معرفی نامزد خانم برای انتخابات ریاستجمهوری از سوی اصلاحطلبان تا حد زیادی محال به شمار میآید. اگر هم چنین ادعایی از سوی یک شخصیت اصولگرا مطرح شد، میتواند برای آشفته کردن فضای جامعه یا پریشان کردن رقیب اصلاحطلب باشد. نامزد کردن یک خانم برای انتخابات میاندورهای مجلس امکان دارد و از حیث قانونی نیز این مسیر باز است. اصولگرایان میتوانند برای جذب رای بیشتر یک خانم را معرفی کنند اما هرگز برای انتخابات ریاستجمهوری چنین اقدامی را انجام نخواهند داد. شرایط فعلی جامعه در سالهای اخیر دستخوش تحولات و تفاوتهایی بوده است، به همین سبب اصولگرایان ممکن است برای کسب رای بیشتر، نامزدی یک خانم را پیشنهاد دهند. ممکن است آنان خود را طرفدار حقوق زنان معرفی کنند اما اصولگرایان تاکنون خود را در چنین موضعی نشان ندادهاند. اصولگرایان در این مصداق محافظهکارانه ورود کردهاند و به صورت طبیعی نباید چنین انتظاری را از این جریان داشت. تنها راهی که برای معرفی یک خانم از سمت جریان اصولگرا وجود دارد، این است که با هدف جمع کردن آرا به نفع خود، زنی برای نامزدی در انتخابات میاندورهای مجلس معرفی کنند. با این حال درخصوص انتخابات ریاستجمهوری، چنین اقداماتی از اصولگرایان و حتی اصلاحطلبان بعید به نظر میرسد. قانون انتخابات صراحتا از «رجل سیاسی» برای نامزدی در انتخابات نام میبرد. به همین استناد ریاستجمهوری یک خانم به دور از شبهه قانونی نیست و در صورتی که شبههای نیز وجود نداشته باشد نیز فیلترهای نظارتی صلاحیت بانوان را رد میکنند، حالا که بهانه واضحی برای رد صلاحیت وجود دارد. به استناد شرایطی که توصیف شد، این تصور که اصلاحطلبان و اصولگرایان به سمت معرفی نامزد انتخاباتی خانم بروند، احتمال قابلتوجهی نیست. در اصل اگر قانون با حضور زنان در جایگاه ریاستجمهوری مشکلی نداشته باشد، ایرادی بر این امر وارد نیست. قانون در صورتی که بنای صدور چنین اجازهای را داشت، میتوانست بگوید رجل سیاسی، اعم از زن یا مرد اما وضعیت کنونی بدون شبهه نیست. اگر قانونگذار حقیقتا مایل به صراحت در قانون بود، باید به جای رجل میگفت، شخصیت سیاسی اما رجال سیاسی ظاهری شبههناک در این مصداق دارد. بنابراین در شرایط فعلی هرچند مایل به اصلاح قانون و تغییر به نفع حضور زنان در جایگاه ریاستجمهوری باشیم اما وضعیت فعلی اجازه خوشبینی چندانی را به ما نخواهد داد. هیچ مانع شرعی، عقلی، اجتماعی و سیاسی برای ریاستجمهوری زنان وجود ندارد و تنها مشکل، شرایط قانونی است. قطعا در میان زنان ایرانی شخصیتهای توانایی برای جایگاههای ارزشمند مدیریتی وجود دارند. ملاحظه میکنیم که در دنیا نیز زنان جایگاههای رفیعی را در اختیار دارند. کشور همسایه مسلمان ما پاکستان یکی از این کشورهاست. در کشورهای اروپایی نیز این شخصیتها بسیار هستند و بهعنوان نمونه خانم مرکل در آلمان نشان داد که نه تنها از مردان چیزی کم ندارد که از بسیاری از آنان نیز پیشتر است. بنابراین زنان استعداد مدیریت را دارند و در کشور ما نیز زنان توانایی برای اداره کشور حاضر هستند.