در اتوبان مشغول رانندگي بودم. از دور اتومبيلي را ديدم که در حاشيه اتوبان پارک کرده و خانم ريزنقشي که هاج و واج منتظر کمک بود. نزديک که شدم، راننده را شناختم. همکار و سرگروه آموزشي يکي از رشته هاي درسي استان بود. بلافاصله راهنما زده و متوقف شدم. پس از سلام و عليک، علت توقف را جويا شدم. ماشين شان پس از توقف موقت ديگر استارت نزده بود. پس از مدتي با امداد خودرو تماس گرفته و مدتها بود که منتظر آمدن امداد خودرو شده بود. باب شوخي را باز کردم ولي از هزينه بالاي خرابي ماشين اعصاب نداشت. کاپوت را بالا زدم. اينطرف و آنطرف موتور را نگاه کردم. متوجه شدم که بست باطري بهعلت خوردگي برق را انتقال نميدهد. جعبه آچار را آوردم و با سمباده، «بستها» را صيقل دادم. بستها را بستم و استارت زدم. ماشين روشن شد و سرگروه توانمند رشته فيزيک استان از اينکه به اين سادگي مشکلش حل شده بود، متحير و خوشحال بود. گفتم تا مدتها مشکلي نداريد ولي بهتر است بستها را عوض کنيد. از يکديگر خداحافظي کرديم. شب تماس گرفت و پس از تشکر از من خواست تا با همسرش تماس تصويري داشته باشم. اظهار خوشحالي کردم. همسرش که تحصيلکرده فنلاند بود، پس از تشکر و قدرداني از نبود آموزش مهارتهاي فردي و فني در آموزش و پرورش ايران گفت. از ادبيات و رفتارش معلوم بود که در محيط کار محبوبيت دارد و از اعتماد بهنفس کافي برخوردار است. در فنلاند تعليم و تربيت خوانده بود. در آموزش و پرورش فنلاند، بيش از 60 مهارت مورد توجه دستگاه تعليم و تربيت قرار دارد. از نهادهاي رسمي و غير رسمي تعليم و تربيت ايران گلايه داشت که چرا افراد پس از فارغ التحصيلي توان انجام کوچکترين کارهاي فني را ندارند. از ناتواني همسرش بهعنوان يک فارغ التحصيل فيزيک گلايه داشت. از ناکارآمدي در سرويس وسايل برقي تا نداشتن سليقه آشپزي و ... همسرش ميگفت. ميگفت وقتي ميخواهم يک لامپ را عوض کنم، همسرم با ترس و لرز، فيوز خانه را قطع ميکند. بهعنوان يک متخصص تعليم و تربيت مدعي بود، اگر آموزش و پرورش بهجاي انباشتن ذهن دانش آموزان از محفوظات با استفاده از ابزار و صنايع آموزشي، مهارتهاي فني را به دانش آموزان ميآموخت، با سرمايهگذاري در بلندمدت بسياري از هزينههاي خانوادهها را کاهش ميداد. وقتي متوجه اشتياق من نسبت به مطالب علمي و انتقادي اش شد، باب نقدي توأم با طنز را شروع کرد. گفت، همسر من ريز نقش است و به رغم هوش و استعداد بالا، اين مساله باعث کاهش اعتماد بهنفس اش شده است. پس از سالها و با استفاده از مهربانيهاي مداوم و کسب تجاربي که به قيمت از دست دادن جوانياش تمام شده است، اکنون متوجه شده که نه ريزنقشي نقص است و نه تنومندبودن امتياز. بهعنوان يک متخصص تعليم و تربيت اعتقاد داشت که در آموزش رسمي و غيررسمي ايران، آموزش مهارتها ناديده گرفته شده است. ميتوان با در اختيار قرار دادن ابزار آموزشي، سرمايهگذاري درازمدت انجام داد و با برگزاري کلاسهاي تربيتي، دانش آموزان را با مهارتهاي فردي آشنا کرد.