آرمان ملي- اميد کاجيان: روز گذشته روز زن در ايران بود؛ روزي که در آن بسياري از مسئولان بنا به کليشههاي معمول آن را تبريک گفتند، از ارج و قربي که زنان در اين سالها پيدا کردهاند سخن به ميان آوردند و بازهم تکرار و تکرار. اين اظهارات اما در حالي مطرح ميشود که زنان در ايران طي دهههاي اخير با چالشهاي عمدهاي مواجه بودند؛ چالشهايي که انکار آنها چيزي جز کمتوجهي نيست. اگرچه اين روزها اين گروه از جامعه نسبت به دهه 60 يا 70 در شرايطي بسيار بهتر به سر ميبرند، اما همچنان مجموعهاي از موارد هستند که نشان از محروميت آنها نسبت به بسياري از حقوق اوليهشان دارد. از مسائلي مانند ارث و ديه و... که بگذريم، محروميت در بخشي از حقوق اجتماعي، سياسي چيزي است که سالهاست با آن دست به گريبانند. شايد اين روزها سادهترين و عجيبترينشان مسائلي مانند رفتن به استاديوم، قوانين مرتبط با ازدواج و طلاق، حضانت فرزند، خروج از کشور و هزاران موضوع ديگري باشد که در بقيه کشورها امري عادي است. هنوز که هنوز است زنان براي تصدي برخي شغلهاي خاص، برخي سمتها و پستهاي خاص، برخي هنرهاي خاص با موانع روبهرو هستند. در کنار برخي محدوديتها اگر بعضا قوانين تازه، مجوز انجام اموري را که تا پيش از اين به آنها داده نميشد را هم به زنان بدهد، متاسفانه بخشي از جامعه سنتي فعلي ايران در برابر آن جبههگيري ميکند. درطول اين سالها، بسياري از مقامات و مسئولان، سخن از همراهي و همدردي با زنان ميگفتند اما در عمل قدمي به جلو برنداشتند تا اين درجازدن تاريخي و ريشهدار فرهنگ و سياست ايران همچنان ادامه داشته باشد. اما اين روزها يکي از اقدامات، نگاه صادقانه مسئولان به موضوع زنان را با اما و اگر دوچندان روبهرو کرده است.
رابطه با طالبان
گفتوگوهاي رسمي و رابطه حسنه اين روزهاي ايران و طالبان و ديدار مقامات رسمي کشورمان از علي شمخاني گرفته تا ظريف با سران اين گروه و دعوتي که از آنها براي ورود به تهران شد، همگي با سوالات بسياري همراه بود. از اينکه چگونه ظريف ميگويد که طالبان همچنان در ليست گروه تروريستي براي ايران جاي دارد. از طرفي ترورها و انفجارهاي کنوني که در افغانستان عليه مردم اين سرزمين روي ميدهد را چگونه ميتوان توجيه کرد؟
يک نکته ديگر نيز مورد پرسش است چطور برخي از احترام به زنان سخن ميگويند اما راه قدرت گرفتن يکي از بزرگترين گروههاي تند عليه زنان را در افغانستان باز ميکنند؟
طالبان از دشمني با زنان کم نگذاشت
گفته ميشود ريشه پديداري طالبان در مکتبي به نام «مکتب ديوبندي» هاست؛ مکتبي که پس از شکست هنديها و سرکوب قيام ميروت در سال 1857 شکل گرفت. مسلمانان شبهقاره بعد از آن مدرسهاي ديني را براي مبارزه تشکيل دادند که بهتدريج اين مدرسه تبديل به تفکري جهادي شد و جريان طالبان ريشه در همين گروه دارد اما تفکري راديکالي از اين گروه که بر حاکميت قوانين اسلامي به شکل جهادگرانه معتقد است. اين روزها بخشي از پشتونها که جمع عمدهاي از افغانها را تشکيل ميدهند به سمت طالبان گرايش دارند اما آن چيزي که در پس همه اينها واضح است اينکه طالبان در زماني که حکومت افغانستان را در اختيار گرفت در کنار تنگناهايي که بر مردم و آثار باستاني کشورش روا داشت، بر زنان اين سرزمين نيز رحمي نکردند؛ زناني که حتي تا مدتها اجازه تحصيل نداشتند چه برسد به خواستهاي ديگر اجتماعي و سياسي از آزاديهاي فردي و پوشش تا هزاران قانون و قاعده ديگر. يادمان نرفته که در طول قدرت طالبان، بسياري از عجيبترين قوانين بر اين کشور در ارتباط با زنان حاکم شد. محروميت از کار و اخراج بانوان شاغل، بسته شدن مدارس دخترانه و زنانه، حجاب اجباري برقه، ممنوعيت فعاليت سياسي و سخنراني و حتي برخي قوانين مانند اينکه آنها اجازه خروج از منزل را بدون حضور يک مرد محرم بهعنوان همراه نداشتند. اگرچه بايد پذيرفت امروز با توجه به شرايط متفاوت مردم و زنان افغان پس از سرنگوني طالبها در سال 2001 و البته مرگ خيلي از مهرههاي کليدي اين گروه، طالبان با شدت سابق مواضع درباره زنان را نميتواند ادامه دهد اما بيترديد همچنان حضورش در قدرت افغانستان، صداهاي تازهجانيافته جامعه زنان را آزار خواهد داد. تلخترين قسمت ماجرا در داستان زنان افغان اين است که بدانيم آنها بيش از يکصد سال پيش حق راي در مملکتشان داشتند يعني دومين کشور دنيا بعد از انگلستان بودند که زنانشان را بهطور جدي وارد عرصههاي سياسي و اجتماعي کردند و اما تاريخ، ناگهان به بدترين شکل ممکن همه چيز را دگرگون کرد. البته که امروز هم بعد از شکست طالبان در جنگ 2001، زنان بازهم به خودباوري رسيده و پارلمان آنها يکي از بيشترين تعداد بانوان دنيا را به خود اختصاص داده است. اما شوربختانه سايه آنها بار ديگر اين روزها خودنمايي ميکند و بانوان اين سرزمين را تهديد. با قدرت گرفتن دوباره طالبان، اين گروه، آماده است باز هم عملا زنان افغان را به عقبماندهترين بشر عصر حاضر بدل کند. تاريخ طالبان سراسر سرکوب و ايجاد تنگنا براي زنان است.