موقعیت مسیحیان در عراق و منطقه خواهد شد. به عبارت دیگر این سفر را میتوان یک امتیازگیری برای واتیکان در نظر گرفت؛ چرا که بخشی از اهمیت واتیکان در نزد افکار عمومی به ویژه غربیها به دلیل گفتوگو و تعاملی است که با جهان اسلام دارد.