آلودگي هواي تهران و برخي ديگر از شهرهاي بزرگ کشور، عرصه زندگي را بر ميليونها نفر از مردم تنگ کرده و حتي نفس کشيدن را به عنوان اولين اصل زندگي از آنها گرفته است. ما اصطلاحي تحت عنوان «بارگذاري» وجود دارد. براي فهم اين موضوع توجه به اين مثال ضروري است. فرض بگيريد يک خودروي وانت ظرفيت معادل حمل دو هزار کيلو حمل بار را دارد، زماني شما پنج هزار کيلو بر آن بار بگذاريد، به طور حتم براي اين وسيله مشکل ايجاد خواهد شد. زماني که 30 درصد توليدات و صنايع کشور در اطراف تهران مستقر هستند و جمعيتي حدود 12 ميليون نفر در شهر تهران ساکن ميشوند. همچنين، حدود 2 ميليون و 800 هزار خودرو که برخي فرسوده هستند در اين شهر تردد ميکنند و به همين تعداد موتورسيکلت توليد ميشود که هر کدام 8 برابر خودروها هوا را آلوده ميکنند؛ چه انتظاري ميتوان از شوراي شهر تهران يا شهردار يا رئيس سازمان محيط زيست داشت؟ نميتوانند که معجزه کنند. با اين شرايط پيشبيني من اين است که تا 100 سال ديگر نيز وضعيت همين خواهد بود. زماني که درختها قطع شده، تاکستانها و باغستانها را تبديل به برج و ساختمان کردهايم. همچنين، جلوي مسير وزش باد غالب که از جنوب غربي به شمال شرقي بود همه را ساختمان کردهايم و از طرف ديگر 30 درصد صنايع را در اطراف تهران مستقر کردهايم، زماني که هوا سرد شود، به دليل پديده وارونگي هوا هميشه بوده و خواهد بود. در نتيجه ناچارا مديران تنها به باد و باران متوسل ميشوند. واقعيت اين است که ما اقتصادي ناقص و مريض داريم؛ به گونهاي که ميتوان گفت اقتصاد کشور در «ICU» است. در اقتصاد فعلي، نميتوان از مافيا و دستهاي پنهان در زمينه آلودگي هوا سخن به ميان آورد. بگذاريد براي روشن شدن مساله يک مثال بياوريم. در نشستي که در شوراي شهر تهران برگزار شد، خودروسازان توضيح ميدادند که ما نيز مشتاق هستيم خودرو پژو 206 را به قيمت 35 ميليون تومان بفروشيم و نه 135 ميليون اما زماني که دخل و خرج و قيمت قطعات که اکثرا وارداتي هستند، با نرخ دلار حساب ميشد، پي ميبرديم که راهي جز افزايش قيمت وجود ندارد. زماني که قطعه خارجي با دلار چند هزار توماني خريده ميشود، حتما قيمت بالا خواهد رفت. البته ناچار هستند جنس چيني وارد کنند و... نه به اين نوع مسائل نميتوان دستهاي پنهان و مافيا گفت. مريض بودن اقتصاد کشور عيان است، اينکه قطعهسازان کشور دستشان بسته است، عيان بوده و اينگونه نيست چند نفر از پشت پرده امور را مديريت ميکنند. با قيمت قطعاتي که با دلار فلان قيمت وارد ميشود، ميبينيم که نميتوان خودرو را 30 ميليون فروخت و ناچار هستيم قطعات چيني و تقلبي وارد شود که نتيجه آن پايين آمدن کيفيت خودروها و افزايش آلودگي هوا است. بنابراين، در مساله آلودگي هواي تهران هيچ مافيا و دست پشت پردهاي را نميبينيم، موضوع کاملا عيان است. زماني که خودرو سازان ناچار به واردات جنس چيني ميشوند و بنزين بيکيفيت استفاده ميشود، چه دست پنهاني وجود دارد. همچنين درختان آلودگي هوا را ميگرفتند و اکسيژن توليد ميکردند. راهحل در قالب تجهيز بيشتر سامانه حمل و نقل عمومي و افزايش سامانه طرح ترافيک همگي کوتاه مدت هستند اما جنگلکاري و تمرکززدايي جمعيتي از تهران، تنها راهحل ممکن هستند.