تا زمانيکه تاييد صلاحيتها انجام نشده، مسلما نميتوان بهطور کامل و دقيق در خصوص افرادي که براي پست رياست فدراسيون فوتبال ثبتنام کردهاند، صحبت کنيم. مساله بسيار مهمي هم که در اين ميان بايد به آن توجه شود، بحث افرادي که بازنشسته شدهاند. بنا بر قانون منع بهکارگيري بازنشستگان، آنها حق حضور در سمت رياست را ندارند. براي همين ميگويم بايد صبور باشيم تا نتيجه تاييد صلاحيتها توسط کميته فني مشخص شود و آنوقت بهتر ميتوانيم در خصوص نامزدهاي احراز پست رياست فدراسيون فوتبال صحبت کنيم. در خصوص افرادي که اسم آنها مطرح شده، صحبتهاي زيادي است. حيدر بهاروند را فردي بازنشسته ميدانند، اگرچه او سالهاست که در فدراسيون فوتبال حضور دارد و در يکسال اخير هم سمت سرپرستي فدراسيون را برعهده داشته. مصطفي آجورلو نيز ساليان زيادي در سمتهاي مختلف حضور داشته و با فوتبال بيگانه نبوده است. شهابالدين عزيزيخادم نيز در بخش حقوقي فدراسيون فعاليت ميکرده و چهرهاي شناخته شده البته در خود فدراسيون است. کيومرث هاشمي هم که در وزارت ورزش، کميته ملي المپيک و زماني کوتاه در فدراسيون فوتبال حضور داشت. علي کريمي فردي مردمي، از جنس فوتبال و کاملا شناخته شده است. او محبوب مردم است ولي بايد اين واقعيت را بپذيريم که او فاقد کار اجرايي و مديريتي بوده است. درست است که ميتواند با استفاده از افرادي امور مختلف را پيگيري کند ولي خروجي کار بسيار مهم است و نميتوان براي رياست فدراسيون فوتبال از سادگي مسئوليتها صحبت کرد. علي کريمي مسلما براي انتخابات فدراسيون فوتبال از ديدگاه مردم بهترين است. من هم موافقم که او انساني صادق و بيرياست ولي اينها ملاک اصلي براي رياست بر فدراسيون فوتبال نيست. وي براي آنکه بتواند بهعنوان رئيس فدراسيون فوتبال برگزيده شود بايد کارهاي مهمتري انجام دهد و مدارج لازم را پشتسر بگذارد. ضمن اينکه علي کريمي در انتخابات فدراسيون فوتبال تنهاست و کار بسيار دشواري در مقابل دارد. تا زماني که برنامههاي نامزدهاي پست رياست انتخابات فدراسيون فوتبال مشخص نشود، نميتوان به طور کامل در مورد آنها صحبت کرد ولي آنچه که در حال حاضر وجود دارد، شرايط غريبي است که تا زمان انتخابات و مشخص شدن نامزدهاي نهايي ما را وادار به سکوت ميکند تا ببينيم شرايط چگونه خواهد شد. با ارائه برنامهها قضاوت آسانتر ميشود و بهتر ميتوان در خصوص نامزد اصلح صحبت کرد.