آرمانملي- محمدسياح: بازار ارز تلاطمهاي زيادي داشته و دارد و برخي از کارشناسان اقتصادي از روند افزايشي نرخ ارز سخن ميگويند و برخي از مسئولان از روند کاهشي، اما در اين بازار آن چيزي که مهم است و کف ترازوي سنگينتري در تعيين قيمت ارز قرار دارد عرضه و تقاضاست! بازار آزاد ارز، متاثر از اتفاقات سياسي و اقتصادي واکنش نشان ميدهد و اين واکنشها باعث شده تا فرمول تعيين نرخ دلار در کشور دچار نوسان و تنش شود. اين موضوع پيشبينيهاي کاهش يا افزايش نرخ دلار را بياثر کرده و بيثباتي در اين بازار باعث شده تا بسياري از فعاليتهاي اقتصادي دچار مشکلات اساسي شوند. در همين زمينه «آرمانملي» با حميد حسيني، کارشناس مسائل اقتصادي، داشته که در ادامه ميخوانيد.
کاهش نرخ ارز، وعدهاي است که مديران اقتصادي دولت ميدهند، آيا چنين وعدهاي با توجه به شرايط حاضر کشور محقق خواهد شد؟
بخشي از اين موضوع سياست رواني است، وقتي فشار سياسي رواني به سمت حل شدن موضوع رفع تحريمها ميرود، رفع تحريمها يعني آزادي منابع ايران در ساير کشورها و به همين دليل هم همتي، رئيس کل بانک مرکزي ميگويد که احتمالا قيمت دلار به زير 20 هزار تومان ميرسد يا آقاي روحاني صحبت از 15 هزار تومان ميکند، ولي ميدانيم در هفتههاي گذشته مقداري روند و شرط و شروط مذاکرات متفاوت شده است و خوشبينياي که وجود داشت، مانند سابق نيست. برخي اعتقاد دارند که شايد به سرعت اين اتفاق نيفتد يعني شرطي که ايران گذاشته که آمريکا بايد تحريمها را لغو کند و ما راستيآزمايي کنيم و بعد به برجام برگرديم، اولا پذيرش آن براي طرف مقابل کار سادهاي نيست از اين گذشته نياز به مذاکره و نشست دارد و همين باعث شد تا دوباره نرخ دلار افزايش پيدا کند و آنهايي که در بازار فروشنده بودند حاضر نباشند دلار خود را با قيمت سابق بفروشند، احتمالا خريدار هم احساس نگراني ميکند که نکند دوباره همه اين خوشبينيها جاي خود را به بدبيني بدهد و دلار به 30 هزار تومان برگردد و به همين دليل وارد بازار ميشود و خريد ميکند. اين موارد دست به دست هم ميدهد و قيمت دلار را بالا ميبرد، دلار تا 22 هزار تومان هم کاهش پيدا کرد و خيلي فاصلهاي تا 20 هزار توماني که پيشبيني شده بود، نداشت. بهنظر ميرسد عمدتا مسائل سياسي و رواني و ارز فردايي است که روي بازار اثر ميگذارد.
برخي معتقدند بانک مرکزي ميتواند اين بازار را با سياستهايي که دارد کنترل کند ولي بحث منافع ريالي اختلاف قيمت ارز براي دولت است که ميتواند با آن بدهي خود را تسويه کند، ميتوان اين ديدگاه را تاييد کرد؟
دولت ارز زيادي ندارد! کل درآمد فروش نفت دولت در مدت گذشته از سال جاري حدود هشت ميليارد دلار بوده است که بخش عمده آن را هم در قالب ارز 4200 توماني هزينه کرده است، دولت منافعي از فروش ارز آزاد ندارد که بگوييم دولت ميخواهد دلار گران شود، ولي بالاخره شرکتها و هلدينگها و صادرکنندهها خيلي مايل نيستند که دلار کاهش پيدا کند، قاعدتا نهادهايي هستند که قدرتشان کمتر از قدرت دولت در بازار نيست و ميتوانند در مشخص شدن نرخ دلار تعيينکننده باشند. سياستهاي بانک مرکزي دخالت در بازار نيست، يا ارز ندارد يا سياست آن اين نيست که ارز در بازار تزريق کند که قاعدتا نميتواند خيلي تاثيرگذار باشد و اين وضعيت نشان داده سياستها و گفتههاي آقاي همتي شايد اوايل در بين مردم و بازار اثر داشت ولي الان مردم خيلي به حرف و هشدارهاي بانک مرکزي و ايشان توجه نميکنند.
ميتوان گفت که بازار در حال حاضر قيمت ارز را تعيين ميکند تا سياستهاي بانک مرکزي؟
بهنظرم در مجموعهاي از وضعيت کلي اقتصادي کشور، جو سياسي رواني و بازيگرهاي صحنه ارزي تعيينکننده هستند و دولت خيلي در اين باره سهمي ندارد.
بارها و بارها در مورد تک نرخي شدن ارز صحبت شده ولي همچنان چند نرخي بودن را ميبينيم، در بودجه سال آينده هم اين وضعيت ديده ميشود. چند نرخي بودن ارز در بازار چقدر تاثير دارد؟
تغيير سياست چيزي نيست که بتوان يکشبه انجام داد، کشتي هم که ميخواهد تغيير مسير بدهد معمولا سعي ميکند دور بگيرد و با زاويه کم برگردد، اينگونه نيست که در اقتصاد بتوان يک شبه تغيير مسير داد. اقتصاد صرفا از سال 79 آن هم به مدت دو سال ارز تک نرخي داشته و بعد به سمت ارز دو نرخي رفته است و اقتصاد هم به اين رويه عادت کرده است. الان امکان اينکه اقتصاد يکباره بخواهد تغيير مسير بدهد وجود ندارد چراکه وابسته به اين مسير است، بايد شکاف را به تدريج کم کرد به اين دليل که نميتوان يکدفعه از ارز 4200 توماني به 23 هزار تومان برسيم، قطعا نگاه دولت اين بود که سال آينده ارز را به 11500 تومان برساند و از آن طرف دلار آزاد را به 16 تا 17 هزار تومان برساند، اين فاصله خيلي زيادي نيست که نتوان تحمل کرد. نگاه مجلس اين است که يکباره به سمت دلار 17500 توماني برويم و درست هم ميگويند که ارز 4200 توماني تاثير زيادي در اقتصاد کشور نداشته است ولي اين هم خيلي کارشناسي نيست، چراکه نميتوان پيشبيني کرد که چه اتفاقي ميافتد! ارز 4200 توماني باعث شد مرغ هشت هزار توماني و تخممرغ 12 هزار توماني داشته باشيم، ضمن اينکه در قيمت دارو، خوراک دام، مواد پروتئيني، مواد اوليه صنايع و کارخانهها هم موثر بوده است. نميتوان چون دلار 4200 توماني آن طور که ما فکر ميکنيم، تاثير نداشته که داشته است آن را ناکارآمد بدانيم. اينکه يک باره به اين دليل که بر بخشي از ارزش 4200 توماني آنگونه لازم بوده نظارت و مديريت نشده کل سياست ارز ترجيحي، سياست غلطي است و ما يک شب همه سياستها را تغيير ميدهيم که تنها آثار آن بر گمرک، ميتواند عوارض گمرکي را چندين برابر کند و از آن طرف مواداوليه وارداتي را گران کند که همه اينها ميتواند در بازار اثر بگذارد.