چون آرايشگاه بهخاطر طرح قرنطينه تعطيله، اين روزها به مسئولان عزيز زنگ ميزنم تا نظرات اين عزيزان را که اغلب به زبان طنز هم بيان ميشوند، به سمع و نظر شما برسانم؛
من: قربان در مورد صحبتهاي اخير آقاي شوربخت ازتون سوال داشتيم!
مدير: شوربخت کيه؟! آهان! دکتر شوربخت هستن ايشون بيتربيت، عنوان شغلي رو نميگي؟!... خب؟! حالا چي گفتن؟!
من: دکتر شوربخت گفتن 8 کيلومتر از آزادراه تهران- شمالرو بايد تا آخر سال تموم کنيد!
مدير: هشت کيلومتر؟! چه خبره؟! ما هنوز درگير پروژههاي حدفاصل دوره فتحعليشاه تا احمد شاهيم!
من: يعني چي آخه؟! بعد هم اونا که اصلا پروژه نميدونستن چيه!
مدير: همين ديگه چون نميدونستن چيه ما درگير شديم.
من: عجب! تازه توي خبرها اومده که قراره با ريل خليجفارس رو به خزر وصل کنيد!
مدير: بابا يعني چي؟! اگه به من ميگفتن مديريت انقدر سخته که سر همون هفت هشت تا شغل ديگهام ميموندم...
من: جسارتا حقوق ميگيريد که همين کارها رو انجام بديد!
مدير: ببين من ديگه تغيير کاربري ميدم از اين به بعد ! اصلا ميدوني چيه عزيزم؟! هيچ سمتي بهتر از مشاور نيست.
من: چطور؟!
مدير: ببين به عنوان يک مشاور هم هستي، هم نيستي! يعني هم ميتوني يهکاري انجام بدي، هم نميتوني.خلاصه تو کارهارو به بقيه ميگي تا اونا برن و انجامشون ندن.
من: يعني اين پروژهها انجام نميشن؟!
مدير: دکتر شوربخت بگن و انجام نديم؟! هرچند ما تا سال 1450 درگير خوندن پروژهها و مصوبههاي دولتهاي قبلي هستيم اما هدف اول که اتمام کاره بعيده بهش برسيم اما دومي که فقط قيچي کردن ربان و کلنگ زدن و عکس گرفتنهرو هستيم... با تمام قوا هم هستيم!
من: شايعه کردن که خواهرزاده شما پيمانکار اين آزادراهه!
مدير: بيخود کردن شايعه درست ميکنن و به کارنامه کاري اين بچه خدچه... خطشه... خطچه وارد ميکنن!
من: يعني شما تکذيب ميکنيد؟
مدير: شايعه بودنشو تکذيب ميکنم چون واقعيته! واقعيتو چرا بايد تکذيب کنم؟