با اينکه کمتر از 6 ماه به موعد برگزاري انتخابات حساس و سرنوشتساز سيزدهمين دوره رياست جمهوري در خرداد1400 زمان باقي مانده اصلاحطلبان هنوز در هزارتوي مسائل خويش مانده و به تصميم واحدي نرسيدهاند و معلوم هم نيست که از چه زماني قرار است فعاليتهاي منسجم انتخاباتي خود را شروع نمايند. در سوي ديگر ماجرا اما اصولگرايان قرار دارند که با توجه به پيروزي سهل الوصولشان در انتخابات مجلس يازدهم که در غياب اصلاحطلبان با راي حداقلي پارلمان يازدهم را به صورت يکدست تصاحب نمودند. اين بارنيز بااميد خوشبينانه و با فراغ بال در سوداي فتح«پاستور» برآمده و از مدتها قبل فعاليتهاي انتخاباتي خود را شروع و بدون داشتن دغدغه مشارکت هر روز از کانديداي جديدي رونمايي ميکنند. اين درحاليست که در جريان اصلاحات وضعيت به گونه ديگري است. باتوجه به اتفاقات رخ داده در جريان انتخابات مجلس يازدهم در اسفند سال 1398 و ناکارآمدي دولت در تحقق برنامههايش و تبعات ناشي از آن که تاثيرات سوئي در اقتصاد و معيشت مردم داشته منجر به سلب اعتماد مردم از دولت گشته و شکاف و گسست عميقي بين اصلاحطلبان و عقبه و بدنه اجتماعي شان (مردم) از يکسو و عملکرد نه چندان مطلوب شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان از ديگرسو شرايطي را موجب گشته که بعد از انتخابات 1398 اين جريان سياسي را در رخوت و بيعملي فرو برده است لذا مجموعه اين عوامل شرايطي را پديد آورده که باعث نارضايتيهايي در جامعه و در نتيجه ريزش سرمايه اجتماعي اين جريان اصيل سياسي گشته است و همين موضوع نيز از مباحث درون جرياني و مهمتر از آن بحث استراتژي مشخص براي حضور ورود به انتخابات 1400از اصليترين مباحثي است که اصلاحطلبان با آن دست و پنجه نرم ميکنند. با توجه به موارد پيش گفته و ضرورت آسيب شناسي علل و عوامل ناکامي در انتخابات گذشته و بررسي راهکارهاي ممکن و سهلالوصول درنهايت مناسبترين مولفه و راهکار جهت ورود به انتخابات پيش رو در شرايط فعلي انتخابات حزبي است که به همين منظور بزرگان احزاب و عقلاي اصلاحات مصمم به اجراي آن شدهاندتا با ايجاد تغيير و تحولات درون ساختاري با ايجاد طرحي به نام «نهاد اجماع ساز » که مرکب از مديران 32حزب عضو شوراي هماهنگي اصلاحطلبان به علاوه 5 تا15عضو حقيقي را جايگزين شوراي عالي سياستگذاري اصلاحطلبان نموده و پس از مشورت و کسب نظر رئيس دولت اصلاحات درخصوص شخصيتهاي حقيقي و مشخص نمودن آنها گامهاي بعدي برداشته شود. بنابراين ميتوان گفت که نخستين گام اصلاحطلبان براي ورود به عرصه انتخابات با تعيين اسامي و اعلام موجوديت «نهاد اجماع ساز» برداشته خواهد شد.تهيه و تنظيم مانيفست انتخاباتي توسط «نهاد اجماع ساز» گام بعدي اصلاحطلبان است که بايد ضرورتا و بدون فرصت سوزي و فوت وقت برداشته شود. نگارنده بر اين اعتقادم پس از اين دومرحله آخرين و شايد اصلي و ضروريترين گام براي ورود به ماراتن انتخابات بررسي و شناسايي کانديداهاي انتخاباتي از بين اصلاحطلبان اصيل و شناسنامهدار بالقوه اصلاحطلب ميباشد. لذا پس ازسه مرحله يا سه گام پيش گفته وظيفه اصلي اصلاحطلبان در«نهاداجماعساز» شروع ميشود . حال روي سخن نگارنده در نوشتار حاضر در گام سوم متمرکز مي شود و آنهم اين است که اعضاي اين نهاد با مدنظر قراردادن اين نکته که «مومن از يک سوراخ دوبار گزيده نميشود» در انتخاب کانديدا يا کانديداهاي اصلي اولا: اصل را بر اصلاحطلب واقعي و شناسنامهدار بودن گذاشته و چون انتخاباتهاي 92و96 از کانديداي «ائتلافي» که موجب ضربه به جريان اصلاحات و رويگرداني مردم از اين جريان گرديد به جدپرهيز نمايند. ثانيا: گزينههايي انتخاب شوند که تمامي اعضا بر روي آن اجماع نموده و از طرفي اميدواري بيشتري هم براي عبور از فيلتر شوراي نگهبان وجود داشته باشد. ثالثا: با مدنظر قراردادن انتخابات سال 1384از تعدد کانديدا به جهت پراکندگي آراء ضرورتا اجتناب گردد. به نظر ميرسد درصورت رعايت اين موارد و تلاش در اقناع و کسب رضايت بدنه اجتماعي اصلاحات(مردم) به ويژه آراي خاکستري در راستاي حضور و مشارکت حداکثري در پاي صندوقهاي راي اميد به پيروزي مجدد و کسب جواز ورود به پاستور در خرداد 1400قريب به يقين خواهد بود. درغيراينصورت جناح رقيب به مانند انتخابات مجلس با راي حداقلي قوه مجريه را هم تصاحب خواهند نمود.