به نظر ميرسد بعد از نگرانيها و نابسامانيهايي که تحت عنوان ترس به مدت دو سه ماه بر بازار سرمايه حاکم بود، اکنون دو مرحله را پشتسر گذاشتيم، اين در حالي است که گرچه بازار کمي فعالتر شد، اما به سبب همان ترس و ترديد شکل گرفته، نگراني جديدي به بازار دامن زد آن هم گرايش افراد به برخي سهام خاص بود. به اصطلاح سهامي که بزرگ و بنيادي نبودند و اين مساله حرفهايهاي بازار را نگران ميکرد که موتور سهام ليدر و بنيادي بازار روشن نشده است. به علاوه اين گمان ميرفت که اگر قرار است تمام پول وارد شده به بورس بر چند سهم کوچک متمرکز شود، آنها رشد تند و شارپي خواهند داشت و همين امر ميتواند نتايج مخربي به دنبال داشته باشد. ولي آنچه در يکي دو روز گذشته ميبينيم، آن است که نقدينگي وارد شده بعد از افزايش اقبال و کمک بازارهاي جانبي به بازار سرمايه، به سمت سهام بنيادي و بزرگ گرايش پيدا کرده است. به عقيده من اگر اين اتفاق بيفتد و ما انتظار نداشته باشيم تا همانند گذشته و در بازههاي زماني کوتاه به معاملهگران توصيه شود به سراغ سهام کوچک که هر روز مثبت است بروند و انتظارات شکل معقولتري پيدا کند، ميتوان اميدوار بود که بازار سرمايه تا پايان سال روند متعادلتري داشته باشد. گرچه من بر روي سهم «وصنعت» به صورت خاص نظر نميدهم و نميتوان در يک مقطع زماني کوتاه درباره آنها صحبت کرد، اما نکته آن است که خيلي از سهام در دوره ريزش معادل بقيه سهام ريختند و پس از رونق دوبارهاي که از سه هفته قبل آغاز شد، ديرتر از بقيه حرکت رو به بالا را آغاز کردند، اين يکي از مواردي است که در بازار اتفاق ميافتد و زماني که توجهها به سمت صنعت خاصي جلب ميشود، همه نمادهاي آن گروه همزمان شروع به رشد نميکنند. به عبارت دقيقتر در ابتداي امر چند نماد مثبت ميشوند و بعد از چند روز سهامداران به سمت ساير سهام همان گروه خواهند رفت. ما زماني نسبت به سهامي که دولت روي آنها دست ميگذاشت ذوقزدگي داشتيم و خريد ميکرديم، اما اکنون يک نگراني بيجا داريم که اگر دولت رو سهم خاصي نظر مثبت دارد، پس بايد به آن نگاه منفي داشته باشيم؛ بايد بگويم هر دو اين موارد اشتباه است، در واقع سهمي خوب است که با تحليل خريداري شود و سرمايهگذاري بر مبناي توصيه از شخص ديگر مناسب نيست. در خصوص نگاه دولت به بازار سرمايه در سال آينده با توجه به لايحه بودجه 1400 هم بايد اشاره کنم، در شرايطي که طي سه ماه گذشته بازار کمعمق منفي داشتيم، خبري از جانب دولت مبني بر واگذاري سهام 100 شرکت ديگر اعلام که بسياري آن را با جنبه طنز ديدند و واگذاري شرکتها در زمان ريزش بازار کمي دور از ذهن بود، اما اين در واقع به معني آن است که دولت قصد دارد شرايطي را براي بازار فراهم کند که امکان عرضه اوليههاي ديگر هم وجود داشته باشد و اين تصميمات به واقع جواب اتهامات درباره رها کردن بازار سرمايه است و نکته بسياري خوبي در آن نهفته است.