قبلا به دهه شصتيها ميگفتند نسل سوخته. جلوتر که آمديم، دهه هفتاديها کمي از بدبختيهايشان برايمان رو کردند و گفتند بيا. حالا کي سوختهتره؟ الان دهه هشتاديها دارند براي هر دو نسل قبليشان شکلک درميآورند و ميگويند: خودتون بگيد. کي سوختهترتره؟ مسئولين که اين دعوا را بين ما ديدند دستشان را به نشانه سکوت گرفتند بالا گرفتند وگفتند: دوستان، دوستان دعوا نکنيد. ما مسئولان طاقت نداريم يکيتون بسوزه، يکيتون نسوزه. الان درستتون ميکنيم. بخوابيد.
منظورشان اين بود که شما با خيال راحت بخوابيد؛ زيرا ما بيداريم. بعد براي اينکه بينمان دوباره صلح شود، يکسانسازي کرده و بدون هيچهزينه و درد اضافي همهمان را مثل هم، سوخته و برنزه کردند. در همين خصوص يک مصاحبه خيلي کوتاه با يک مسئول خيلي بلند ترتيب داديم. با ما همراه باشيد:
ما: آقاي مسئول خيلي ميسوزم.
مسئول: ميخواي آب بريزم روي ناحيه سوختگيت؟
ما: اي بابا.
مسئول: خب ميخوام آب بريزم روي ناحيه سوختگيت ديگه.
ما: آقا اينو ولش کن. من فقط از بعضي چيزا خيلي ميسوزم.
مسئول: مثل چي؟
ما: مثلا اينکه آقاي تاج با ويلموتس قرارداد ميبنده، بعد که توش ميمونه، خيلي راحت استعفا ميده. احتمالا با اين رقم قرارداد بالا، بخشي از هزينهشو از ما مردم ميگيرن.
مسئول: عه، من ديدم قبض گازم زياد اومده، نگو برا اين بوده... بههرحال اين به وزارت ورزش مربوطه. من فقط مسئول سوختگيام.
ما: آقا من از قيمت مسکن، خودرو، تخم مرغ، کمبود ( اعم از کمبود عقل وکمبود بودجه) و ... هم خيلي ميسوزم.
مسئول: شما ديگه خيلي پوستت حساسه. يه کرم کلفتکننده پوست بزن که انقدر نسوزي... آدرسش رو بهت ميدم. ازش بگير. به محض استفاده ديگه پوستکلفت ميشي و انقدر نميسوزي.
ما: باشه. مرسي از اينکه هنوز مسئولاني مثل شما هستند که هواي ما مردمو داشته باشن.
مسئول: خواهش ميکنم.