ايران از برگ برندههاي بسيار مناسبي، هم در منطقه و هم در حوزه اقتصادي و تجاري برخوردار است که ميتواند موازنه لازم را با پکن و مسکو برقرار کند. يعني همانگونه که روسيه به نفوذ ايران در سوريه و منطقه خاورميانه براي پيگيري اهداف و منافع خود نياز دارد قطعا چين نيز براي عملياتي کردن ابرپروژه يک کمربند - يک جاده خود براي رسيدن به اروپا و آفريقا نيازمند برقراري ارتباط با جمهوري اسلامي ايران است. پس ما هم برگ برندههاي خود را داريم و قرار نيست که خود را به صورت کامل به چين و روسيه بسپاريم. لذا همان گونه که ميتوانيم از پکن و مسکو امتيازگيري کنيم، بيشک ميتوان از آمريکا و اروپاييها نيز امتيازگيري کرد. اين بهترين سناريو است. خصوصا که به نظر ميرسد بايدن با تکرار نگاه سياست خارجي دولت اوباما سعي در مهار چين و روسيه دارد و اين فرصت مغتنمي براي ايران به وجود خواهد آورد که از شرايط پيشآمده بهمنظور کسب منافع حداکثري بيشترين بهرهبرداري را داشته باشد. آيا مواضع يکشنبهشب ظريف در خصوص نهايي شدن توافق 25 ساله با چين مويد اين نکته شماست؛ چراکه وزير امور خارجه عنوان داشت در پيشنهاد، هر دو طرف (تهران و پکن) در اينکه ايران بايد يک بخشي از کمربند راه باشد و خطوط مواصلاتي مدنظر چين به دليل ويژگيهاي منحصربهفرد ژئوپليتيکي و ژئواستراتژيکي کشور بايد از ايران بگذرد، به اجماع رسيدهاند؛ آيا اين همان برگ برنده ايران در رسيدن به منافعش است؟ بههيچوجه چنين نيست. چون اگر قرارداد 25ساله راهبردي ايران و چين نهايي شود قطعا ايران بهطور کامل از نظر سياسي، ديپلماتيک، اقتصادي، تجاري و حتي امنيتي سرسپردگي کاملي به چين و بلوک شرق پيدا خواهد کرد. چراکه با اين قرارداد خود را ملزم به اجراي برخي تعهدات ميکند که بيشترين منفعت را براي چين خواهد داشت؛ آن هم در قبال برخي اهداف و منافع کوتاهمدت. مطمئنا اين قرارداد 25 ساله سبب خواهد شد که ايران خود را از برقراري روابط گسترده و همهجانبه با تمام کشورهاي بلوک غرب و شرق به شکل متوازن محروم کند و بهطور کامل در اختيار منافع و اهداف چين قرار گيرد. زماني که از امتيازات ژئوپليتيک و ژئواستراتژيک براي کسب منافع حداکثري در تقابل با کشورهاي بلوک غرب يا شرق سخن ميگويم به اين معناست که ايران بايد از امتياز نفوذ خود در شرق براي کسب منافع در تقابل با غرب و از امتياز تعامل با غرب براي امتيازگيري از کشورهايي مانند چين و روسيه استفاده کند، نه اينکه با برخي قراردادهاي طولانيمدت و راهبردي تمام منابع و امکانات خود را در اختيار اهداف بلندمدت و استراتژيک چين قرار دهد، بدون آنکه منافعي هموزن با آن به دست آورد. اکنون که جو بايدن مانيفست سياست خارجي خود را تقابل با چين و روسيه قرار داده است و فصل جديدي در رقابتهاي ابرقدرتها شکل خواهد گرفت، نبايد ايران اين گونه تصور کند که با هماهنگي کامل به چين، روسيه ميتواند منافع خود را تضمين کند. ما بايد با هوشمندي و خرد ديپلماتيک به اين درک و باور برسيم که بهترين و بيشترين منافع ما در برقراري روابط با همه کشورها و بهخصوص ابرقدرتها، آن هم به شکل متوازن و موازي است.