دولت آمریکا با انتشار گزارش محرمانه اطلاعاتی این کشور در مورد قتل جمال قاشقچی روزنامهنگار در تبعیدِ سعودی، اذعان کرده است که ربایش یا قتل او با تایید محمد بنسلمان ولیعهد عربستان صورت گرفته است. دولت سعودی متقابلا با انتشار بیانیهای، گزارش اطلاعاتی آمریکا را منفی، نادرست و غیرقابل قبول اعلام کرده است. واقعیت این است که گزارش محرمانه اطلاعاتی آمریکا در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ تهیه شده و شخص ترامپ نیز غیرمستقیم و جستهگریخته، اشاره و کنایههایی را در مورد دخالت بنسلمان در قتل خاشقچی مطرح کرده بود. از این رو، دولت عربستان برای رد گزارش اطلاعاتی آمریکا دست پری ندارد، چراکه اصل گزارش در دوره حضور دوستان نزدیک سعودیها در کاخ سفید تهیه شده و دولت بایدن فقط آن را از طبقهبندی محرمانه خارج کرده است. حالا مساله این است که دولت بایدن با چه انگیزهای گزارش محرمانه را منتشر کرده و این ماجرا چه تاثیری بر روابط آمریکا و عربستان بهطور عام و سرنوشت بنسلمان به طور خاص به جا میگذارد؟ بایدن در طول مبارزات انتخاباتی خود وعده داده بود که گزارش فوق را منتشر خواهد کرد اما عمل به این وعده را نمیتوان صرفا به پایبندی او به تحقق وعدههای انتخاباتیاش مربوط دانست. نامزدهای ریاستجمهوری در آمریکا و دیگر کشورها در طول مبارزات انتخاباتی خود وعدههای فراوانی میدهند، اما پس از رسیدن به مقام ریاستجمهوری، فقط مواردی را که برای آنها سودمند است، به اجرا میگذارند. بدین ترتیب، پرسش اصلی به این صورت درمیآید که دولت بایدن از افشای دخالت بنسلمان در قتل خاشقچی چه سودی میبرد؟ در پاسخ میتوان گفت؛ دولت بایدن طبق سنت سیاسی حزب دموکرات آمریکا، دفاع از حقوق بشر را در سطح بینالمللی در دستورکار خود قرار داده است. این موضوع گرچه معمولا به لزوم «دفاع از ارزشهای آمریکایی» یا «کرامت انسانی» تعبیر میشود؛ اما در عین حال، ابزار کاملا مناسب و روشنفکرپسندی برای مقابله با دولتهای اقتدارگرای رقیب یا دشمن آمریکا بهخصوص چین و روسیه هم به شمار میرود. آمریکا همواره متهم بوده است که نقض حقوق بشر در کشورهای رقیب یا متخاصم خود را برجسته و همین موضوع را در کشورهای دوست خود، کمرنگ میکند. یکی از مثالهای همیشگی منتقدان سیاست آمریکا در این مورد، عربستان است که دولتهای آمریکا به دلایل مختلف از جمله روابط امنیتی راهبردی با آن در زمینه رعایت حقوق بشر مماشات میکنند. دولت بایدن با افشای دخالت ولیعهد عربستان در قتل خاشقچی، به نظرم در درجه نخست درصدد رها کردن گریبان خود از این تعارض و تناقض برآمده است تا از این به بعد، دست بازتر و خیال راحتتری برای محکوم کردن نقض حقوق بشر در دیگر کشورها را داشته باشد و به استانداردهای دوگانه متهم نشود. هدف درجه دوم بایدن از اقدام خود، ارسال پیامی روشن به متحدان آن کشور بخصوص عربستان و شاید حتی اسرائیل است که از این پس، دولت آمریکا بر رفتارهای مرسوم آنها چشم نخواهد بست و باید مواظب اعمال و کردار خود باشند. در این میان اما سرنوشت روابط عربستان و آمریکا چه میشود و افشای دخالت ولیعهد جوان و جاهطلب عربستان در قتل قاشقچی چه تاثیری بر آینده او میگذارد؟ روشن است که دولت بایدن قصدی برای تضعیف روابط قدرتمند و از هر جهت پر سودِ بین آمریکا و عربستان را ندارد و آشکارا میکوشد تا ماجرای بنسلمان را از اصل رابطه با سعودیها جدا کند. با این حال، دسترسی به این مقصود، به اهمیت نقش و جایگاه بنسلمان در خاندان سلطنتی سعودی مربوط میشود. اگر یکی از اهداف آمریکا از افشای نقش بنسلمان در قتل خاشقچی آمریکا لزوم کنارهگیری او از مقام ولیعهدی باشد و خاندان سعودی نیز چنین هدفی را خط قرمز عبورناپذیر خود بدانند، به نظرم تنشی جدی در روابط دو کشور پیش خواهد آمد. برای پیشگیری و پرهیز از چنین تنشی، یکی از دو طرف باید هدفگذاری خود را تغییر دهد. علیالظاهر طرف سعودی بر روی آینده بنسلمان به گونهای سرمایهگذاری و حتی قمار کرده که بسیار بعید است از تداوم قدرت به دست او صرفنظر کند. بنابراین، به احتمال بیشتر، آمریکا کنارهگیری بنسلمان را در دستورکار خود ندارد اما میخواهد بلندپروازیها و رفتارهای بدون قاعده او را بهخصوص در نقض حقوق منتقدان مدنی و سیاسی داخلی مهار کند.