آقاي رئيسجمهور بعدي، در قسمتهاي قبل 11 نکته را براي شما نوشتهام، اما نکته دوازدهم. دوازدهم: شمردن، شمردن، شمردن: يکي از آن بدبختيهايي که گريبانت را ميگيرد، ظرفيت شمردن است. فرض کن شب عيد سال 98 است، کرونا از راه رسيده و دستفروشها بيکار شدهاند. شما که خيلي آدم مردمداري هستي ميخواهي دولت براي اقشار آسيبپذير حمايت اجتماعي فراهم کند و دستفروشها - که برخي از آنها کل سال به اميد شب عيد هستند - بايد کمک شوند. شما به وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي ميگويي «ما بايد براي دستفروشهايي که شب عيد کسبوکارشان بر اثر کرونا از دست رفته، کاري کنيم.» او ممکن است هر چيزي بگويد، اما خودش هم ميداند هيچ بانک اطلاعات دقيقي از دستفروشها در دست نيست. راستش را بخواهي بانک اطلاعات خيلي چيزها نيست. اين مملکتي که شما قرار است اداره کني، آمار خيلي چيزها را ندارد. ما در اين مملکت بر سر آمار مقدار آبي که هر سال خدا در اختيارمان قرار ميدهد، مقدار مصرف آب کشاورزي، مقدار قاچاق، جمعيت زيرخط فقر، مقدار فرار مالياتي، اصلاً تعداد جمعيتي که بايد ماليات بدهند و درباره هر آمار ديگري که براي برنامهريزي احتياج داريم، هزار و يک مشکل داريم. ما کشوري هستيم که حکومت مدرن ندارد، يعني حکومتي نداريم که بتواند دقيق بشمرد؛ همه کميتهاي ضروري براي حکمراني را بشمارد، هر آماري دستت دادند، دقيق شو، بپرس اين را از کجا آوردهايد، مبناي محاسبهاش چيست، چه سازوکاري براي تأييد اعتبارش وجود دارد، چه کساني از آن دفاع ميکنند و منتقدان درباره آن چه ميگويند؟ به محض اينکه چنين کاري کني، خيليها آمارشان را پس ميگيرند. بدبختي بزرگ شما و کشور اين است که آمارها را به اشتراک نميگذارند. هر کسي براي خودش آماري دارد که حاضر نيست در معرض ديد و نظارت عمومي قرار دهد. گاه حتي مبنا و تعريف آمارشان را هم مشخص نميکنند. عذاب بزرگ براي دستگاهها اين است که دادههايشان را با هم به اشتراک بگذارند و مثلاً اطلاعات حسابهاي بانکي، کدهاي اقتصادي، واردات و صادرات و حسابهاي مالياتي را با هم ترکيب کنند و دست به تحليل آنها بزنند. هر دستگاهي براي خودش آماري دارد و بقيه را هم قبول ندارد. آن آمار برايش قدرت ميآورد. هر بار دستي به سر و رويش ميکشد يک چيزي تحويل ميدهد، گاهي هم آن آمار را آنقدر شکنجه ميکنند تا به هر چه دوست دارند اعتراف کند. اگر بفهمند که آمار شکنجهشده دوست داري، هر نتيجهاي از آن آمار برايت استخراج ميکنند؛ آنچه سلطان پسندد را برايت نمايش ميدهند. اگر ميخواهي رئيسجمهور خوبي باشي و واقعاً براي اين کشور کار کني، از همين الان فکر برنامهاي براي سامان دادن به نظام داده، آمار و شمردن باش. يادت باشد، اين کشور فقط ميتواند با داشتن دولت مدرن، کشوري شود که از اين مصائب فعلي بيرون بيايد و دولت مدرن شدن با شمردن آغاز ميشود. دولتهاي مدرن براي همين از سرشماري کردن و گرفتن آمار نفوس و توليد و ... شروع کردند. شما از همين الان به مشاورانت بگو «کشور در کدام عرصهها با مشکل عدمدقت دادهها و آمار مواجه است؟ و کدام دادهها را اگر به اشتراک بگذاريم حکمراني بهتري ايجاد ميشود؟ و چگونه ميتوان سازوکارهايي براي افزايش تدريجي دقت دادهها ايجاد کرد؟» دولت بايد ياد بگيرد دقيق بشمرد و بتواند از شمردنهايش دفاع کند و درستي آنها را نشان دهد. بدون چنين قابليتي، همه سرت کلاه ميگذارند و تو به نمايندگي از همه آنها سر مردم کلاه ميگذاري، حتي وقتي دوست نداري چنين کاري کني، راستش چارهاي نداري! سازوکارهاي شمردن را اصلاح کن. اين يک تخصص است.